صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چند بازیگر بزرگی که به عنوان کارگردان نیز به موفقیت دست یافتند

چند بازیگر بزرگی که به عنوان کارگردان نیز به موفقیت دست یافتند

با این وجود، فرآیند فلمسازی به شما اجازه می دهد که آزادی زیادی در گذرگاه های مختلف این عرصه داشته و برخی بازیگران بعد از مدتی نقش آفرینی به فکر تجربه جنبه های دیگر فلمسازی می پردازند. بازیگران طراز اول بسیاری بوده اند که صندلی کارگردانی را نیز تجربه کرده اند. بسیاری از این بازیگران در عرصه فلمسازی موفق نبوده اند اما برخی نیز بوده اند که به کارگردانانی برجسته تبدیل شده اند به طوری که برخی بر این باورند این افراد باید از همان ابتدا برای کارگردانی به دنیا آمده بودند و نه صرفاً بازیگری.
 ریچارد آیوادی
ریچارد آیوادی بیشتر به خاطر بازی در نقش یک متخصص آی تی عجیب و غریب به نام ماس در سریال تلویزیونی کالت بریتانیایی «گروه آی تی» (The IT Crowd ) شناخته می شود. این نقش آیوادی را در یک فضای بزرگتر قرار داده و وی بدنبال این سریال موفق بود که توانست در نقش هایی شناخته شده تر بازی کند، براث مثال در فلم «دیدبان» (The Watch ) در کنار بن استیلر و جونا هیل. آیوادی کارگردانی را با کارگردانی میهمان در سریال های تلویزیونی و چندین موزیک ویدیو برای برخی از گروه های موسیقی بریتانیایی مانند Arctic Monkeys آغاز کرد تا اینکه در سال ۲۰۱۰ کارگردانی و نویسندگی اولین اثر سینمایی بلندش به نام «زیردریایی» (Submarine ) را انجام داد.
این فلم به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفته و جوایز متعددی را برای آیوادی در پی داشت.
 بن افلک
شاید برای توده مردم، نام بن افلک در میان فلم سازان بزرگ و شناخته شده قرار نگیرد اما بدون شک وی استعداد و عمق بینی بسیاری بیشتری در دنیای کارگردانی نسبت به آنچه که در مورد وی گفته می شود دارد. البته که او چه در دنیای بازیگری و چه فلمسازی کارهای بدی نیز داشته است اما بخش زیادی از دوران حرفه ای او، به ویژه در سال های اخیر، با موفقیت همراه بوده است. برای هر «جیلی» (Gigli ) یک «ویل هانتینگ خوب» (Good Will Hunting ) در کارنامه افلک و برای ایجاد توازن وجود دارد.
اولین باری که بن افلک روی صندلی کارگردانی نشست برای فلم کوتاه و عجیب و غریبی با عنوان طولانی «من همسر همجنسبازم را کشتم و…» (I Killed My Lesbian Wife …) بود. وی بعد از افتضاحی که به دنبال این فلم ایجاد شد تا سال ها سراغ کارگردانی نرفت اما بیش از یک دهه بعد و در سال ۲۰۰۷ با فلم «رفته عزیزم رفته» (Gone Baby Gone ) بار دیگر کارگردانی را تجربه کرد و این بار برخلاف مورد قبل، همه منتقدان به تحسین اثر افلک پرداختند. وی در ادامه فلم های مهم و تحسین شده ای مانند «شهر» (The Town ) و «آرگو» (Argo ) را ساخت که برای دومی برندده جایزه اسکار بهترین فلم نیز شد.
 مل گیبسون
دنیای مل گیبسون در سال های گذشته در عالم سینما و زندگی شخصی شبیه یک گرداب بوده است. گیبسون در سال ۱۹۷۷ به عنوان یک بازیگر بسیار معمولی کارش را آغاز کرد تا اینکه بازی در فلم «مکس دیوانه» (Mad Max ) به نقطه عطف دوران حرفه ایش تبدیل شد. از آن به بعد بود که گیبسون به ستاره فلم های اکشن تبدیل شده و در سری فلم های «اسلحه مرگبار» (Lethal weapon ) به کارگردانی مارتین ریگز حضور یافت.
پس از یک دوره بازیگری پربار و بازی در چندین فلم بلاک باستر موفق، گیبسون تصمیم گرفت شانسش را در دنیای کارگردانی نیز آزموده و اولین تجربه کارگردانی اش را نیز در سال ۱۹۹۳ با فلم «مرد بدون چهره» (The Man Without a Face ) کسب کرد.
این فلم به خاطر تصویرسازی بی پروایانه ای که از به صلیب کشیدن عیسی مسیح انجام می داد و همچنین اتهامات ضد یهودی بودنش به یک پروژه جنجالی تبدیل شد. بعد از چند سال بایکوت شدن به خاطر عقاید تندروانه در دنیای سینما و همچنین نظرات و رفتارهای غیرمعمولش در زندگی شخصی، گیبسون در سال ۲۰۱۶ با «ستیغ اره ای» (Hacksaw Ridge ) به صدر هالیوود بازگشت و این بار نیز در مراسم اسکار با نامزدی ها و جوایز متعدد از آن تجلیل شد.
 پنی مارشال
پنی مارشال به عنوان یک بازیگر در دنیای تلویزیون کار خود را شروع کرده و رفته رفته با کارهای مداومش در سینما و تلویزیون به یک چهره شناخته شده تبدیل شد. بعد از تشویق های بردارش، مارشال به سراغ کارگردانی رفته و ۴ اپیزود از سریال محبوب «لَورن و شرلی» (Laverne And Shirley ) و چند سریال دیگر کارگردانی کرد. او در ادامه اولین فلم بلند سینمایی اش را با نام «Jumpin Jack Flash » و بعد از کنار رفتن کارگردان اصلی پروژه کارگردانی کرد. این فلم با نقدهای منفی منتقدان مواجه شد اما مارشال از این شکست دلسرد نشده و در سال ۱۹۸۸ با فلم «بزرگ» (Big ) با بازی تام هنکس به دنیای کارگردانی بازگشت. این فلم به اولین فلم به کارگردانی یک زن تبدیل شد که در باکس آفیس ایالات متحده به بیش از ۱۰۰ میلیون دالر فروش دست می یافت.
 راب رینر
دوران حرفه ای راب رینر با نقش مایکل استیویچ در سریال کمدی «تمام اعضای خانواده» (All in the Family ) در دهه ۷۰ میلادی آغاز شد. بازی وی در نقش این شخصیت که با لقب «پخمه» (Meathead ) شناخته می شد باعث شهرت رینر گردید و دو جایزه امی را نیز برای وی در پی داشت. وی بعد از این سریال در فلم های و سریال های دیگری بازی کرد تا اینکه به فکر یک تجربه جدید افتاد. در اوایل دهه ۸۰، رینر و برخی از دوستانش به یک ایده در ابتدا احمقانه دست یافتند که به اولین تجربه وی به عنوان کارگردان تبدیل شد و بدین ترتیب بود که فلم   کالت کلاسیک «این اسپینال تپ است» (This is Spinal Tap ) متولد شد.
این فلم شبه مستند موزیکال مورد تحسین قرار گرفته و منتقدان سبک کارگردانی راینر را ستودند. با چند فلم موفق دیگر از جمله فلم برنده اسکار «چند مرد خوب» (A Few Good Men ) و کلاسیک نوستالژیک «کنار من بمان» (Stand By Me )، راینر به یک کارگردان شناخته شده تبدیل شد. نکته جالب اینکه وی در آن زمان با پنی مارشال ازدواج کرده و هر دو مسیری مشابه را در دنیای کارگردانی در پیش گرفتند.