صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

طالب = کشتار!

-

از روزی که گفتگوهای مستقیم میان هیات مذاکره کننده دولت افغانستان و گروه طالبان در قطر شروع شده است، افغانستان شاهد شدیدترین جنگ ها میان نیروهای دولتی و طالبان بوده است و در همین زمان چندین حمله انتحاری و انفجاری بزرگ نیز از سوی طالبان سازماندهی و اجرا شده است. در این حملات و در پی تشدید جنگ های اخیر شمار زیادی از مردم ملکی و هم چنین نیروهای امنیتی افغانستان جان خویش را از دست داده اند و در مجموع از لحاظ امنیتی کشور در وضعیت بدی به سر می برد. حوادثی که در روزهای اخیر در تخار، غور، نیمروز و جلریز صورت گرفته است بی سابقه بوده ونمونه هایی از افزایش خشونت است.
از سوی دیگر گفتگوها در قطر تقریبا به بن بست رسیده است. طبیعی است که این بن بست یا رکود در چنین مواردی طبیعی است. اما مساله مهم این است که این بن بست بر سر مفاد کارشیوه مذاکرات اصلی و بر سر موضوعاتی بسیار اندک و بی اهمیت است. طالبان با تمام لجاجت می کوشند تا نامی از فقه جعفری در کارشیوه نیاید و هم چنین مبنای مذاکرات بعدی توافقنامه ای باشد که میان این گروه و ایالات متحده به امضا رسیده است. در حالی که هر دو خواست طالبان بی اساس و یک زورگویی مطلق است. اعضای هیات مذاکره کننده هم تا حد زیادی مایوس و مستاصل هستند و از جو حاکم بر دوحه بسیار خسته هستند.
در همین حال موضع گیری علیه طالبان در سطح ملی و بین المللی افزایش یافته است. در حالی که از یک سال به این سو خوش بینی های زیادی خلق شده بود و شروع مذاکرات مستقیم میان دو طرف بر این خوش بینی مدت اندکی افزود. ولی اکنون کم کم ورق بر می گردد و همه از طالبان نا امید می شوند. دیروز در مراسم یادبود از تعدادی از چهره های جهادی در مسجد باقرالعلوم، معاون رییس جمهور و دیگر چهره های سیاسی و جهادی مواضع تندی علیه طالبان گرفتند و به نحوی از سخنان دیروز پیدا بود که روند یک بار دیگر به بن بست بزرگ رسیده است. در روزهای اخیر بسیاری از چهره های سیاسی علیه طالبان و لجاجت این گروه و هم چنین روند پرابهام کنونی صلح موضع گرفته اند و نسبت به آینده خطرناک تر اخطار داده اند. 
همه موارد فوق نشانه هایی از یک واقعیت تلخ است. واقعیت این است که ماهیت گروه طالبان مساوی با جنگ و خشونت است. اگر روزی طالبان جنگ نکنند و دست به کشتار نزنند دیگر طالبی وجود نخواهد داشت. اساسا سردمداران این گروه ماهیت خویش را با جنگ تعریف کرده اند و حتی تعمد دارند که نهایت قساوت را در کشتار و خشونت عملی سازند و آن را در رسانه ها نیز نشان دهند. جالب این است که هرچه میزان قساوت در خشونت بیشتر باشد حس سبوعیت آنان بیشتر ارضا می گردد. طالبان حس سیری ناپذیری در کشتار و ریختن خون دارد و این ویژگی اصلی گروه های تروریستی و افراط گرای دینی است.
آن چه در دوحه جریان دارد نمایشی از یک بازی مضحک است و اکنون بیش از هر زمان دیگر سبب ناامیدی گردیده است. زیرا طالبان هم در عرصه گفتگو و هم در میدان جنگ نشان داده اند که هیچ باوری به صلح ندارند و خود نیک می دانند که اگر روزی صلح شود و خشونت ها پایان یابد آن روز به منزله مرگ طالب و تفکر طالبانی خواهد بود. به همین خاطر حتی از آتش بس و کاهش خشونت نیز می هراسند و همواره در حال فرار هستند. در مذاکرات صلح مطالبه آتش بس موقت یا دایمی یک خواست انسانی و مبتنی بر منطق اصلی صلح استوار است. اما این گروه حتی کاهش خشونت را نمی پذیرد و بر آتش جنگ افزوده و کشتار را چند برابر ساخته است.
به خصوص که اکنون معیار اصلی طالبان برای جنگ نیز از بین رفته است و خارجی ها در حال خروج از افغانستان هستند و طالبان نیز با آنان توافقنامه صلح امضا کرده اند. آیا بهانه ای برای کشتار و به قول خود شان جهاد باقی مانده است؟ احتمال فقدان سامانه جهاد که به نحوی زیربنای فکری طالبان و به منزله دستگاه توجیه کشتار بی رحمانه است، این گروه را سخت در هراس قرار می دهد. به همین خاطر سعی می کند تا این تسلسل خونین را هم چنان استمرار بخشد. طالبان به خوبی درک کرده اند که جنگ و کشتار ماهیت اصلی آن ها را بازنمایی می کند و  اگر روزی ماشین کشتار متوقف گردد دیگر وجود آنان نیز بی معنی خواهد بود.

دیدگاه شما