صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۳ میزان ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چالش های کنونی روند صلح

-

روند صلح در افغانستان یک پروسه پیچیده و بغرنج است. به همین خاطر بعضی خوش بینی هایی که در میان برخی از گروه های سیاسی به خاطر نتایج احتمالی پساصلح به وجود آمده است تا حد زیادی کودکانه است. واقعیت این است که متاسفانه روند کنونی صلح دارای یک چشم انداز نویدبخش و امیدوارکننده نیست. صدها دلیل بر این مدعا وجود دارد و ده ها چالش روند کنونی صلح را با ابهام و آینده آن را تاریک کرده است. هیچ کسی در افغانستان مخالف صلح و برقراری ارامش نیست. زیرا هیچ کسی جز مافیا و گروه های تروریستی از جنگ و خشونت سود نبرده است. اما باید همه بپذیرند که این راهی را که می رویم به ترکستان است.
اگر از چالش های عمیق و بنیادی که ریشه در باورهای تروریستی طالبان، منافع ملی و استراتژیک کشورهای منطقه و قدرت های جهانی و منطقه ای دارد، بگذریم، در زمان فعلی برخی چالش هایی فراروی روند صلح وجود دارد که هرگونه امید به این روند را از بین می برد.
نخستین چالش مهم و مایوس کننده برخورد و رفتار ابهام آمیز و جانبدارانه ایالات متحده است. همه دنیا می دانند که سه ماه بعد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده برگزار می شود و رهبری فعلی آن کشور می خواهد کلاهی از مساله افغانستان برای خویش بسازند و دستاوردی بتراشند. تماس های مکرر و دوستانه مسولان ایالات متحده با سران طالبان و توافقات پنهانی با این گروه و حمایت های بی دریغ از آن در طول دو سال گذشته که اکنون منجر به تقویت جدی طالبان و حتی تفکر طالبانی شده است، بر کسی پوشیده نیست. در تازه ترین مورد وزیر خارجه ایالات متحده با ملا برادر گفتگو داشته است که احتمالا در باره مسایل فیمابین توافقات پنهانی نیز داشته اند. از سوی دیگر ایالات متحده مدت دو سال است که مرتب به حکومت قانونی ومشروع افغانستان فشار وارد می کند تا خواست های غیر قانونی و بلندپروازانه طالبان را حتی پیش از آغاز گفتگوهای بین الافغانی عملی کند. از همین جا دومین چالش تولید می شود که آن فرسایش نظام سیاسی فعلی افغانستان و تعمیق بی اعتمادی مردم به آن است.
رهایی هزاران جنگجوی طالب و برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح از سوی حکومت و فراخواندن نمایندگان مردم در یک بحث اضطراری به منظور مشوره در باره رهایی 400 طالب محکوم و مجرم نشانه همین شکاف است. متاسفانه باید اذعان کنیم که اساسا نباید هیچ طالب و یا هیچ تروریستی بدون محاکمه و مجازات از زندان های افغانستان رها می شد. در حالی که توافق میان ایالات متحده و طالبان امضا شده است، این توافق هیچ الزام حقوقی را برای دولت افغانستان به عنوان یک شخصیت حقوقی ایجاد نمی کند. از سوی دیگر وقتی 400 نفر حکم قضایی شان صادر شده و مرتکب بدترین جنایات بشری شده اند، هیچ قانون و هیچ نهادی به شمول لویه جرگه مشورتی حق رهایی آن ها را ندارد. این مسایل سبب شده است که پرسش های مهمی فراروی دولت افغانستان به وجود اید و دیوار بی اعتمادی میان حکومت و افکار عمومی را بالا ببرد.
چالش مهم دیگر گسترش دامنه جنگ به مرزهای کشور از سوی گروه طالبان و کشورهای همسایه است. متاسفانه مرزهای کشور به خصوص در ساحاتی که ترانزیت و تجارت وجود دارد، مشکلات هر روز افزوده می گردد و مرزها نا امن می شود. در پشت این ناامنی ها اهداف کلان و خرابکاری های کشورهای همسایه و در برخی موارد مافیا قرار دارند. این کار نه تنها باعث تقویت طالبان بلکه سبب پیچیده شدن وضعیت می گردد و در نهایت روند صلح و مذاکرات بین الافغانی را متاثر می سازد. گسترش حملات تروریستی هم چون حمله بر زندان ننگرهار و گسترش خشونت ها ریشه در تصمیمات فرامرزی دارد. در چنین حالتی که طالبان حاضر نیستند حتی یک روز آتش بس کنند و یا خشونت ها را کاهش دهند حکومت نمی تواند با امیدواری و خوش بینی وارد مذاکره با این گروه شود. مردم افغانستان نیز نمی توانند بپذیرند که حکومت با گروهی که روزانه ده ها تن از فرزندان کشور را به قتل می رسانند و زیربناهای کشور را نابود می کنند به توافقات صلح دست یابد.
در مجموع اگر چالش های بزرگ و بنیادی چشم پوشی کنیم، همین چالش ها کافی است که هرگونه امید به صلح و مذاکرات بین الافغانی را از بین ببرد و به روند کنونی صدمه وارد کند. با توجه به تحولاتی که در جبهه های جنگ در حال رخ دادن است و با توجه به رفتار ابهام آلود ایالات متحده به عنوان متحد استراتژیک افغانستان و با توجه به فعالیت های خزنده و خرابکارانه همسایگان افغانستان حداقل در کوتاه مدت امیدی به یک صلح پایدار نیست. ولی در مجموع اگر روند کنونی حداقل منجر به کاهش خشونت ها شود باز برای مردم افغانستان قابل قدر خواهد بود.

دیدگاه شما