صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

هراس از کرونا چقدر منطقی است؟

-

در روزهای اخیر توجه عمومی به تهدید حیات جمعی از سوی ویروس کرونا جلب شده است. شاید پس از سال‌ها استیلای اخبار جنگ و خشونت، اولین‌باری‌ست که یک موضوع در محور همه گپ و گفت‌های عمومی و خصوصی قرار می‌گیرد. یک هفته پیش در کشور ما کسی این موضوع را چندان جدی نمی‌گرفت و بدان توجه نشان نمی‌داد. همه حرف و حدیث‌ها از مسایل سیاسی و انتخابات و صلح بود اما چند روز اخیر رسانه‌ها و محافل خصوصی و عمومی پر از تحلیل و گفتگو در باره ویروس کرونا و خطرهای احتمالی این پدیده نوظهور است. این همه گفتگو و سخن گفتن از کرونا و خطرهای آن به حدی رسیده است که تقریبا همه چیز را تحت شعاع قرار داده حتی گمان می رود که اگر چنین پیش رود، ممکن است حیات اجتماعی را در تهدید قرار دهد. پرسش اساسی که در دیگرهای کشورهای کرونازده نیز هنوز مطرح است و یک پاسخ قناعت بخش نیافته است این است که ترس از کرونا چقدر منطقی است و تا کجا باید مردم را از این بیماری ترساند؟
هر دو طرف هراس و بی‌خیالی هم مزیت‌های خود را دارد و هم خطراتی به دنبال دارد. اگر مردم هم‌چنان بی‌خیال بمانند و از این بیماری هراس نداشته باشند، بزرگ‌ترین پیامد منفی که آنی و سریع نیز هست، شیوع بیش از حد و سریع بیماری است. تجربه نشان داده است که در کشورهای که به نحوی پنهان کاری صورت گرفته است و ذهن مردم از آگاهی از وجود این پدیده دور نگه داشته شده است، زمانی متوجه این خطای استراتژیک گردیده‌اند که کار از کار گذشته است. تدبیر پنهان کاری و لاپوشانی کرونا هم در چین و هم در ایران فاجعه آفریده است. در هر دو کشور مدتی این بیماری بیشتر به دلایل سیاسی مخفی نگه داشته شده است و اصل فاجعه نیز در همین زمان روی داده است. علاوه بر رشد سریع و مخفیانه کرونا در زمان پنهان کاری، تدابیر پیش‌گیرانه و هم‌چنین آموزش عمومی نیز به تاخیر می‌افتد. این تاخیر در آگاهی‌دهی عمومی سبب می‌شود که وقتی آب از سر می‌گذرد و مصیبت سرریز می‌شود، شوک عمیقی به روان جمعی وارد گردد که تاثیر آن تا مدت‌ها باقی می‌ماند.
از سوی دیگر سخن گفتن بیش از حد و ترساند مردم از این بیماری ممکن است ناخواسته به نوعی هراس افکنی منجر گردد. اقدامات گروه‌های افراطی و تروریستی چیزی جز هراس افکنی نیست. اکنون اگر در باره ویروس کرونا بیش از حد بزرگ‌نمایی صورت گیرد، نوعی هراس عمومی و ترس فراگیر همه جا مستولی می‌گردد. این ترس و هراس عمومی علاوه بر این که به روح و روان جامعه آسیب می‌زند، فرهنگ عمومی و هم‌چنین اقتصاد جامعه را نیز دچار آسیب‌های جدی می‌کند. در این صورت بسیاری از آداب معاشرت و فرهنگ عمومی و حتی ارزش‌های دینی جامعه آسیب می‌بیند و اهمیت خود را از دست می‌دهد و حتی بسیاری از زیرساخت‌های اقتصادی جامعه نیز دچار اختلال می‌گردد. تعطیلی مکاتب و دانشگاه‌ها، مساجد و مراکز تجمع مذهبی و دینی، بنگاه‌های اقتصادی و کارخانه‌ها و خیلی از بازارهای اقتصادی ضررهایی را متوجه جامعه می‌کند که به این زودی‌ها قابل جبران نخواهد بود. این نوع نگاه نیز قابل تامل است و باید بدان‌ها اندیشید.
واقعیت اما این است که فعلا هراس از ویروس کرونا و اپیدمی ناشی از آن مقدم بر هر عمل دیگر و یا ارزش دیگر است. زیرا شیوع کرونا سبب نابودی انسان‌ها و خلق یک فاجعه تمام عیار می‌گردد. به خصوص در کشوری مثل افغانستان که بدون تعارف باید اذعان کنیم که ظرفیت مواجهه و مقابله با چنین بیماری در آن وجود ندارد، فراگیری این بیماری می‌تواند به معنای واقعی فاجعه بیافریند. به همین خاطر سخنان یکی از مسولان بخش صحت یکی از کشورهای دچار کرونا، منطقی به نظر می‌رسد که می گفت: اکنون زمانی است که مردم را باید از کرونا ترساند. به گفته او باید کاری کرد که مردم هرچه بیشتر بترسند و به سبب ترس دست به هر نوع اقدام پیش‌گیرانه بزنند.
در هر صورت به نظر می‌رسد که آگاهی عمومی و بالابردن فرهنگ بهداشت فردی و عمومی مقدم بر هر کاری است. به همین خاطر اگر واهمه و ترس سبب پیش‌گیری از شیوع ویروس کرونا گردد تا حدودی منطقی به نظر می‌رسد اما این واهمه و ترس نباید به اندازه‌ای باشد که مردم روحیه خود را ببازند و حیات اجتماعی به کلی فلج گردد.

دیدگاه شما