صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۵ سرطان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تقویت طالبان به چه بهایی؟!

-

جنگ افغانستان یک معضل داخلی نیست که با توافق طرفین حل و فصل شود. این جنگ حداقل ریشه ای نیم قرنه دارد که توسط کشورهای قدرتمند جهانی به منظور پیشبرد یک بازی بزرگ در افغانستان راه اندازی شده و توسط همین کشورها به صورت مداوم نظارت و کنترل می شود.
بنابراین برای حل معضل جنگ در افغانستان تنها توافق حکومت با طالبان و یا چهره های به اصطلاح سیاسی با چند نفر طالب کافی نیست؛ بلکه باید تمام عوامل داخلی و بیرونی جنگ در پروسه صلح اهمیت داده شود و رضایت و موافقه همه طرف ها در مسأله صلح گرفته شود.
همه می دانند که گروه طالبان یک گروه ساختگی است که به منظور پیشبرد پروژه های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در افغانستان تشکیل شده و با حمایت همه جانبه برخی کشورها به افغانستان وارد شده است.
یازدهم سپتامبر2001 و حضور نیروهای بین المللی در افغانستان برای مبارزه با تروریسم، فرصت خوبی بود تا ریشه های افراط گرایی و اندیشه های تروریست پرور برای همیشه از این سر زمین خشک شود. نظام اماراتی طالبان سقوط کرد و القاعده شکست خورد و نظام مبتنی بر ارزش های دموکراتیک درافغانستان به وجود آمد که از حمایت وسیع و همه جانبه جامعه جهانی برخوردار بود.
متأسفانه بازی های زیرکانه و دوگانه کشورهای حامی طالبان از یک طرف و احساسات قومگرایانه و گرایشات مداراجویانه سران حکومت افغانستان از سوی دیگر، رویکرد مبارزه با تروریسم را از مسیر اصلی آن منحرف کرد.
تبدیل کردن طالبان از گروه حامی تروریست به شورشیان داخلی و از شورشیان داخلی به برادران ناراضی، بزرگترین ضربهای بود که از سوی سران حکومت به امنیت، صلح و ثبات کشور وارد شد. این تفکر مسیر مبارزه جهانی علیه تروریسم را به مبارزه علیه گروه القاعده تقلیل داد و گروه طالبان که حامی اصلی و زمینه ساز فعالیت ها و جنایت های گروه های تروریستی در کشور به حساب می آمد، دیگر یک گروه تروریستی به شمار نمی آمد؛ بنابراین در فهرست اهداف مبارزاتی نیروهای بین المللی نیز قرار نمی گرفت.
از اینرو رویکرد حکومت و جامعه جهانی در برابر طالبان از عملیات های تهاجمی به واکنش های دفاعی تغییر پیدا کرد. حملات شبانه ، حملات طیاره های بدون سرنشین به مراکز آموزشی، سازماندهی و تجمع طالبان به بهانه جلوگیری از تلفات غیر نظامی، ممنوع شد.
در کنار مسایل امنیتی به طالبان فرصت داده شد، تا به صورت گسترده از کمک های جامعه جهانی برای افغانستان به صورت مستقیم و غیر مستقیم بهره ببرند. گزارش های سیگار نشان دهنده این واقعیت تلخ است که از سال های 2006 تا 2014 فیصدی قابل توجهی از کمک های بین المللی به جیب طالبان واریز شده است. بخش بزرگی از هزینه های جنگی طالبان طی آن سال ها از همین راه تأمین می شده است.
در دور دوم حکومت کرزی، در حالی که کمک های بین المللی به گونهای وسیع در افغانستان صورت می گرفت، اما با این حال روند بازسازی و نوسازی در افغانستان کاملا متوقف ماند. تمام کمک ها به سمت جنوب و شرق کشور فرستاده می شد و تنها دلیلی که برای توجیه این تبعیض و بی عدالتی از سوی رییس جمهور ارائه می شد، این بود که ما با این کمک ها جلو نفوذ و پیشروی طالبان را به سوی مرکز و شمال کشور می گیریم. ولی این مسأله کاملا نادیده گرفته می شد که حجم بزرگ کمک ها به طالبان ممکن است در کوتاه مدت جلوی طالبان را بگیرد؛ اما در دراز مدت به قدرت نظامی و نفوذ اجتماعی این گروه در مناطق تحت سلطه این گروه می انجامد.
در این دوره روستاها و تعدادی از ولسوالی های کشور به مناطق امن برای طالبان درآمده بود. طالبان در این مناطق بدون هراس از حملات نیروهای امنیتی، احکام طالبان را در قالب امارت اسلامی بر مردم تطبیق و اجرا می کرد. تشکیل حکومت موازی طالبان که در سایه افکار شئونیستی پالیسی سازان کشور صورت گرفت، زمینه را برای تعقیب و پیگیری خواست های بیشتر؛ یعنی حاکمیت امارت اسلامی در افغانستان، تشویق و ترغیب نمود.
قدرت و گسترش نفوذ طالبان در سال های بعد در مناطق مختلف کشور، نتیجه سیاست های اشتباه کشورهای حمایت کننده افغانستان و تفکر قومی سران حکومتی و بازی های ماهرانه کشورهای منطقهای حامی طالبان بود.
سیاست های عجولانه و خوشبینانه امریکا نسبت به روند صلح و ساده انگاری این پروسه در حد رضایت چند نفر طالب، شور و شوق سیاستمداران بازنشسته کشور که این روند را به نفع خود تفسیر می کردند و رویاروی دو قدرت بزرگ روسیه و امریکا در رقابت های منطقوی از جمله در افغانستان، سبب شد که این بار طالبان در عرصه سیاسی و بین المللی مورد توجه قرار بگیرد.
مذاکرات قطر و دو دور نشست مسکو خواسته یا ناخواسته گروه طالبان را از حاشیه به متن آورد و حتا تلاش مشترک و چندجانبه صورت گرفت که با منزوی کردن حکومت، امارت اسلامی را هرچه برجسته تر، قوی تر و همه کاره تر نشان دهند.
شکست دور ششم مذاکرات قطر و سرافکندگی سیاستمداران ورشکسته  در مسکو، نشان داد که پروسه صلح با طالبان چندان هم ساده و آسان نیست که هر کس بتواند از آن نفع ببرد. اعلامیه خشن و بلندپروازانه رهبر طالبان پس از دور ششم مذاکرات قطر و تنها دو روز بعد از نشست مسکو، بیانگر اشتباه رفتاری خلیلزاد و اوج درماندگی سیاستمداران اشتراک کننده در نشست مسکو می باشد.

دیدگاه شما