صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲ حوت ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

از شعار تا واقعیت

-

سال 2019 برای مردم افغانستان مانند سال های قبل، سال جنگ، کشتار، انتحار و خشونت بود. در این سال مردم افغانستان با دو پدیده سیاسی بسیار مهم و سرنوشت ساز دیگر نیز روبرو بودند. پدیده صلح و انتخابات. نحوه برخورد با این دو پدیده اختلافات و مشکلات زیادی را برای مردم افغانستان پدید آورد.
برخوردهای منفعت طلبانه و سودجویانه برخی اشخاص، روند برگزاری انتخابات را به چالش کشانده بود؛ اما ایستادگی و مقاومت حکومت و توقف مذاکرات صلح در قطر، راه را برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری هموار کرد. مردم علیرغم تهدیدهای امنیتی در دو مرحله ثبت نام و رأی دهی مسؤلیت ملی شان را انجام دادند و پروسه انتخابات را رونق بخشیدند؛ اما متأسفانه جنجال های پس از انتخابات، از یک طرف به ارزش و اعتبار انتخابات در کشور لطمه زد و از سوی دیگر اهمیت حضور و حمایت مردم را از این پروسه ملی کمرنگ کرد و در پشت غبارهای اختلاف ها و کشمکش های سیاسی به فراموشی سپرد. متأسفانه این وضعیت اسفبار، زندگی، مناسبات سیاسی و تعاملات اجتماعی آنان را تحت تأثیر قرار داده است.
معمولا در پایان هر سال نهادهای ملی و بین المللی فهرستی از مهمترین حوادث آن سال را منتشر می کنند که تاهنوز برخی نهادها گزارش های شان را منتشر کرده و برخی دیگر در روزهای آینده منتشر خواهند کرد.
اما آنچه در بین این گزارشها و آمارها جلب توجه می کند، گزارش مربوط به خبرنگاران است. پدیده خبر و خبرنگاری به مفهوم نوین آن در افغانستان، زیاد مورد توجه عموم مردم و حکومت قرار نگرفته است. اگرچه فعالیت های رسانه ای و مطبوعاتی در کشور در کمتر از دو دهه اخیر قابل اهمیت بوده؛ اما این اهمیت در ذهنیت و مفکوره عمومی قابل درک نبوده است. طی این سال ها نه مطبوعات و رسانه ها توانست نقش خود را در عرصه ملی به نمایش بگذارند و نه حکومت و مردم به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها توجه کرده اند.
تا سال 2014 سخن از آزادی بیان گفته می شد و از پیشرفت رسانه ها به عنوان مهمترین دستاورد حکومت نام برده می شد؛ اما نه آزادی بیان به معنای واقعی کلمه وجود داشت و نه پیشرفت رسانه ها یک دستاورد واقعی برای افغانستان به شمار می آمد. به این دلیل طی این سال ها نه رسانه ها آن طوری که باید رشد کرد و نه نقش آنها در نهادینه سازی آموزه های دموکراتیک برجسته گردید.
حکومت با آن که در ظاهر آزادی بیان را رعایت می کرد و به رسانه های منتقد، زمینه و فرصت انتقاد را می داد؛ اما این انتقادها در سیاست ها، تصمیم گیریها و رفتارهای سازمان های دولتی، کمترین نقش را ایفا می کردند. بنابراین نقش رسانه ها در تعدیل و اصلاح سیاست ها و رویکردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به صورت واقعی قابل توجه نبوده است.
مسأله دیگری که در ارتباط با کار رسانه ها زیاد مورد توجه قرار نگرفته، این است که رسانه های زیادی طی این سال ها به عنوان رسانه های مستقل و بی طرف عرض اندام کرده اند؛ اما در واقع این رسانه ها در بازتاب اخبار، گزارشها و تحلیل های خود مستقل نبوده و نیستند. بسیاری از رسانه ها به دلیل وابستگی مالی به یکی از اشخاص و احزاب، ناچار بودند گزارش ها و اخبار را طوری تنظیم کنند که منفعت و رضایت اشخاص را تأمین کنند و قضایا را طوری تحلیل کنند که افکار عمومی را به سمت و سوی خاص سوق دهند.
این وابستگی از یک سو به حرفه ای شدن رسانه ها لطمه وارد کرد و گردانندگان اصلی رسانه ها را به خود سانسوری وا می داشت و از سوی دیگر اعتبار و ارزش رسانه ها را به عنوان رکن چهارم دموکراسی کاهش داد.
مسأله دیگری که به جایگاه و کارکرد رسانه ها ضربه زد، کمک های بی برنامهی جامعه جهانی در بخش رسانه ها بود. مؤسسات بین المللی به دلیل ترویج دموکراسی، رسانه ها را مورد حمایت مالی قرار می دادند، این حمایت سبب شد که بسیاری از افراد نه به دلیل کار رسانهای که به دلیل به دست آوردن پول و منفعت مادی به تأسیس یک رسانه اقدام کردند. کسانی که نه دغدغه  و انگیزه فرهنگی داشتند و نه از مفهوم دموکراسی چیزی می فهمیدند.
این مسأله سبب شد که مدیریت بسیاری از رسانه ها به دست شارلاتان های سیاسی و یا مافیای فرهنگی بیافتد که از تأسیس رسانه صرف در جهت منافع مادی خود سود می بردند. متأسفانه برخی از نهادهای رسانهای و یا سازمان های مدافع حقوق خبرنگاران نیز با همین انگیزه و مرام تشکیل شدند و از نام رسانه و خبرنگار در محافل فرهنگی و رسانه ای کشور سؤ استفاده می کنند.
بنابراین در افغانستان، کارگردانان و گردانندگان اصلی رسانه ها، گمنام ترین، مظلومترین و بی دفاع ترین قشر جامعه به حساب می آیند که در بسیاری موارد حقوق شان از سوی کارفرمایان پایمال شده و حتا به کرامت انسانی آنها اهانت روا داشته شده است؛ اما در عوض به افرادی ارج و احترام گذاشته می شود که دغدغههای سیاسی و اقتصادی آنها بر دغدغه فرهنگی و رسانه ای شان می چربد.

دیدگاه شما