صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

همـه چیـز را قومـی نسازیـم

-

در پی سخنان استاد دانش معاون دوم ریاست جمهوری در جمع مردم بامیان در باره مقایسه جمهوریت و امارت در روز گذشته واکنش های زیادی از سوی افراد مختلف نشان داده شده است که وجه مشترک اغلب این واکنش ها دفاع مطلق از عملکرد حاکمان گذشته و قومی ساختن مسایل تاریخی کشور بوده است.
شان نزول و محور اصلی در سخنان معاون دوم ریاست جمهوری نوعی مقایسه میان نظام جمهوریت و نظام مبتنی بر دیدگاه طالبان یعنی امارت بوده است. معاون رییس جمهور نظام های مبتنی بر اراده و آرای مردم و نظام های اقتدارگرا و مطلقه را با همدیگر مقایسه کرد و گفت که نظام امارت به لحاظ روح و محتوا همان چیزی است که در گذشته به نام سلطنت بر مردم افغانستان تحمیل می شده است. بسیار روشن است که در گذشته ما هیچگاه نظامی مبتنی بر آرای مردم به معنای امروزی نداشته ایم و از سوی دیگر نیز روشن است که در بخشی از ادوار گذشته و در حکومت های میراثی مظالم و ستم های بسیار بر تمام مردم افغانستان روا داشته شده است که تاریخ به وضاحت این مظالم را ثبت کرده است و برای ما به یادگار گذاشته است.
در برخی از نظام های گذشته ستم و استبداد به قدری گسترده بوده است که حتی مردم این سرزمین به عنوان برده و کنیز در بازارهای منطقه به فروش می رسیده اند و خرید و فروش انسان یک معمول بوده است. بیش از صد سال قبل در بخشی از این سرزمین کله منارها ساخته شد و کشتار دسته جمعی و نسل کشی به راه افتاد. هنوز بسیاری از مردم افغانستان خاطرات تلخی از آن روزگار دارند. عین همین مظالم و ستم ها در اواخر قرن بیستم و در زمان حاکمیت امارت اسلامی طالبان بر مردم افغانستان روا داشته شد و از این نظام چیزی جز کشتار سیستماتیک، کوچ اجباری، سرزمین های سوخته چیزی دیگری باقی نماند.
طبیعی است که در میان شاهان و امیران افغانستان انسان های با درک و خدمتگذار هم کم نبوده اند. این شاهان از پایگاه اجتماعی   برخوردار بوده و مورد حمایت اکثریت مردم نیز بوده اند و عملکردشان در چوکات اصول و ارزش های آن روز توجیه می شد. در دوره های اخیر و پس از عبدالرحمان خان بسیاری از شاهان و امیران دست به اصلاحات گسترده در نوع نظام سیاسی کشور زده اند که از این جهت مورد احترام همه مردم افغانستان هستند و از آنها به نیکی یاد می شوند. در این میان می توان به عنوان نمونه از امان الله خان یاد کرد که واقعا یک استثنای منحصربفرد در میان شاهان افغانستان است و به معنای واقعی کلمه به ارزش های مدرن باور داشت. در دوره محمد ظاهر شاه امنیت عمومی بر قرار بود و آزادی های عمومی رشد کرد. در دوره سردار محمد داود خان برای نخستین بار نظام جمهوریت در کشور تاسیس شد و زیربناهای توسعه در کشور اساس گذاری شد که متاسفانه با مداخلات خارجی حکومت وی از بین رفت و کشور به بحران عمیق تر فرو رفت.
کسانی که به این موضوع رنگ و بوی قومی می دهند ناخواسته کشور را یک بار دیگر در منازعات بی پایان فرو می برند. منازعاتی که سال ها است بر حیات جمعی مردم افغانستان سایه افکنده است و اکنون همه ما در غم بیرون رفتن از آن گیر مانده ایم. کسانی که گذشته تاریخی غمبار و ستم سالار این سرزمین را به طور مطلق تقدیس و همه حاکمان گذشته را تبرئه می کنند به گونه ناخواسته برای نظام طالبانی تبلیغ و زمینه سازی می کنند. امری که همه مردم افغانستان در برابر آن ایستاده اند.
واقعیت این است که افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر زخم بر پیکر خود دارد و این زخم ها جز با تساهل و مدارا و درک همدیگر مداوا نمی شود. نابردباری و برخوردهای تند، سطحی و احساساتی با تاریخ و سرنوشت آینده کشور نه تنها ما را به جایی نمی رساند؛ بلکه از واقعیت ها دور و منازعات و بحران های کنونی را عمیق تر می سازد. متاسفانه در برخی از واکنش ها کلمات تند، گزنده و توهین آمیز به کار برده شده است که به صورت طبیعی در کشوری مثل افغانستان تقابل میان اقوام با هم برادر را بیشتر می سازد. مسلم است که هدف بسیاری از کنشگران سیاسی به این موضوع تحت فشار قرار دادن رقبای سیاسی و بسیج ساختن طیف های مختلف در پشت سر خویش هستند. اما آگاه باشند که آنها خواسته یا ناخواسته به آسیاب دشمن آب می ریزند و تفرق و تشتت قومی را بیشتر می کنند و در نهایت آن چه آسیب می بیند وحدت و یک پارچگی مردم افغانستان است.

دیدگاه شما