صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

شیوۀ تاریخ‌نگاری میرخواند و خواندمیر هراتی –بخش سوم و پایانی

شیوۀ تاریخ‌نگاری میرخواند و خواندمیر هراتی –بخش سوم و پایانی

نویسنده : ? علی جعفری
یکی از امتیازات حبیب‌السیر، در مقایسه با روضه الصفا و تواریخ پیشین، آن است که خواندمیر، در پایان هر دوره‌ای فصلی در شرح حال وزرا، رجال، سادات، نقبا، مشایخ، فضلا، ادبا، شعرا وهنرمندان آن دوره نوشته که هر چه به پایان کتاب نزدیک‌تر می‌شویم کمیت و کیفیت این‌گونه آگاهی‌های زندگی‌نامه‌ای بیشتر و بهتر می‌شود. نثر این کتاب از منشئآت بسیار پخته و شیوة نثر مسجع معمولی دوره تیموریان است و در آن صنایع بدیعی و مترادفات در حد متوسطی به کار رفته است. این کتاب مکرر در بمبئی و تهران به چاپ رسیده است (خان بابا مشار، 1344، ج 2: 446).
۴ـ دستور الوزراء
دستور الوزراء در شرح حال وزرای اسلام تا زمان خواندمیر است،‌ که مؤلف آن را به نام سلطان حسین بایقرا و وزیرش کما الدین خواجه محمود کرد. مؤلف این کتاب را در سال 904 هـ. ق به پایان رساند، اما در سال 914 هـ.ق در مطالب آن تجدید نظر کرد و شرح‌حال افرادی را که در این فاصله وزارت یافته بودند، برآن افزود (صفا، 1372: 543).
این اثر با تصحیح و مقدمة سعید نفیسی در تهران، سال 1317 ش به چاپ رسید (خواند میر، 1353: 312).
۵ـ جلد هفتم تاریخ روضه الصفا
این کتاب در واقع تکمیل کار نا تمام جد مادری‌اش میرخواند است و از تواریخ فارسی مانند تاریخ بیهقی و ظفرنامه تیموری بهره گرفته، که نام منابع خود را در دیباچه و متن تاریخ آورده است. نثر روضه الصفا مترسلانه و با تکلّف و پر از صنایع لفظی است. از این‌رو نمونة کاملی از سبک انشای دورة تیموری و از مهمترین کتاب‌های تاریخ عمومی است. از این کتاب چاپ‌های متعددی در دست است.
۶ـ مکارم الاخلاق
در شرح احوال و آثار امیر علی‌شیر نوایی. میرخواند پس از تألیف دو اثر نخست خود ـ یعنی مآثر الملوک و خلاصه الاخبار ـ به قصد سپاسگزاری از عنایات و توجهات حامی خود امیر علی‌شیر به نگارش این اثر پرداخت؛ اما چون پیش از به انجام رساندن آن نوایی درگذشت، بخش تازه‌ای دربارة مرگ او به کتاب افزود و کتاب را به سلطان حسین بایقرا پیش‌کش کرد (خواند میر، 1378، ص 31). این کتاب تنها زندگی‌نامة علی‌شیر نوایی نیست و بیشتر اثری ادبی ـ تاریخی است، که آگاهی‌های مفصلی دربارة وجوه گوناگون زندگانی و کارهای نوایی در بردارد و با وجود کوچکی دارای آگاهی‌هایی است که درآثار دیگر این دوره نیامده است. از این‌رو، منبع ارزشمندی برای پژوهش در تاریخ ادبیات و تاریخ اجتماعی اواخر روزگار تیموریان هرات به شمار می‌رود. مکارم الاخلاق به نثر مصنوع روزگار تیموریان خراسان نوشته شده، که مؤلف در آغاز هر بخش، آیاتی از قرآن را متناسب با موضوع آورده و دیگر مطالب را با نقل قول‌هایی از احادیث و اشعار فارسی و عربی آراسته است (اسماعیل‌پور، 1376، ج 3: 376).
ج- سبک و شیوة تاریخ نگاری خواندمیر
مهم‌ترین عرصة تکاپوهای فکری و فرهنگی خواندمیر، تاریخ‌نویسی بوده است. در واقع وی را باید آخرین حلقه از زنجیره‌ای دانست که مکتب تاریخ‌نویسی هرات نامیده می‌شود. این مکتب که خود بخشی از حلقة ادبی هرات محسوب می‌شود، با خواندمیر به یکی از کامل‌ترین نمونه‌های خود دست یافت و توسط همان چهره با تاریخ نویسی صفوی و تاریخ نویسی تیموریان هند پیوند یافت و در حقیقت خواندمیر به صورت نخستین حلقه از این دو زنجیرة جدید تاریخ نویسی درآمد. (صفا، 1375، ج ۴: 547) خواندمیر نیز همچون نویسندگان معاصرش توجه ویژه‌ای به شرح جزئیات امور نظامی و جنگ‌های گوناگون دارد. آثار تاریخی او مملو از درگیری‌های گوناگون نظامی میان حکم‌رانان، امیران و مدعیان قدرت در حوزه‌های جغرافیایی مختلف است. تفاوتی که در خواندمیر با دیگر معاصرانش وجود دارد این است که او بیش از معاصرانش به زندگی فرهنگی عصر خود می‌پردازد. از نظر روش نیز، خواندمیر جز برخی چیزهای ابداعی، دنباله‌رو طریق گذشتگان خود بود. او آنچه را که به روزگار پیش از خود مربوط می‌شد، از کتب محدودی که در دسترسش بود نقل می‌کرد. در کتاب مآثر الملوک او بیش از دیگر آثارش مأخذ ذکر می‌کند. مهم‌ترین و درخور توجه‌ترین بخش‌های آثار تاریخی خواندمیر، رویدادهایی است که یا آنهارا با چشم دیده و به تن آزموده یا ازنزدیکان و معاصران و مخادیم خود شنیده است. او معمولاً در ذکر این رویدادها از مآخذ سخن خود یاد نمی‌کند وچنان داد سخن می‌دهد که گویی همة مطالب آزموده‌های شخصی اوست.
دیدگاه تاریخی خواندمیر بسیار جهت‌دار و قابل انتقاد است، زیرا او سعی می‌کند قسمت بسیار مهمی از جریان‌های سیاسی عصر خویش را به گونه‌ای دیگر در آثار خود بازتاب دهد. به طور کلی می‌توان گفت خواندمیر رویدادهایی را که به دوران زمامداری سلطان حسین بایقرا مربوط می‌شود، به گونه‌ای غیر قابل انکار از امیر علی‌شیر نوایی جانبداری کرده است. او از کسانی که به گونه‌ای رویاروی علی‌شیر نوایی قرار گرفته بودند و با او سازگاری نداشتند، چشم پوشیده و آنان را کاملاً از آثار تاریخی خود بیرون کرده است؛ نمونة بسیاری از این‌گونه جانبداری‌ها را می‌توان در آثار او مشاهده کرد. در «خلاصة الاخبار» نیز وقتی از کسانی سخن می‌راند که پیش از سال 904 هـ.ق از دنیا رفته‌اند، از مجدالدین محمد خوافی و خواجه نظام الملک خوافی و فرزندانش یاد نمی‌کند و از آنان چشم‌پوشی می‌کند. در مآثر الملوک نیز از ذکر احوال مخالفان نوایی چشم پوشیده است. دربارۀ بنایی هروی تنها به این جمله بسنده می‌کند که «ابیات سلیس و هموار دارد» و از ارائة هر گونه توضیح دیگری پرهیز می‌کند. خواندمیر در نوشتن تاریخ عصر تیموری در سطح اخبار و روایات باقی می‌ماند و هیچ تلاشی برای راه بردن به عمق رویدادها از خود نشان نمی‌دهد. قلم او به تمام معنی قلمی «در خدمت سلطان» است و از نظر او کسی اهمیت دارد که وی در ملازمت اوست. به همین دلیل آثار تاریخی خواندمیر باید با موشکافی فراوان و با بررسی‌های تطبیقی بسیار دقیق بررسی شود. انگیزة او در نوشتن یا ننوشتن رویدادها، گفتن یا نگفتن یا دگرگون بازگو کردن پاره‌ای از جریان‌ها، فقط شخصی است. او تنها از کسی حمایت می‌کند که در دستگاه او به خدمت اشتغال دارد و البته می‌توان گفت که جانبداری از علی‌شیر نوایی، بادلبستگی خواندمیر به او، به عنوان حامی سخاوتمند و اهل فضل همراه بوده است.
نتیجه:
با توجه به حمایت‌هایی که دانشمندان، از سوی سلطان حسین بایقرا و وزیر دانشمندش امیرعلی‌شیر نوایی می‌شدند، علوم مختلفی از جمله تاریخ‌نگاری در این دوره، رونق چشم‌گیری یافت. تاریخ‌نگاری این دوره عمدتاً به زبان فارسی بوده که از نثر و سبک خاصی برخوردار هستند. در این دوره شاهد ظهور دو مورخ مشهور به نام‌های میرخواند و نوه‌اش خواندمیر هستیم که هر دو کتب مختلفی در زمینه تاریخ همچون روضه الصفا، مآثر الملوک، خلاصه الاخبار، حبیب‌السیر و... از خود بر جای گذاشته‌اند. مهم‌ترین تلاش‌های فکری و فرهنگی میرخواند و نوه‌اش خواندمیر، عرصه تاریخ نویسی بوده است. وجود اطلاعات مفید و پرارزش دربارة رجال علم و ادب و سیاست، سبب سودمندی آثار این مورخان در بارۀ تاریخ رجال شده است. در واقع تاریخ نویسی این دو مورخ را باید آخرین حلقه تأثیرگزار مکتب تاریخ نویسی هرات نامید که تاریخ نویسی صفوی و تیموریان هند را پیوند زده است و در حقیقت کارهای فرهنگی این مورخان به صورت نخستین حلقه از این دو زنجیرة جدید تاریخ نویسی درآمدند.
منابع:
براون، ادوارد. (1357). تاریخ ادبیات ایران. تهران: امیرکبیر.
خان بابا مشار. (1344). مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی. تهران: بی نا.
خان بابا مشار.(1350). فهرست کتاب‌های چاپی فارسی. تهران.
خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین. (1362). حبیب‌السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: خیام.
خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین. (1372). خلاصة الاخبار. به کوشش میر هاشم محدث. تهران: مؤسسة مطالعات فرهنگی رسا.
خواندمیر. غیاث‌الدین. (1372).مآثر الملوک، به ضمیمة خاتمة خلاصه الاخبار و قانون همایونی. تصحیح: میرهاشم محدث، تهران.
خواندمیر. غیاث الدین بن همام الدین.(1353) . دستور الوزراء. با تصحیح و مقدمه سعید نفیسی. تهران: اقبال، چ ۲.
خواندمیر. غیاث الدین بن همام الدین. (1353) . قانون همایونی. تصحیح و مقدمه سید نفیسی. تهران: اقبال، چ ۲.
خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین (1378). مکارم الاخلاق. تهران: مرکز نشر میراث مکتوب.
صفا، ذبیح الله(1375). تاریخ ابیات درایران. ج4، ازپایان قرن هشتم تا اویل قرن دهم هجری. تهران: انتشارات فردوسی.
منزوی، احمد. (1353) فهرست نسخه‌های خطی فارسی. تهران: مؤسسة فرهنگی منطقه یی(6جلدی) .
میرخواند، غیاث الدین بن همام الدین. (1380) روضة الصفا. تهران: انتشارات اساطیر.
نفیسی، سعید. (1363).‌ تاریخ نظم و نثر در ایران. تهران: انتشارات فروغی. ج 1.
نوایی، علی شیر. (1323). مجالس النفایس. به کوشش علی اصغر همت. تهران: انتشارات منوچهری.
نوشاهی، سید عارف. (1365). فهرست کتاب‌های فارسی. چاپ سنگی و کمیاب کتابخانه گنج بخش. اسلام آباد: مرکز تحقیقاتی ایران و پاکستان.