صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۷ عقرب ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تفسیر مرگ نمایشی خلیفه شام

-

دو روز قبل نیروهای ایالات متحده امریکا، ابوبکرالبغدادی را در یکی از روستاهای دورافتاده سوریه به قتل رساند و بدین ترتیب یک بار دیگر بعد از چندین سال مبارزه ایالات متحده با تروریسم غوغای رسانه ای در این عرصه ایجاد کرد. مدت ها بود که جبهه مبارزه با تروریسم ساکت بود و جز گفتگوهای طولانی ایالات متحده با طالبان، دیگر خبر قابل ذکری در این زمینه وجود نداشت. در افغانستان مردم عادی تقریبا بی تفاوت از کنار این خبر گذشتند و چنان هلهله ای که از لازمه چنین رخداد بزرگی است و احتمالا سیاست مداران آمریکایی از آن توقع داشتند، نه در افغانستان و نه حتی در کشورهای محل ظهور داعش به وجود نیامد. اما در میان رسانه های جمعی و هم چنین در میان سیاستمداران به تناسب مناسبات و روابط آن ها با ایالات متحده سروصدایی به وجود آمد. پیش از آن در سال های گذشته مرگ غول های ترور و وحشت هم چون بن لادن رهبر القاعده، ملا عمر رهبر گروه طالبان، زرقاوی، ملا منصور رهبر دیگر طالبان، جلال الدین حقانی و اعضای کلیدی شبکه های تروریستی در پاکستان و حتی مرگ کسانی چون صدام حسین و قذافی موجی از شادی و شعف حداقل در بخشی از کشورهای اسلامی ایجاد کرده بود؛ اما مرگ بغدادی با آن که مورد استقبال اکثریت قاطع کشورهای خاورمیانه قرار گرفت، آن چنان شوری که رهبران ایالات متحده از جمله دونالد ترامپ انتظار داشتند، در هیچ جای جهان ایجاد نکرد. پرسش اساسی این است واقعا با مرگ خلیفه خودخوانده دولت اسلامی، عمر گروه داعش هم پایان یافته است؟ پرسش مشخصی در روزهای اخیر برخی رسانه ها بدان پرداخته اند این است که مرگ او بر سرنوشت شبکه های گروه داعش در افغانستان چه تاثیری دارد؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که مرگ بغدادی اگرچه یک شوک جدی در گروه های زیر دستش ایجاد کرد ولی در مجموع در سرنوشت گروه داعش و دیگر گروه های تروریستی نه در خاورمیانه تاثیر مستقیم خواهد داشت و نه در افغانستان. حضور و فعالیت گروه های افراطی و تروریستی در منطقه خاورمیانه و به خصوص افغانستان زمینه ها و بسترهای تاریخی دارد که نه یک شبه به وجود آمده و نه یک شبه از بین خواهد رفت. به همین ترتیب مرگ سران گروه های تروریستی بیش از آن که به واقعیت های کلان و ریشه های بحران امنیت در منطقه و افغانستان ربط داشته باشد، نمایشی برای تغییر اذهان و مدیریت پروژه های سیاسی است.
با توجه به این که ما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده قرار داریم و مشخصا سیاست مداران حاکم در این کشور باید پاسخی به وعده های قبلی در زمینه مبارزه با تروریسم داشته باشند و با توجه به این که از روند صلح افغانستان هم چیزی داندانگیری به دست نیامده است، مرگ بغدادی می تواند حداقل مدتی اذهان را به خود مشغول کند و حداقل در دنیای رسانه ها و اغواگری های عصر دیجیتالی یک دستاورد مهم جلوه کند. اگر به ترتیب و لحن پرطمطراق دونالد ترامپ در حین اعلان و تایید این خبر توجه کنیم، نمایشی بودن این مرگ را به خوبی درک خواهیم کرد. همه شواهد علیه واقعی بودن این حادثه است و بسیاری از رسانه ها دلایل شک برانگیز بودن این واقعه را ارایه کرده اند و از موارد مختلفی سخن گفته اند که علیه ظاهر این قضیه اند.
نمی خواهیم تفسیری مبتنی بر توهم توطیه از حادثه مرگ ابوبکرالبغدادی داشته باشیم. اما واقعیت این است که متاسفانه همه کسانی که به اندازه کسانی چون ابوبکرالبغدادی و در حد خلیفه مسلمین و بن لادن بزرگ می شوند، نمی توانند این قهرمانی نمایشی را بدون دستکاری در شخصیت خود و بدور از امعان نظر شبکه های استخباراتی به دست آورند. به نظر می رسد که در این مورد نیز دستی از غیب بیرون امده است و به زعم خود چنین نمایش عظیمی را خلق کند.
بنابراین مرگ رهبر داعش یک حادثه از پیش طراحی شده است و چندان تاثیری در واقعیت تروریسم و فعالیت های افراط گرایانه گروه های تروریستی ندارد. طبیعی است که سناریو به همان شکلی پیش خواهد رفت که نوشته شده است و شدت و ضعف فعالیت های تروریستی بستگی تام به زمان و اهداف از پیش تعیین شده دارد. به خصوص این که رییس جمهور ایالات متحده از لحنی در اعلان این خبر استفاده کرد که نفرت را هم چنان تداوم ببخشد و اژدهای افراطیت را هم چنان عصبانی نگه دارد. افغانستان بخشی از جغرافیای خشونت است و متاسفانه خشونت ها هم چنان ادامه خواهد داشت. در این که سهم داعش در خشونت های آینده چه اندازه خواهد بود، باز بستگی به زمینه های اجتماعی حضور این گروه در ولایت خراسان دارد.

دیدگاه شما