صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۳ میزان ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

هزاره‌ها در راه‌های پرخطر مهاجرت در فلم‌ ایتالیایی

 هزاره‌ها در راه‌های پرخطر مهاجرت در فلم‌ ایتالیایی

در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱، مردان مسلح در مستانگ پاکستان، اتوبوسی را که راهی مرز ایران بود متوقف کردند. آنها از سرنشینان اتوبوس خواستند که پایین شوند. از میان مسافران، ۲۶ تن آنها را جدا کرده و در قطار (صف) ایستاد کردند. افراد انتخاب شده زائران هزاره بودند.
اقلیت هزارهها ساکن افغانستان و پاکستان به خاطر چهرهشان به راحتی قابل شناسایی هستند. افراد مسلح سپس مسافران هزاره را به رگبار بستند، تیرباران ۱۰ دقیقه دوام کرد.
این حادثه و حوادث مشابه، که بهخصوص طی سالهای گذشته شدت گرفته است، بخشی از واقعیت زندگی مردم هزاره است. مردمی که چه مقیم و چه مهاجر، قربانی خشونت هستند و گاه راهی جز فرار ندارند. در افغانستان، طالبان و داعش آنها را هدف قرار میدهند، در پاکستان قربانی حملات گروههای تروریستی سلفی هستند، و در ایران مجبورند با خشونت پلیس، تبعیض و توهین روزمره گذاره کنند.
فلم ایتالیایی شبیه پسرم (Sembra mio figlio ) درباره آوارگی مدام این مردم است. کارگردان ایتالیایی، کوستانزا کواتریلیو، توانسته است بر اساس داستان واقعی دو برادر هزاره که خود را به ایتالیا رساندهاند، گوشهای از رنجهای این مردم را نشان دهد. فلم تولید سال ۲۰۱۸ است و در ایتالیا و ایران فلم‌‌برداری شده است.
کوستانزا کواتریلیو، کارگردان و حسن (بصیر آهنگ) بازیگر نقش اصلی. به فلم فلم شبیه پسرم جوایز جشنوارههای بینالمللی از جمله؛ جایزه «یورو امیج» در بخش فلمنامه، جایزه سالانه حقوق بشر و هنر سازمان عفو بین المل، جایزه بهترین فلمنامه الهام بخش در فستیوال بین المللی مهاجرت در ترکیه تعلق گرفته است.
«وقتی خرد (کوچک) بودیم، من و برادرم هیچگاه یکجا (با هم) بیرون نمیرفتیم. پدرم به ما گفته بود همیشه از هم جدا باشید چون اگر یکی تان کشته شد، دیگری زنده بماند.» این را اسماعیل میگوید، شخصیت اصلی فلم . نصیحت پدرانهای که در آن هم عشقی عمیق است و هم محاسبهای سرد.
اسماعیل و حسن در یک کارگاه خیاطی کار میکنند، هر دو به زبان ایتالیایی میتوانند صحبت کنند. حسن (داوود یوسفی) برادر بزرگتر، آدمی پرکار و کمحرف است، ولی اسماعیل (بصیر آهنگ) کسی است که ظاهرا با دنیای اروپایی بهتر خو کرده و دوست دختر اروپایی دارد، بیر (ابجو) مینوشد و به کلوبهای شبانه میرود.
زندگی دو جوان مهاجر وقتی دچار تحول میشود که مادرشان از افغانستان زنگ میزند. او به تازگی شوهر کرده و تصمیم دارد با او به پاکستان برود. مادر از پسرانش نیز میخواهد به آنجا بیایند. دو برادر درباره رفتن اختلاف نظر دارند، بهخصوص اسماعیل در این باره مردد است. او وقتی تصمیم به رفتن میگیرد که متوجه میشود برادر بزرگتر خانه را ترک کرده و بدون او راهی پاکستان شده است.
وقتی اسماعیل به شهر کویته، مرکز اصلی هزارههای پاکستان، میرسد، نمیداند چطور برادر و یا مادرش را پیدا کند. قبل از رسیدن او، محلۀ هزارهها هدف یک حمله انتحاری بوده و دهها نفر از اهالی محل کشته شده اند. او ناامیدانه بستگانش را در میان نامهای قربانیان جستجو میکند و چیزی نمییابد.
در جریان جستجوی اسماعیل برای یافتن مادر و برادرش با گوشههای از زندگی هزارهها در شهر مرزی کویته آشنا میشویم. خانوادههایی که نیمه شب با قاچاقبرها به سوی ایران میروند. مسافرانی که در میانۀ راه قربانی تروریستها میشوند. (صحنهای که اشاره به حادثۀ مستونگ دارد.) زنانی را میبینیم که قاچاقبران انسان به گروگان گرفته اند. و صحنههای عزاداری جمعی که گویا پایانی ندارند.
خانم کواتریلیو بیشتر آثار قبلیاش فلمهای مستند است. دلبستگی او به ساختار مستند را در شبیه پسرم نیز میتوان مشاهده کرد. از نگاهی دیگر، فلم یادآور آثار برادران داردن، فلمسازان بلژیکی، است؛ ایجاز در روایت حوادث، دوربین همیشه متحرک، رنگ و نور مستندگونه، و بازیهای خوددارانۀ نابازیگران گمنام. به خصوص نیمۀ اول فلم که در ایتالیا می گذرد به فلم‌‌های واقعیتگرای برادران داردن میماند که همیشه دربارۀ آدمهای تهیدست و گرفتار و به حاشیه رانده شده هستند. (بخشی از این تاثیرگذاری شاید به خاطر ماری-هلن دوزو، تدوینگر شبیه پسرم، باشد که چندین فلم برادران داردن را نیز تدوین کرده است.) همانطور که منتقدان دیگر نیز اشاره کرده اند، کواتریلیو فلمسازی است علاقمند سفر و جستجو و یافتن صداهای خاموش شده و چهرههای پنهان و عواطف نامرئی. در این فلم نیز همۀ اینها را میبینیم. چه در رابطۀ پر تنش دو برادر مهاجر و چه در جستجوهای اسماعیل در کویته. رفتن و جستجو تمهای اصلی فلم هستند.
ایهام شاعرانۀ فلم در داستانگویی گاه به ابهام میانجامد. ظاهرا خود فلمساز نیز از این مشکل واقف بوده است. به همین دلیل، در ختم فلم معلوماتی دربارۀ مردم هزاره به صورت متن روی صفحه ظاهر میشود تا بیننده بخواند تا پس زمینۀ سیاسی و اجتماعی داستان برایشان روشن شود.
بصیر آهنگ و داود یوسفی، بازیگران اصلی فلم ، هر دو از هزارههای پناهجوی مقیم ایتالیا هستند. هر دو بازیگر به خوبی از پس نقشهایشان برآمده اند. دلیل اصلی موفقیت هم این است که سعی نمیکنند بازی کنند.
نقش مادر را زهرا آهنگ مادر بصیر آهنگ بازی کرده است. او را کارگردان به صورت اتفاقی برای نقش برگزید. وقتی تیم فلمبرداری به ایران رفتند، مادر آقای آهنگ نیز اتفاقا در آنجا بوده و خانم کواتریلیو از او میخواهد در نقش مادر ظاهر شود. حضور کوتاه ولی بسیار مهم او در آن نقش به غنای فلم افزوده است. در لحظههای پایانی فلم داستان اسماعیل و مادرش با داستان بصیر و مادرش در هم میآمیزد.
سفر پناهجویان از افغانستان به اروپا قبلا نیز موضوع فلم‌‌های غربی بوده است. مشهورترین فلم در این باره در این جهان (۲۰۰۳) اثر مایکل وینترباتوم است که ماجرای دو پناهجوی افغان از پشاور تا لندن را پی میگیرد. اما آنچه که شبیه پسرم را متمایز میکند تمرکز آن بر مردم هزاره است.
در افغانستان همه قربانی جنگ و خشونت هستند. ولی این تنها هزارههاست که به خاطر هویت قومی و مذهبی شان به صورت سیستماتیک هدف خشونت قرار داده میشوند. این فلم تلاشی است برای بیان بخشی از تجارب این مردم که هم در خانه کشته میشوند و هم در راه فرار از خانه. فلم شبیه پسرم در جشنوارههای زیادی روی پرده رفته است و چندین جایزۀ مهم از جمله جایزۀ «هنر و حقوق بشر» سازمان عفو بین الملل را دریافت کرده است. این فلم در کنار دستاورد هنری مهم، کاری است موثر در گفتن داستان مردمی که کمتر داستانشان گفته شده است.(بی بی سی )