صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بن‌بست در دوحه، راه حل در کابل

-

دیروز زلمی خلیلزاد نماینده خاص ایالات متحده در امور صلح افغانستان پس از یک سفر به پاکستان و گفتگوهای فشرده با مقامات این کشور، وارد کابل شده و بناست که با رهبری حکومت افغانستان و رهبران جناح های سیاسی در مورد صلح گفتگو کند. به نظر می‌رسد که گفتگوهای آقای خلیلزاد با نمایندگان طالبان در قطر نیز به نحوی دچار بن بست شده و از ظاهر امر پیداست که هیچ گشایشی در گفتگوهای قطر رونما نگردیده. با توجه به این که نزدیک به یک سال است که گفتگوهای مفصل و دوام دار بین نمایندگان طالبان و نماینده خاص وجود داشته است، چرا هیچ روزنه روشنی در صلح پدیده نیامده است؟ این سوال اکنون از آن جهت اهمیت دارد که آغاز گفتگوها با خوش بینی‌های زیادی از سوی همه طرف‌های درگیر همراه بود و حتی بسیاری از رهبران سیاسی در افغانستان تا مسکو و اسلام آباد به پیشواز طالبان رفتند و گمان می‌کردند که صلح به زودی می‌آید. اما از آن زمان تا کنون نه تنها هیچ پیشرفتی در این مورد حاصل نشده است بلکه همراه با یاس و نا امیدی‌های زیادی بوده است.
به نظر می‌رسد آقای خلیلزاد در روند گفتگوهای قطر دچار اشتباهاتی گردید که می‌توان از آن‌ها به عنوان خطاهای استراتژیک نماینده خاص ایالات متحده یاد کرد. جای بسی خوش‌حالی است که رییس جمهور ترامپ توافقنامه آقای خلیلزاد با نمایندگان طالبان را نه تنها امضا نکرد بلکه برای همیشه یک توافقنامه مرده حساب کرد و از مدار اعتبار ساقط کرد. وگرنه امضای آن توافقنامه و عملی شدن آن می‌توانست یک فاجعه بزرگ برای افغانستان و ایالات متحده باشد. آن توافقنامه محصول خطاهای استراتژیکی بود که در طول گفتگوهای همدلانه با طالبان در قطر رخ داد.
نخستین اشتباه آقای خلیلزاد در روند مذاکرات قطر و گفتگوهای طولانی با طالبان این بود که اهمیت حضور و جایگاه دولت افغانستان را در این گفتگوها عمدا به فراموشی سپرد. دلیل اصلی رویکرد منفی آقای خلیلزاد نسبت به دولت افغانستان هنوز معلوم نیست و و حدس و گمان‌های زیادی در این مورد تاکنون ارایه شده است. اما نفس نادیده گرفتن جایگاه دولت افغانستان به عنوان یک شخصیت حقوقی که می‌تواند نقش اصلی را در روند صلح به عهده داشته باشد، اشتباهی بود که نباید صورت می‌گرفت. دولت افغانستان هم به لحاظ منطق جنگ و صلح به عنوان طرف اصلی است و هم به لحاظ واقعی و عینی نیز توانمندی و ظرفیت رهبری پروسه صلح را دارد. درست است که مشکلاتی در درون نظام وجود دارد و دوگانگی رهبری حکومت آفت‌های زیادی را متوجه نظام نوپای افغانستان کرده است اما این امر نمی‌تواند دلیل بی توجهی و به حاشیه راندن حکومت افغانستان باشد.
دومین اشتباه استراتژیک آقای خلیلزاد بها دادن بیش از حد به طالبان بود. طالبان در طول مذاکرات قطر مشروعیت کافی را کسب کرد و از یک گروه تروریستی تحت تعقیب به یک گروه سیاسی و دیپلماتیک مبدل گردید. در توافقنامه‌ای که بنا بود در کمپ دیوید توسط رییس جمهور آمریکا امضا شود، از طالبان به عنوان امارت اسلامی یاد شده بود که مفهوم یک نظام سیاسی و دولت را افاده می‌کند. مفاد اصلی توافقنامه این بود که ایالات متحده در غیاب دولت مشروع افغانستان با یک نظام سیاسی توافقنامه را امضا می کند که اگرچه در تبعید است ولی دارای شخصیت حقوقی پذیرفته شده در معادلات سیاسی است. گروه طالبان نه تنها خود را در حد یک دولت و نظام سیاسی در مذاکرات قطر تثبیت کرد بلکه تبدیل به یک موجود نازدانه نیز گردید. به همین خاطر در طول یک سال گذشته بارها نمایندگان این گروه تاکید کرده اند که باید آن‌ها تعیین کنند که با چه کسانی مذاکره می‌کنند و با چه کسانی گفتگو نمی‌کنند. گروه طالبان تا کنون نپذیرفته است که با دولت افغانستان گفتگو می کند و از این امر سر باز زده است.
به نظر می‌رسد که گفتگوهای دور دوم که پس از ملغی شدن توافقنامه اولیه با طالبان توسط رییس جمهور ترامپ شروع شد اکنون با ابهام‌هایی همراه شده است. این مشکلات می‌تواند یک بن بست فراروی روند صلح و گفتگوهای دو طرف باشد. مخصوصا اگر همان اشتباهات گذشته تکرار شود و راه‌های رفته دو باره طی گردد. واقعیت این است که دولت افغانستان علی رغم چالش‌های درونی می‌تواند نقش مثبت و تعیین کننده در روند صلح داشته باشد و عملی شدن هر گونه توافق را تضمین کند. آزادی دو استاد پوهنتون آمریکایی از چنگال طالبان در بدل رهایی سه تن از سران طالبان نمونه روشن از توانمندی و ظرفیت دولت افغانستان در روند صلح است. امید می‌رود که از این پس هیچ گفتگویی در غیبت دولت افغانستان صورت نگیرد و برای به حاشیه راندن دولت، به طالبان و مافیای قدرت و ثروت بیش از این اهمیت داده نشود. هر یک از طرف‌های قضیه به اندازه توان خود باید تواقع داشته باشد و به همان اندازه در روند گفتگوها و مذاکرات صلح سهیم شود.

دیدگاه شما