صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ره‌نوردی که زرِ بسیار یافت

ره‌نوردی که زرِ بسیار یافت نویسنده : حسین معرفت

نام اصلی اش محمد اعظم بود؛ اما «ره‌نوردِ زریاب» به‌راستی که نام خوبی برای او بوده است. این نام یک عبارت گویا، رساننده و در واقع خود یک داستان است: ره‌نوردی که زر می‌یابد. ره‌نورد زریاب هم «ره‌نورد» بود و هم «زریاب»؛ خستگی‌ناپذیر ره می‌پیمود و زر می‌یافت.
دیروز در شفاخانه قلبش از حرکت باز ایستاد. چشمش را بست و دیگر نفسی نکشید. نمی‌دانم آخرین چیزی که در ذهنش گذشت چی بود؟ رمان‌های ناتمامش؟ خانواده‌ ؟ دوستان؟ رمان‌ها و داستان‌هایی که نوشت؟ سال‌های مهاجرت و دوری از وطن؟ نوزده سال زندگی تنهایی در مکروریان؟ بدبختی و فلاکت مردمش؟ یا چی؟ شاید هم کرکترهای که آفریده بود؛ شاید خودش در آن لحظات درگیر «شورش کرکترها» شد. از کجا بدانیم؟ کاش می‌شد داستان آخرین لحظه‌های زندگی او را از قلم خودش خواند!
زریاب هفتاد‌وشش سال زندگی کرد. عمر پرباری داشت و مسئولانه زیست. در روزگار غربت و بی‌نوایی فرهنگ با عشق و همت برای فرهنگ کار کرد. در زمانه‌ی یأس، چراغ امید در دلش که خانه‌ی آدمیت بود، همیشه روشن ماند. از روزگار شکوه داشت اما امیدوارانه ره می‌پیمود و زر می‌جست. ره‌نوردِ ناامید کجا تواند زر بجوید؟
صبح دیروز نفسِ آن دانای قصه‌گو بند آمد اما زندگی او پایان نیافت. اگرچه، او دیگر طلوع خورشید در آسمان دودی و غبارآلود کابل را به تماشا نمی‌نشیند اما به لطف فراوانش، رابطه‌ی ما هم‌چنان با او باقی خواهد بود. حرف‌هایش را اگرنه از دهانش، از لابلای داستان‌هایش همیشه خواهیم شنید. در رمان‌هایش همیشه با او گفتگو خواهیم داشت. در آیینه‌ی جاودانی که برای ما گذاشته است، هم‌واره او را و خویشتن را خواهیم دید.
شاید قدر او را در نبودنش بدانیم. شاید پس از رفتنش دریابیم که چه سرو سرافرازی از این باغ خشکیده کم شده است!