صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

حس مشترک؛ مقدمه ای بر هم پذیری ملی

-

در روزهای اخیر دو اتفاق مهم افتاده که یک بار دیگر معضل ملت سازی را در اذهان زنده کرده و تبدیل به گفتمان عمومی کرده است. جوبایدن یکی از نامزدان ریاست جمهوری ایالات متحده در یکی از محافل مبارزات انتخاباتی از افغانستان سخن به میان آورده و گفته که افغانستان تبدیل به یک ملت یک پارچه نمیشود. پس بهتر آن است که ایالات متحده نیروهای خود را از این کشور بیرون بکشد و توانمندی نظامی خود را در این کشور بیهوده مصرف نکند. این سخن آقای جوبایدن واکنشهای زیادی را برانگیخته و برخی با آن موافقت نشان داده و برخی دیگر نیز بر آن تاخته است.
رخداد مهم دیگر قتل محمد باقر محقق از فرزندان محمد محقق یکی از رهبران جهادی توسط برادرش است که واکنشهای زیادی را بر انگیخت. بسیاری از شهروندان کشور با آقای محقق و خانوادهاش ابراز همدردی کردند و تقریبا تمام رهبران سیاسی اعم از دولتی و غیردولتی و نیز تمام موافقان و مخالفان شیوه سیاستورزی آقای محقق با وی همدردی کردند و حتی در خانه وی جهت ابراز همدردی حضور یافتند. رییس جمهور که در یک سفر خارجی به سر میبرد، علاوه بر این که تلفنی این حادثه را به وی تسلیت گفت و ابراز تاسف کرد، به محض ورد به کابل به طور مستقیم از میدان هوایی به خانه آقای محقق رفت و این واقعه را دو باره به وی تسلیت گفت. اما در سوی دیگر کسانی بودند که به این رویداد نگاه منفی نشان دادند. البته کسانی که به این واقعه با نگاه منفی نگاه کردند، اختصاص به قوم خاص نداشتند و بسیاری از کسانی که در گذشته ها حتی با آقای محقق در یک مسیر سیاسی قرار داشتند و به لحاظ تباری متعلق به تبار آقای محقق بودند از نحوه بیان رویداد و نیز القاب استفاده شده برای فرد جان باخته انتقاد کردند. اما منفی بافان در برابر این رویداد از تبارهای دیگر بیشتر بودند. همین مساله سبب شد که نوعی شکاف اجتماعی و خطوط گسل قومی دو باره احیا شود.
مهم این نیست که ما به هر دو رویداد چه واکنشی نشان دهیم و این که چه کسی در قضاوت نسبت به این دو رویداد محق است و چه کسی به انحراف می رود. مهم این است که این دو رویداد سبب شد که یکی از چالشهای اساسی امروز ما یعنی پروسه دولت و ملت سازی در محور مباحث روز و گفتوگوهای روزمره مردم در رسانهها و شبکههای اجتماعی قرار گیرد.
واقعیت این است که افغانستان پس از چهل سال منازعه خونین هنوز مسیر اصلی خود را باز نیافته و دچار پراکندگی و نفاق اجتماعی است. سازههای هویت ملی در افغانستان هنوز ناقص است و اقوام و کتلههای اجتماعی هر کدام در جزایر جداگانه با احساس محرومیت زندگی میکنند. هر یک از این کتلهها برای خود ارزش های مشترک، تاریخ مشترک، رسم و رواج های مشترک و در نهایت حس مشترک دارند که در دیگر کتلههای اجتماعی و قومی یافت نمیشود و یا مورد پذیرش واقع نمیگردد. ما نتوانستهایم هنوز به گونهای فرهنگ عمومی خود را به گونهای تعریف کنیم که در آن ارزشهای مشترک ملی و افغانستان شمول داشته باشیم. هنوز هر قوم برای خود قهرمانها و اسطورههای جداگانه میتراشند و نسبت به ارزشهای دیگر اقوام یا بیتفاوت هستند و یا نگاه منفی بدانها دارند. از این رو حس مشترک جمعی نسبت به ارزشهای مشترک و مدرن که بنیادهای دولت و ملت را میسازند، به وجود نیامده است و یا بسیار ناقص است.
آن چه که در کلام آقای جوبایدن آمده است اگرچه گزافه است و هر گونه امید را نسبت به آینده افغانستان منتفی میسازد که هرگز درست نیست اما به کلی خالی از واقعیت نیز نیست. بنابراین ما نباید با پدیدههایی که سرنوشت جمعی ما را در محور توجه قرار میدهند و ما را نسبت به آن حساس میسازند، برخورد احساساتی داشته باشیم. سخنان آقای جوبایدن از آن جهت اهمیت دارد که یکی از نواقص جمعی ما را گوشزد میکند و واکنش منفی برخی از هموطنان نسبت به قتل فرزند آقای محقق ما را وادار به چارهجویی میسازد. خوشبختانه واکنش همدلانه اکثریت قاطع مردم و بزرگان سیاسی نسبت به این حادثه حس مشترک را برانگیخت. به خصوص واکنش رییس جمهور و اقدام وی برای ابراز همدردی با آقای محقق برای تقویت حس مشترک جمعی بسیار مهم و بجا بود. این رفتار پاسخی برای همه واکنشهای زهرآگین و منفی نسبت به این رویداد بود و نشان داد که ما دارای دردهای مشترک و حس مشترک و در نهایت دارای ظرفیت همپذیری ملی هستیم.

دیدگاه شما