صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

(مأموریت غیرممکن: فال‌وات) Mission: Impossible – Fallout

(مأموریت غیرممکن: فال‌وات) Mission: Impossible – Fallout

«تام کروز» بار دیگر با کارگردان اثر قبلی یعنی «کریستوفر مک کواری» همراه شده است تا ششمین نسخه از این مجموعه‌ی اکشن را به روی پرده ببرند.
شاید داستان «مأموریت غیرممکن: فال‌اوت*»(Mission Impossible: Fallout ) به‌اندازه‌ی داستان «خواب بزرگ»(The Big Sleep ) غیر قابل فهم و سخت باشد اما بخش اکشن آن به‌اندازه‌ی کافی دیوانه‌وار و هیجان‌انگیز است. دومین اثر نویسنده و کارگردان این فلم یعنی «کریستوفر مک کواری» از سری «مأموریت غیرممکن»(Mission Impossible ) که مملو از صحنه‌های اکشن و سکانس‌های زد و خورد طولانی و پشت سر هم با حضور «تام کروز»ـی که کارهایی شبیه به کارهای واقعی(!) می‌کند آن هم در مرکز پاریس و لندن و علاوه بر آن مقاصدی بسیار دورافتاده و استفاده از هر نوع وسیله‌ی نقلیه‌ای که بتوانید نام ببرید است توانسته تا کاری که این گروه ۳ سال پیش با ساختن «مأموریت غیرممکن: جامعه‌ی سرکش»(Mission Impossible: Rogue Nation ) کرده بودند را بهتر کند. فلم قبلی موفق شد تا ۶۸۲ میلیون دلار در سرتاسر دنیا فروش کند(۷۱ درصد آن خارج از ایالات متحده بود) و دلایل کمی وجود دارند که باعث شوند فکر کنیم این فلم تازه وارد نتواند کاری که فلم قبلی کرد را بهبود ببخشد یا حداقل به همان حد برسد.
به هنگام تماشای این اثر شما فکر می‌کنید که «تام کروز» و شریک جرمش در این اثر یعنی «مک کواری» به خود قول داده‌اند که در ساخت این اثر به دنبال شکستگی بروند. علی‌الخصوص هنگامی که مصدومیت شدیدی که او در اثر پرش بلندی که از یکی از ساختمان‌های شهر لندن کرد برایش به وجود آمد را در نظر بگیریم(هنگامی که این صحنه را بر روی پرده ببینید بسیار خطرناک به نظر می‌رسد)، بعید نیست که این اثر آخرین حضور «تام کروز» در دنیای سینما به عنوان «ایتان هانت» باشد.
بر خلاف دیگر نسخه‌های این فرنچایز، در این اثر چیزی از فلم قبلی به این فلم نیز به ارث رسیده است. در فلم قبلی یعنی «جامعه‌ی سرکش»، مأمور MI6   یعنی «سالامون لین»(با بازی شان هریس) به سوی نیروهای شرور داستان رفت و به «سندیکا»، یک گروه تروریستی که باور دارد برای رسیدن به دنیای بهتر باید دنیای فعلی نابود شود پیوست. ۳ بمب پلوتونیومی‌ای که «لین» در اختیار دارد و قصد او مبنی بر استفاده از این ۳ بمب تمام اکشن این اثر را تشکیل می‌دهد.
در صحنه‌ی افتتاحیه‌ی جالب و تأثیرگذار و برنده‌ی اثر، «ایتان هانت» و همکارش «بنجی»(سایمون پگ) سعی دارند تا پولیس‌ها را در برلین به تله بیاندازند اما هنگامی که این مأموریت با شکست مواجه می‌شود باعث بروز خشم رئیس او در CIA   یعنی «آنجلا بست» می‌شود و به همین دلیل او «ایتان» و همکارش را مجبور می‌کند تا با فردی دیگر به نام «آگوست واکر»(با بازی هنری کیویل که حضور خوبی پس از شخصیت سوپرمن برای او است) همراه شوند. رابطه‌ی «آگوست» با «ایتان» به‌اندازه‌ی انگیزه‌های او نامشخص است.
یکی دیگر از شخصیت‌های پیچیده و نامفهوم این اثر «بیوه‌ی سفید» است. او یک خیرخواه و بشردوست است که از قضا شغل جانبی‌ش فروش اسلحه است. نقش او را «ونسا کریسبی» به خوبی با پیچیدگی ایفا کرده است؛ او را ما از فلم «ملکه»(The Queen ) در نقش پرنسس «مارگارت به خوب به یاد داریم). «ایتان» و «آگوست» که نیاز دارند به سرعت به پاریس بروند و او را در یک بزم بسیار بزرگ ملاقات کنند، برای خود یک مسیر بسیار عجیب سفر انتخاب می‌کنند؛ ابتدا از یک جت در حال پرواز در ارتفاعی بسیار بالا به بیرون می‌پرند و در ارتفاعی بسیار کم چتر خود را باز می‌کنند تا مستقیم در Grand Palais فرود بیایند، ورودی بسیار عجیب که در جامعه‌ی فرانسه سابقه نداشته است.
این دو خیلی سریع با عده‌ای از محافظان گردن‌کلفت این «بیوه» درگیر می‌کنند و صحنه‌های اکشنی مملو از خون و خونریزی پدید می‌آورند تا جایی که «ایتان» موفق به شروع مذاکره با این «بیوه»ـی فتنه‌گر می‌شود؛ کسی که ابایی ندارد از قاطی کردن تجارت بزرگ خود با لذت کوچکی که یک آمریکاییِ خوش‌طینت در برابر دارد.
«مک کواری» اولین کارگردانی که تا به حال از او درخواست شده تا برای کارگردانی کردن دومین اثر در این فرنچایز به این سری بازگردد، مأموریت سخت خود در حفظ کردن و تثبیت کردن لحن ایده‌آل برای این اثر را پدید آورد؛ لحظه‌هایی مخلوط از شوخی‌های آگاهانه تا بخش‌هایی از قطعاتی که از تماشاگران انتظار می‌رود تا آن‌ها را برای چیزی که هستند دوست داشته باشند که آن هم برخی از سنگین‌ترین و خطرناک ترین صحنه‌های اکشنی است که تا کنون به روی پرده‌های سینما رفته است. حتی در ۵۶ سالگی نیز «تام کروز» یکی از بازیگرانی است که می‌توان از او انتظار داشت که مرزها را در بنوردد و در این اثر او دو همدست دیگر هم دارد؛ کارگردان اثر و کارگردان دوم یعنی «وید ایستوود».