صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۸ حمل ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

فرصت هایی که نباید از دست داد

-

نشست استانبول به یکی از موضوعات جدی و داغ سیاسی در افغانستان تبدیل شده است. پرسش های زیادی در ارتباط با این نشست مطرح است. آیا این نشست در آینده جایگزین نشست دوحه خواهد شد؟ آیا ترکیه می خواهد نقش فعالتری در تحولات افغانستان بازی کند؟ آیا آمریکا با شریک کردن کشورهای همسایه و منطقه در مسایل افغانستان، می خواهد به گونهای خود را از معضل افغانستان کنار بکشد؟ آیا نشست استانبول به معنای شکست طرح صلح امریکا در افغانستان است؟
توافقنامه امریکا با طالبان که با شتاب و عجله و فشار به امضا رسید، نه منافع امریکا را در آینده تأمین کرده می تواند و نه خواست های مردم افغانستان در توافقنامه مورد توجه قرار گرفته است. این توافقنامه یکسره به نفع طالبان و کشورهایی اند که از طالبان حمایت می کنند.
با آن هم در توافقنامه امریکا و طالبان دو طرف تعهداتی نسبت به یکدیگر داشتند که تا کنون هیچ یک از آن تعهدات از سوی گروه طالبان عملی نشده است. پس پایبندی امریکا به آن توافقنامه جز این که اعمال خشونت بار طالبان را در افغانستان مشروعیت ببخشد و آمار تلفات ملکی و نظامی را بالا ببرد، نتیجه و ثمرهای دیگری در پی نخواهد داشت.
اکنون هفت ماه از آغاز گفتگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان می گذرد. در این هفت ماه گروه طالبان حتا یک گام کوچک، صرف برای اعتماد سازی و نشان دادن حسن نیت خود در قبال صلح بر نداشته است؛ بلکه برعکس حملات خود را بر پایگاه های نیروهای امنیتی و شهرها افزایش داده و شاهراه ها و سایر راه های مواصلاتی را نا امن ساخته و دامنه کشتار خود را از بخش نظامی بر بخش های ملکی گسترش داده است. در این مدت ده ها خبرنگار، عالم دین، سارنوال، زنان و کارمندان دولت توسط طالبان کشته شده اند و جان هزاران نفر دیگر در معرض خطر جدی قرار دارد. طالبان نه تنها ارتباط خود را با گروه های دهشت افگن قطع نکرده اند که با یک تعامل محکم و چند جانبه، در گسترش ناامنی و کشتار در افغانستان با همدیگر همکاری نزدیک دارند.
اکنون امریکا دریافته است که طالبان نه خواهان صلح اند و نه ظرفیت سیاسی برای صلح را دارند. پروسه دوحه بسیاری از تصورات خوشبینانه درباره طالبان را از بین برد و ثابت کرد که ماهیت این گروه با دهه نود تفاوت زیادی نکرده است. طالبان از نظر فکری، ایدیولوژیک و از نظر قومی فاشیست و از لحاظ سیاسی فاقد ظرفیت لازم برای حکومتداری است. بنابراین این گروه هرگز قابل اعتماد نیستند و همانطوری که در دهه هفتاد به نام «فرشته های سفید،» جویبار خون در شهرهای افغانستان جاری کرد، این بار می تواند به نام «صلح» فاز جدیدی از کشتار و قتل عام را در کشور راه بیندازد.
حکومت جدید امریکا می داند که توافقنامه دوحه به نفع آن کشور نیست و تمام دستاوردهای دو دهه گذشته را برای هیچ برباد می دهد. همانطوری که کارشناسان نظامی و سیاسی امریکا اظهار می دارند، با خروج نیروهای امریکا از افغانستان، این کشور باردگر در گرداب خونین جنگ داخلی گرفتار می شود و تعدادی از شهرها در تصرف گروه طالبان قرار می گیرد و این کشور به مأمن گروه های تروریستی تبدیل می شود که می تواند امنیت منطقه و جهان را به مخاطره بیندازد، دولت امریکا نیز از آینده تعهداتش در توافقنامه به شدت نگرانی دارد.
از اینرو می توان نشست ترکیه را نوعی تلاش از سوی امریکا برای جلب توجه جهانیان از مسأله دوحه به مذاکرات و فیصله های ترکیه تلقی کرد. دخیل ساختن سازمان ملل متحد و کشورهای منطقه در مسأله صلح افغانستان را نیز می توان در راستای کم رنگ کردن نقش انحصاری امریکا در روند صلح تحلیل کرد.
با این تحلیل نشست ترکیه به نفع دولت افغانستان و جبهه جمهوریت نیز هست؛ چون به هر میزانی که پروسه دوحه به حاشیه و فراموشی گذاشته شود، موضع و جایگاه سیاسی حکومت برجسته تر می شود. تکیه و تأکید طالبان بر توافقنامه امریکا با طالبان، دیگر نمی تواند به عنوان مبنای مذاکرات صلح خریدار داشته باشد. به شرطی که دولت افغانستان در درون خود از اتحاد و انسجام لازم برخوردار باشد و طرح واحد، جامع و مورد توافق همه جوانب را در مذاکرات ارائه کند.
مخالفت پاکستان، چین، روسیه و امریکا در نشست مسکو با برگشت امارت اسلامی و تمدید حضور نظامی امریکا و آلمان، فرصت خوبی را برای دولت افغانستان فراهم می سازد تا نقش خود را در پروسه صلح و همگامی با خواست کشورهای منطقه و جهان در چارچوب منافع مشروع و متقابل، بیش از پیش برجسته سازد.
شرایط فعلی اقتضا می کند که دولت علاوه بر امنیت کشور و مقابله با حملات احتمالی دشمنان، بیشترین تمرکز را روی پروسه صلح و تعیین هیأت های کار فهم، با تجربه و برخوردار از مهارت های لازم برای مذاکره و تدوین طرح جامع، قابل قبول و منطبق با ارزش های بین المللی و واقعیت های سیاسی و اجتماعی افغانستان، داشته باشد.
ممکن است برخی از حلقات سیاسی و کشورهای همسایه تلاش کند تا حکومت را به جنجال های درونی مصروف سازد؛ اما حکومت باید مدبرانه شرایط فعلی را مدیریت کرده و از تنگناهای موجود خود را برهاند. شرایط آرام سیاسی و تعامل مثبت با مجموعه های درونی بدون شک، فضای مذاکرات سیاسی را به نفع حکومت و مردم تغییر می دهد.

دیدگاه شما