صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۸ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

درامه خونین و حقارت بار صلح

-

طالبان یک گروه به شدت ایدئولوژیک، محدود نگر و انعطاف ناپذیر است. وقتی این ایدئولوژی با راهبردهای سیاسی و استخباراتی همراه شود، خطرناکتر می شود که دیگر هیچ امیدی به گفتگوهای معقول و منطقی با این گروه باقی نمی ماند.
طالبان هم به لحاظ زیست اجتماعی و هم به لحاظ فهم و برداشت های دینی، گروه مغرور، خشن، خود حق بین و بی رحم می باشد. از نظر طالبان تمام مردم باید مثل آنها باشند و مانند آنها بیندیشند، در غیر این صورت گمراه تلقی شده و به جرم خروج از جاده حق در یک محکمه فرمایشی به اشد مجازات ها محکوم می شوند. از نظر آنها زندگی و سرنوشت انسان ها کمترین ارزش ندارد، آنچه ارزش دارد، ایده ها و تفکرات خشک، خشن و نا انسانی است که از سوی این گروه به شیوه های مختلف بر مردم تحمیل می شود.
از اینرو امید گفتگوی منطقی با این گروه که در نهایت به یک توافق عاقلانه و منصفانه بینجامد، از آغاز یک امید خام و آرزوی خیالپردازانه است که به جز برجسته سازی طالبان، اهمیت دادن به تفکرات و نظریات آنها، صرف پول و هزینه های مالی و اقتصادی و تشدید خشونت ها، دستاورد مثبت دیگری ندارد.
چیزی که طالبان به آن می اندیشد، حاکمیت آنها بر مردم و تطبیق احکام و دستورات جعلی است که به نام اسلام بر جامعه تحمیل می شود. طالبان خود را مؤظف می پندارند که برداشت های خود را از دین آن طوری که خود می خواهند بر مردم تطبیق کنند؛ اگرچه با زور، شلاق، زندان، شکنجه، اعدام و حتا کشتارهای جمعی و نسل کشی. طالبان از کشتارهای بیرحمانه مردم هیچ ابایی ندارند؛ چرا که در نظر آنها این نوع کشتارها پیشاپیش توجیه شده است. "جهاد" واژه ای است که هر جنایت و قساوتی را توجیه کرده و مشروعیت می بخشد و "مجاهد" کسی است که تمام اعمال غیر انسانیاش در نزد خدا بخشیده شده است.
تأسف، اما اینجا است که هم جامعه جهانی و کشورهای عضو ایتلاف مبارزه با تروریسم، طالبان را باهمه تفکرات و رفتارهای خشن و بیرحمانهاش یک پدیده افغانی ارزیابی کرده و آن را نشأت یافته از روح فرهنگ قبیلوی افغان ها می دانند و هم سران حکومت، طالبان را یک گروه خودی دانسته و با آنها مانند براداران ناراضی برخورد می کنند.
سیاست مدارای انسانی، در برابر خشونت ایدئولوژیک هرگز جواب نمی دهد. این سیاست از نظر دشمن ضعف تلقی می شود، آنها از فرصت هایی که در سایه این گونه سیاست ایجاد می شود، بیشترین بهره را در جهت تقویت و گسترش نفوذ خود و تضعیف حکومت می برد.
امروز اگر طالبان از موقعیت بالا صحبت می کنند و از ادامه جنگ و حاکمیت طالبانی سخن می گویند، نتیجه همین سیاست های خام و خوشبینانه سران حکومت قبلی در برابر طالبان می باشند. سران و دست اندرکاران حکومت قبلی متأسفانه هنوز هم در برابر طالبان از موضع بسیار ضعیف و کرنش مآبانه برخورد می کند.
باید بفهمیم که ما دربرابر طالبان در صحنه جنگ شکست نخورده ایم. نیروهای امنیتی به گونهای شایسته از سنگرهای شان دفاع کرده اند؛ اما سیاست های متزلزل، بزدلانه و خاینانه حکومت بوده است که کمر نیروهای امنیتی را شکستانده و انگیزه جنگی و دفاعی آنها را پایین آورده است. پس ما درعرصه سیاست شکست خوردهایم. ما از سیاست واحد، پایدار و مبتنی بر راهبردهای مشخص برخوردار نبوده ایم. ما می توانستیم از ورود دوباره طالبان به افغانستان جلوگیری کنیم، ما می توانستیم اقتدار حکومت مرکزی را در ولایات و ولسوالی ها گسترش دهیم؛ اما چنین نکردیم. ما همه اش به طالبان فرصت و امتیاز دادیم و خود ما بسیاری فرصت ها را از دست دادیم. اکنون دیگر زمان به آخر رسیده است. حکومت باید قاطعانه تصمیم بگیرد، یا افغانستان را به طالبان واگذار می کند و صفحه خونین دیگری از کشتارها، جنگ ها و جنایت های سازمان یافته را رقم می زند و یا مردم را به مقاومت و دفاع و مقابله با گروه طالبان فرا می خواند و عرصه را به لحاظ نظامی بر طالبان تنگ می کند. اتخاذ سیاست واحد، پایدار و راهبردی در برابر شورشیان و ایجاد اجماع کلان ملی برای دفاع از ارزش های نوین سیاسی، گرفتن موضع شفاف، روشن و قاطع در برابر طالبان و دوری جستن از سیاست های ضعیف و کرنشگرانه، می تواند اقتدار از دست رفته حکومت را تا حدودی برگرداند.
سیاستمداران و رهبران احزاب نیز نباید به بهای تضعیف حکومت، به دامن طالبان پناه برده و با حضورشان در جلسات فرمایشی و ذلت بار تحت عنوان گفتگوهای بین الافغانی، به جنایت ها و کشتارهای طالبان مشروعیت بخشیده و سبب پراکندگی و بدبینی میان مردم و تضعیف مورال و روحیه نیروهای امنیتی در جبهه های جنگ گردند. ما امروز بیش از هر زمان دیگر به تدبیر، دوراندیشی و اتحاد سیاسی نیاز داریم.

دیدگاه شما