صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۵ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقد و بررسی (دریای سایه‌ها) Sea Of Shadows

نقد و بررسی  (دریای سایه‌ها)  Sea Of Shadows کارگردان: Richard Ladkani, Sean Bogle / بازیگران :Romel Eduardo Ledezma Abaroa, Rafael Pacchiano Alamán / منتقد: مت فاگرهولم

با وجود این حجم از مسائلی که در لحظه می‌توانند حواس ما را به خود پرت کنند، یک مستند افشاگرانه چگونه می‌تواند تا این اندازه توجه ما را به یک موضوع خاص جلب بکند؟ بهترین راه‌حلی که فلم‌‌سازان برای این مسئله در نظر داشته اند این بوده است که ساختار روایت‌های فلم‌‌هایشان را شبیه به آثار هیجانی عامه‌پسند شکل بدهند، اینکه اهمیت موضوع اثر خود را از طریق کات‌های سریع و موسیقی متن حجیم نشان بدهند.
اگرچه برخی مصداق‌های این رویکرد آثار سینمایی بزرگی را شکل داده اند، مثل «مردی روی یک سیم» (Man on Wire ) اثر «جیمز مارش» اما بسیاری از کارگردانان در نهایت به محتوای اثر خود با خودداری از نشان دادن برخی جنبه‌های مهم آن ضربه می‌زنند. میزان خلاق و نوگرایانه بودن سبک یک مستند تا همان حدی بالا خواهد رفت که اثر خطر از دست دادن اعتماد بینندگان را به جان بخرد.
فلم‌ «دریای‌ سایه‌ها» ساخته‌ی «ریچارد لادکانی» به نظر می‌رسد که با بینندگان ارتباط برقرار می‌کند و نشانه‌ی آن را می‌توان جایزه‌ی «منتخب بینندگان»ی دانست که امسال در جشنواره‌ی «ساندنس» دریافت کرد اما همچنان باید بگویم که افتتاحیه‌ی فلم‌ در چشم‌های من چیز چندان جالبی نداشت. سکانس قبل تیتراژ اثر که شامل رویارویی ماهی‌گیر غیرقانونی و دریادار قهرمان‌‌وار داستان می شوند چنان حس عدم‌راحتی‌ای ایجاد می‌کند که به سادگی میشد در اثر نباشد. این نکته که فلم‌ دیگر هیچ‌وقت این خرده‌پیرنگ را ادامه نمی‌دهد هم باعث می‌شود که حضور آن حتی بی‌موردتر بشود. پس از آن نیز با یک سری مثلا برگ‌ برنده‌ی اثر روبه‌رو هستیم که به سبک یک ارائه‌ی با پاورپوینت به ما نشان داده می‌شوند که می‌شود آن‌ها را مرگ زبان سینمایی دانست. چیزی که این تصاویر نشان می‌دهند به خودی خود و در ذات‌شان بسیار هشداردهنده و تلخ هستند و حیف و دو صد حیف که نحوه‌ی ارائه‌شدن آن‌ها کمی پیچیده‌تر نیست تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
در طول نیمه‌ی ابتدایی اثر یا کمی بیشتر از آن، فلم‌ آقای «لادکانی» به شکل پادزهر ترکیب شده با حقه‌های ژانری عمل می‌کند. نام‌های مکان‌های مختلف فلم‌ بر روی صفحه نشان داده می‌شوند آن هم در حالی که موسیقی «اچ. اسکات سالیناس» (سازنده‌ی موسیقی فلم‌ «یک جنگ خصوصی» (A Private War ) به طور مداوم روند اثر را مختل می‌کند و تنشی که در خود اثر وجود دارد را بیش از حد لازم بالا می‌برد. چیزی که در ابتدا من را بسیار تحت تاثیر قرار داد تصویر ساده‌ی «وال واکوئیتا» بود، کوچک‌ترین نوع گونه‌ی وال‌ها که نوعی خنده به صورت ذاتی بر روی صورتش وجود دارد. در سال‌های اخیر جمعین این‌گونه وال‌ها به زیر ۳۰ عدد رسیده است. دلیل آن ماهی‌گیرهای سودمحوری هستند که تعداد بی‌شماری از این موجودات زنده در دریای «کورتز» را کشته اند، محیطی که توسط «ژاک کوستو» به «آکواریوم کره‌ی زمین» تشبیه شده بود.
در طول اثر این نکته مداوم به ما یادآوری می‌شود که سرنوشت شوم این موجود می‌تواند این نکته را به ما یادآوری کند که زنده ماندن خود ما در این محیط نیز کاملا وابسته به طمع ناپایانی است که داریم. فلم‌‌سازان و ترکیب مفاهیمی که آن‌ها در کنار یکدیگر استفاده کرده اند به نظر چندان به این مسئله اهمیت نمی‌دهند که روش ارائه‌ی مفاهیم بیش از حد رو و در صورت مخاطب است.
برای مثال خلاصه‌ی اسم فلم‌ به انگلیسی همان پیام کمک (SOS = Sea of Shadows ) می‌شود و با رنگ قرمز بر روی تصویر به نمایش درمی‌آید. البته با در نظر گرفتن احتمال بالای انقراض اینگونه‌ی جانوری، نبود طنز در مستند آقای «لادکانی» چیز قابل درکی است. هدف اصلی او این است که بر روی سطح فساد عظیمی که باعث در خطر قرارگرفتن زندگی وال‌ها شده است نور روشنگری بتابد.
چیزی که باعث می‌شود استعاره‌ی زندگی در خطر وال‌ها با زندگی در خطر خود انسان‌ها مشخصا به چشم بیاید تقابل نیروهایی که در مقابل یکدیگر قرار گرفته است. از قضا اینگونه از کار در می‌آید که بازار مولتی‌میلیون دالری‌ای که در حال نابودی آخرین بازمانده‌های این گونه از وال‌ها است، توسط یک افسانه قدرت می‌گیرد و نه به خاطر چیزی که توسط افراد نابینای منتظر آخرالزمان به عنوان حقیقت تبلیغ می‌شود.
مک‌گافین بیان‌نکردنی‌ای که به عنوان جایزه‌ی ماهی‌گیر نشان داده می‌شود، در سفره‌ی غذای چینی‌ها یک غذای اشرافی است و طبق یکی سری از باورهای قدیمی، دارای قدرت‌های دارویی‌ معجزه‌گری است که آن را ارزشمندتر از طلا می‌کند. نکته‌ی جالبی است که تلاش برای یافتن‌ داروهای شفابخش به صورت مستقیم صدمات غیرقابل جبرانی به محیط زیست ما وارد کرده است.
این محصول به گونه‌ای از سوی کارتل‌های مکزیکی به چینی‌ها ارائه شده است که نام آن را به «کوکائین دریا» تغییر داده اند. چیزی که در بین این بحران‌های زیست محیطی همیشه مشترک بوده است آن دسته از طبقه‌ی کارگر است که از آن‌ها سواستفاده می‌شود تا به صورت فعالانه بر خلاف منفعت خود کار بکنند و در واقع به عنوان سپر بلایی برای مجرمان واقعی و فرار آن‌ها از قانون باشند. نه تنها این ماهی‌گیران از محافظت از محل زندگی خود ناامید شده اند، آن‌ها با زور مجبور به اطاعت از اعضای کارتل خلاف‌کاری به نام «اسکار پارا» شده اند که مشکلی با سواستفاده از قربانیان خود ندارد.
این ماهی‌گیرها با رعایت نکردن دستور دولت مبنی بر عدم استفاده‌ از تورهای ماهی‌گیری‌ای که با نام مستعار «دیوار مرگ» شناخته می‌شوند، خیلی زود متوجه می‌شوند که دیگر چیزی برای صیادی وجود دارد. «خاویر و آلان والورده» که سنت خانوادگی و نسل به نسل منتقل‌شده‌ی ماهی‌گیری را انجام می‌دهند، از راه قانونی اقدام به برداشتن این تورهای ماهی‌گیری می‌کنند. اما حتی این مردان شجاع نیز مجبور به مهاجرت به سمت جنوب شده اند تا از مقابله‌ی احتمالی با کارتل‌ها جلوگیری بشود. هیچ شکی وجود ندارد که خون سربازی که توسط «پارا» جلوی دوربین کشته می‌شود بر روی دستان تمام افراد دولتی‌ای است که با کارتل‌ها همکاری می‌کنند. «دریای‌ سایه‌ها» یکی از آن افشاگری‌های نفس‌گیری است که به اندازه‌ی موضوع مورد بحث خود دیوانه‌وار است.
فلم‌ در بسیاری از لحظات خود بین خط داستانی‌های مختلفش جا به جا می‌شود، از روزنامه‌نگاران سمج گرفته تا پیگیری کارتل‌های مواد و حتی بازنشسته‌های نیروی دریایی که قصد نجات این وال‌ها را قبل از نابودی کامل‌شان دارند. به شخصه دوست داشتم که آقای «لادکانی» تنها یکی از این روایت‌ها را انتخاب می‌کرد و بر روی آن متمرکز می‌شد. البته هر چقدر که داستان به جلوتر می‌رود من توانستم که جنبه‌های مختلف اثر را بیشتر تحسین بکنم، مخصوصا این نکته که نگاه بسیار جهان‌شمولی به کلیت قضیه داشت. تراژدی آن‌جایی به اوج خود می‌رسد که نبردی بین نیروهای پلیس دریایی و ماهی‌گیران برای نجات همراهان آن‌ها شکل می‌گیرد. «دریای سایه‌ها» دنباله‌‌ی ارزشمندی برای آثار آقای «لادکانی» است.