صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۹ حمل ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مبنای صلح باید منافع مردم افغانستان باشد

-

بحث صلح و حاشیه های آن هر روز در افغانستان جدی تر می شود. پرسش ها، نگرانی ها، خوشبینی ها و بدبینی ها به صورت همزمان پروسه صلح را احاطه کرده و رویکردهای متفاوتی را در جامعه رقم زده است.
صلح شرافتمندانه و پایدار خواست عموم مردم افغانستان است. مردم امنیت می خواهند؛ زیرا از ناامنی بیشترین ضرر را متحمل شده اند. مردم نظم می خواهند، چرا که از بی نظمی و هرج و مرج بزرگترین آسیب را دیده اند. مردم می خواهند زندگی مسالمت آمیز داشته باشند و بدون در نظر گرفتن تعلقات و تفاوت های قومی، نژادی، زبانی و مذهبی، مناسبات اجتماعی خود را بر مبنای قوانین، ارزش ها و دستاوردهای سال های اخیر عیار سازند.  مردم میخواهند افغانستان وطن همه افغانستانی ها باشد و همه مردم، شهروندان درجه یک بوده و مساویانه در مسایل و امورات کشور سهم داشته باشند.
نگرانی مردم بیشتر مبتنی بر این مسأله است که با توجه به ایدئولوژی گروه طالبان و تفکر افراط گرایانه قومی شان، مذاکرات صلح به سمتی سوق داده نشود که بار دیگر، حاکمیت نظام استبدادی، انحصاری و ایدئولوژیک را در افغانستان احیا کرده و پس از هیجده سال دوباره مردم به جای سقوط کند که به بهای قربانی کردن صدها هزار انسان، از آن بیرون آمده اند.
پرسش هایی که در محور مذاکرات صلح مطرح می شود، بیشتر ناشی از همین نگرانی ها است. در سال 2001 که حاکمیت طالبان توسط نیروهای ائتلاف بین المللی و همکاری نیروهای مقاومت محلی، سرنگون گردید، سه موضوع اساسی به عنوان اهداف جامعه جهانی در افغانستان مطرح شد.
1- مبارزه با تروریسم بین المللی و حامیان شان
2- بازسازی خرابی های جنگ و کمک به انکشاف اقتصادی این کشور
3- تأسیس نهادهای قانونی
اکنون ما می توانیم کارکرد جامعه جهانی در افغانستان را بر محور سه موضوع فوق به سنجش بگیریم. بر این اساس جامعه جهانی تنها در بخش تشکیل و تأسیس نهادهای قانونی در افغانستان مؤفق عمل کرده است. در بخش بازسازی متأسفانه اولویت های اقتصادی افغانستان در نظر گرفته نشد. کمک های جامعه جهانی بیشتر به پروژه هایی به مصرف رسید که جنبه تبلیغاتی و نمایشی داشت و به صورت مؤقتی برخی نیازمندی های شهروندان را مرتفع می کرد.
بدون شک اگر میلیاردها دالر کمک های جامعه جهانی به صورت صحیح و معقول و مطابق اولویت های اقتصادی درافغانستان به مصرف می رسید، ما امروز به خود کفایی نزدیک می شدیم. توقف پروژه های اقتصادی، بیکاری وافزایش فقر در کشور نشان می دهد که سیاست های جامعه جهانی در عرصه بازسازی و انکشاف اقتصادی چندان مطلوب و موفق نبوده است.
ناکامی جامعه بین المللی در امر مبارزه باتروریسم و حامیانش هم آشکار است. حضور بیش از 22 گروه تروریستی در افغانستان و گسترش روز افزون جنگ و ناامنی خود گواه روشن از ناکامی آنها در تأمین امنیت افغانستان است.
امروز پس از هیجده سال امریکا و جامعه جهانی به این نتیجه می رسند که باید مسأله افغانستان از راه مذاکرات سیاسی حل شود. سؤال مهم در روند صلح این است که اولویت در مذاکرات صلح، آیا منافع امریکا و متحدانش است یا منافع مردم افغانستان؟
آیا امریکا می خواهد مشکلات خود را با طالبان حل کند و راه را برای خروج بقیه نیروهای خود باز کند. یا نه مسأله امنیت پایدار و زیست باهمی مردم افغانستان نیز دارای اهمیت و اولویت می باشد؟
اگر مسأله افغانستان در اولویت باشد، امریکا و جامعه جهانی باید در پروسه صلح چند فاکتور اساسی را در نظر داشته باشند:
1- تحمیل هر تفکر و ایدئولوژی سیاسی در افغانستان ناکام است و باید پدیده تکثرگرایی فکری، فرهنگی و سیاسی مورد پذیرش قرار گیرد.
2- صلح باید فراگیر باشد و حضور و اشتراک عادلانه و متناسب اقوام و گروه های سیاسی در مذاکرات صلح حتمی دانسته شود.
3- نسل امروز با نسل گذشته تفاوت دارد. این نسل در فضای دموکراتیک بزرگ شده است. برگشت به گذشته برای نسل امروز پذیرفتنی نیست.
4- حقوق بشر، آزادی زنان و آزادی های اساسی و فردی به هیچ صورت قابل معامله نیست و نباید از اهمیت و اعتبار آنها در نظام آینده کاسته شود.
چنانچه معیارهای فوق در مذاکرات صلح در نظر گرفته شود، صلح برای همه مردم افغانستان قابل توجیه خواهد بود؛ وگرنه ممکن است با واکنش های منفی از سوی گروه های سیاسی و اجتماعی مواجه شود.

دیدگاه شما