صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تجلیل از صدسالگی کتاب‌خانه عامه در غیاب کتاب‌های کارآمد

تجلیل از صدسالگی کتاب‌خانه عامه در غیاب کتاب‌های کارآمد غضنفر کاظمی :

روز یک‌شنبه 24 حوت در تالار وزارت اطلاعات و فرهنگ از صدمین سالگرد تاسیس کتاب‌خانه عامه تجلیل کرده‌اند. در این برنامه که گویا پر طمطراق هم بوده، سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ، رییس عمومی کتاب‌خانه و چند تن از شاعران و هنرمندان سخن گفته‌اند. از قرار معلوم کتاب‌خانه عامه 98 نمایندگی در تمام ولایات دارد که حدود 500 هزار عنوان در این نمایندگی‌ها موجود است و تنها 100 هزار جلد کتابش در کابل مرکز این کتاب‌خانه جابجا شده‌اند.
در این اجماع گفته شده که پس از روی کار آمدن امان‌الله خان، شاه سابق افغانستان اولین بار و پس از گذشت یک سال از حکومت‌داری‌اش این شاه متجدد پایه‌ی کتاب‌خانه ملی را با تقدیم کتاب‌های خود و جمع‌آوری کتاب از دوستان و نزدیکانش بنا کرده است که از نظر من کاملا جای تقدیر و خوشحالی دارد.
مسئله اساسی‌تر این است که اکنون و پس از گذشت صدسال، کتاب‌خانه عامه چقدر غنی شده و چه کارهایی انجام داده است. اما با تاسف فراوان حقیقت این است که در طول یک قرن و با تمام تحولاتی که در این مدت رخ داده است، کتاب‌خانه عامه کابل مجموعه‌ای از کتاب‌های نامرتب و خاک‌خورده‌ای است که در طول این سال‌ها از جاهای مختلف با محتوای بی‌ارزش به آن اهدا شده که تقریبا همه‌شان کهنه و فرسوده بوده است. این کتاب‌خانه بدون بودجه انکشافی و کارمندان مسلکی در جایی فعالیت می‌کند که بسیاری حتی نمی‌دانند این‌چنین کتاب‌خانه در سطح شهر کابل و 98 نمایندگی‌اش هم در ولایات وجود دارد.
در گزارشی که در سایت شبکه تحلیلگران افغانستان در این باره وجود دارد، آمده است که در سال ۱۳۵۶ در حالی نفوس کابل حدود 500 هزار نفر بوده تعداد اعضای کتاب‌خانه ده بار بیشتر از حال بوده است. در آن زمان این کتاب‌خانه ۱۴۰۰۰ نفر عضو داشته است، در حالی‌ که اکنون با جمعیت هفت میلیون نفری کابل، این کتاب‌خانه تنها 1375 نفر عضو دارد.
به گفته‌ای مراجعین، مسئولین این کتاب‌خانه حتی لیست و سرشماری از کتاب‌های شان ندارند، اگر ازشان کتابی پرسیده شود و آن‌ها هم به دنبالش بگردند فقط به این دلیل است که یک زمانی این کتاب را در بین قفسه‌ها دیده است. این کتاب‌خانه تا اکنون حتی اساسنامه‌‌ای که نشان بدهد حوزه‌ی اصلی کارشان چیست و برای چه کسانی می‌توانند کتاب ارائه بدهند، ندارند. 
چندی پیش سفری داشتم به ولایت دایکندی و سری زدم به نمایندگی کتاب‌خانه عامه در آن ولایت که در یکی از اتاق‌های ساختمان تازه تاسیس ریاست اطلاعات و فرهنگ جابجا شده است. یک طرف اتاق چارچوبی کج و معوجی گذاشته شده بود که کتاب‌های داخل آن به بیشتر از پنج‌صد جلد نمی‌رسید. در مدت یک ساعتی که آن‌جا بودم سه – چهار نفر مراجعه کننده حضور پیدا کردند و پس از یک نگاهی سرسری به این کتاب‌ها و ناامیدی که برای‌شان پیش آمده بود بدون هیچ اعتراضی برگشتند. این روند تقریبا برای چهار – پنج نفر تکرار شده رفت.
اما سوالاتی که پس از این همه سال مطرح می‌شود این است که مسوولین در این کتاب‌خانه از صدسال قبل تا اکنون چه بازدهی داشته‌اند و برای آگاهی دهی مردم و تشویق مردم برای کتاب‌خوانی چه راهکارهای روی دست گرفته‌اند و نیز آیا تا اکنون این‌ها بازنگری دقیق بین کتاب‌هاشان داشته اند که چه کتاب‌هایی، با چه رویکردی که نه در مخالفت از قشری باشد و نه هم آزادی افرادی را سلب کند و از نظر سیاسی هم بی‌طرف باشد و خیلی مسایل دیگر را در نظر گرفته، برای مراجعین پیشکش کنند؟ با کمال تاثر می‌توان گفت که تااکنون چنین چیزی چه در کتاب‌خانه عامه مرکزی و شعبه‌هایش در ولایات مشاهده نشده است. این کتاب‌خانه که بیشتر از 60 کارمند دارد، هیچ‌کاری را روی دست نداشته‌اند و وضعیت تا حالا حداقل راکد بوده است.
به نظر من مسوولین در وزارت اطلاعات و فرهنگ به جای برگزاری تجلیل از صدمین سالگرد و گفتن حرف‌های دهن پرکن که این‌روزها از سوی این وزارت تقریبا عام شده است، تلاش کنند بودجه‌ای کافی برای ساختن تعمیر این مکان پیدا کنند، برای معیاری ساختن سیستم فرسوده‌ای کتاب‌خانه اقدام کرده و هم‌چنین از اسناد و کتاب‌های تاریخی باقی‌مانده نگهداری کنند و نیز برای غنی‌سازی کتاب‌خانه و ایجاد سهولت برای مراجعین این مرکز کارهایی عملی انجام بدهند.