صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقد و بررسی فلم «شکلات»

 نقد و بررسی فلم «شکلات»

منتقد: راجرایبرت
«شکلات»(Chocolat) درباره‌ی جنگی بین الحاد و مسیحیت است و به خاطر اینکه سمت الحاد شکلات دارد، برنده می‌شود. پیروزی او تنها به این دلیل با تاخیر مواجه می‌شود که سمت مسیحیت در طی مراسم لنت* شکلات نمی‌خورند.
فلم «روزی روزگاری» در یک روستای فرانسوی اتفاق می‌افتد، جایی که آرامش کامل برقرار است. البته منظور از آرامش کامل رکورد است، رکودی که از مدت‌ها پیش همچنان پابرجا است تا اینکه «بادی بازیگوش از شمال شروع به وزیدن کرد» و «ویان»(با بازی جولیت بینوش) را با خود آورد، کسی که فروشگاه شکلات فروشی را باز کرد، فروشگاهی که پس از بازشدنش دیگر هیچ چیزی مثل سابق نشد.
«شکلات» بسیار جذاب و مفرح است و «بینوش» به عنوان شخصیت اصلی در فلم در قامت یک ملکه‌ی خردمند در آمده که مشغول حکمرانی است. همانند زیبایی «کاترین دنوو»، زیبایی او نیز صرفا محدود به جوانیش نمی‌شود و مسلما در ادامه‌ی زندگی نیز همراه او خواهد بود. در این فلم نیز او چنان سرزنده و شاداب به نظر می‌رسد که صرف حضورش در شهر باعث شکل گیری بحث‌هایی بین افراد معتقد محلی می‌شود. این مسئله که آیا او قصد پنهانی دیگری دارد، طبق باور عده‌ای واقعا یک جادوگر یا راهبه‌ی ملحدان است توسط فلم پاسخ داده نمی‌شود.
«کومته دی ریناد»(با بازی آلفرد مولینا) بر این شهر حکومت می‌کند، کسی که ثروت و کتاب‌هایش به نظر توانایی دلداری دادن او برای عدم حضور همسرش را ندارند، همسری که به ظاهر در حال بازدید از شهر «ونیز» است اما یک احتمال هم وجود دارد و آن هم ترک کردن کامل همسرش است. «ریناد» خودش را در جایگاه فرد حکم کننده‌ی اخلاقیات می‌بیند و حتی موعظه‌ها و خطابه‌هایی نیز می‌نویسد که پدر «هنری»(هیو اوکانر) در منبر بخواند آن هم در حالی که لبان اشراف‌زاده‌های از خود راضیِ حاضر در مراسم به صورت هماهنگی در حال حرکت اند.
در این شهر یک سری مشکلاتی وجود دارند که به صورت آنی به گردن «ویان» انداخته می‌شوند، کسی که به «جوزفین»(لینا اودین) که توسط همسرش «سرج»(پیت استورمر) خونین و مالین شده است دلداری می‌دهد. این مسئله که مردان در این گونه داستان‌ها دستِ بزن داشته باشند تقریبا تبدیل به یک نوع کلیشه‌ی داستانی شده است و یک نوع استدلال نیز برای جایگاه بالاتر «ویان» شده است، کسی که مادر ناتنی «آنوک»(ویکتوری تیویسول) محسوب می‌شود به همین تحمل هیچ‌گونه خشونتی در زیر سقف خانه‌ش را ندارد. اگرچه او علاقه‌ای به جنس متضاد دارد که تجلی آن را می‌توان در «روکس»(با بازی جانی دپ) دید، کسی که خانه‌ی قایقی خود را در رودخانه‌ی مجاور مستقر می‌کند و جامعه‌ی بورژوازی را با سبک زندگی اقلیتی خود شوکه می‌کند.
شکلات‌های ‌ «ویان» مواد تشکیل‌دهنده‌ی جادویی ‎ای دارند درست مثل چیزهایی که در «مثل آب مورد نیاز برای شکلات»(Like Water for Chocolate) دیده بودیم و خیلی زود مغازه‌ی او تبدیل به محلی برای بهتر کردن حال مردم می‌شود. یک شکلات همچون داروی عشقی قوی عمل می‌کند و پیرمردی(جان وود) را تحریک می‌کند تا جرئت پیدا کرده و به یکی از بیوه‌های محل (لزلی کارون) بگوید که مدت‌ها است که به او علاقه دارد. حتی صاحب‌خانه‌ی خود رای و سنگدل «ویان» یعنی «اِون آرمانده»(جودی دنچ) نیز تحت تاثیر این شکلات‌ها قرار می‌گیرد و خصومت درازمدت خود با دخترش(کری-اَن موس) را پایان می‌دهد.
«لاس هالستروم» فلم «شکلات» را کارگردانی کرده است. «شکلات» از آن دسته فلم‌هایی است که می‌توانید به عنوان یک داستان کمی فانتزی‌گونه از آن لذت ببرید، فلمی که در آن ارزش‌ها از داستان‌های پریان بچه‌گانه آمده اند اما موضوعات و مضامین بزرگ‌سالانه نیز در آن‌ها جای گرفته است. نیاز به گفتن ندارد که در اینگونه داستانی‌ها دین غالب همان مردمان خشک مقدس و مذهبی هستند اما «شکلات» چندان کاری به کار حکومت محلی ندارد؛ علی‌رغم اینکه آن‌ها با خارجی‌ها از جمله شخصیت «جانی دپ» در فلم برخورد خوبی ندارند و از آن‌ها استقابل نمی‌کنند اما مردمانی شیطان صفتی نیستند. در عوض این افراد شبیه خوابگردهای آسوده خاطری هستند که بوی قهوه به مشامشان خورده است، یا در این مورد بوی شکلات. حتی «ریناد» نیز تحت تاثیر قرار گرفته است و وقتی که فهمید ادبیات نابخردانه‌ی او باعث تحریک شدن یک جاهل به راه انداختن یک آتش شده، دچار شگفتی شد.
من از فلم در سطح انتظاری که از آن داشتم لذت بردم. البته در عین حال نگران اوضاع فلم در گیشه نیز هستم، فلمی که در آن مسیحی‌های درخشان و خوش‌بین بر بی‌دین‌ها پیروز شدند.