صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

«چگونه کتاب بخوانیم» -بخش دوم

«چگونه کتاب بخوانیم» -بخش دوم نویسنده:محمد باقریان

در یادداشت قبلی به صورت کلی در مورد کتاب «چگونه کتاب بخوانیم» و مشخصات ظاهری آن سخن گفته شد. اینک در این یادداشت، به سوی محتوای کتاب حرکت می‌کنیم. تلاش بر این است که موضوعات اساسی متن این کتاب ارزشمند، در یادداشت‌های حاضر و بعدی بازگو شود.
همان طور که گفته شد، کتاب دارای چهار بخش عمده است. اولین بخش آن به «ابعاد خواندن» می‌پردازد. در آغاز بخش اول، مخاطب کتاب مشخص می‌شود.
چنانچه نویسندگان کتاب یادآوری می‌کند که:« این کتاب برای کسانی به رشتۀ تحریر در آمده است که علاقه دارند اهل مطالعه باشند یا دقیق‌تر بگوییم این کتاب مخصوص خوانندگانی است که هدف اصلی آنها کسب دانش بیشتری است».(ص 21)
پس از مقدمه‌چینی مختصر در مورد خواندن، تعریفی خواندن را اینگونه ارائه می‌کنند:«جریانی است که فکر بدون کمک از منبع خارجی و باتمرکز روی مطالب نوشته شده با استفاده از نیروی خویش سبب ارتقای خود شود و فکر از درک کمتر به ادراک بیشتر می‌رسد».(ص 26)
اهداف خواندن چیست؟
در این کتاب، هدف خواندن را در سه نکته خلاصه می‌کند:
1ـ خواندن برای کسب اطلاعات؛
2ـ خواندن برای فهمیدن؛
3ـ خواندن برای سرگرمی و لذت‌بردن.
نوع اول خواندن، همان خواندن است که ممکن است اطلاعات ما را بالا ببرد؛ اما به درک و فهم ما کمک نکند؛ اما خواندن برای فهمیدن، خواندنی است که سطح فهم و درک خواننده را بالا می‌برد و ذهن او را رشد داده و به سوی شکوفا شدن هدایت می‌کند.
خواندن برای سرگرمی، خوانش‌های اند که افراد فقط برای لذت بردن در بخش مورد علاقه‌اش انجام می‌دهد.
تأکید نویسندگان کتاب بر نوع «خواندن برای فهمیدن» است. در مورد تفاوت «کسب اطلاعات» و «فهمیدن» توضیح می‌دهد که کسب اطلاعات به معنای دانستن چیزی است؛ اما فهمیدن یعنی آشنایی و شناخت با تمام جوانب موضوع که چرا چنین است. اگر خواندن را عملی برای یادگیری تلقی کنیم، در آن صورت خوانش کسب اطلاعات را می‌شود «یادگیری آموزشی» و خوانش فهمیدن را «یادگیری خوداکتشافی» نام گذاشت.
در کتاب از تعبیر معلم حضوری و غیرحضوری کار گرفته شده است؛ نویسندگان توصیه می‌کند که از کتاب‌ها به مثابه معلمان غیر حضوری استفاده کنید؛ به این معنا که معلم حاضر نیست که پاسخ‌های‌تان را بگوید؛
بلکه شما با تحلیل و تفکر در لایه‌های عمیق متن، پاسخ‌ها را بیابید و مشکل را خودتان حل کنید بدون اینکه منتظر باشید تا معلمی بیاید و همه چیز را برای‌تان توضیح دهد.
موضوع دوم که در بخش اول، مطرح گردیده، «سطوح خواندن» است. نویسندگان کتاب، خواندن را به چهار سطح بخش‌بندی می‌کند:
سطح اول، خواندن مقدماتی، ابتدایی یا اولیه است که تمرکز و هدف روی خواندن درست، ساختار و اجزای جمله و معنای واژگان دارد.
در این سطح بیشتر تلاش برای فهم معنای واژگان جمله است؛ به عبارت دیگر به این پرسش پاسخ می‌دهد که «جمله چه می‌گوید».
سطح دوم، خواندن اجمالی، تندخوانی یا پیش‌خوانی است که کتاب به غرض فهم و برداشت کلی مرور می‌شود.
هدف از خواندن در این سطح، کسب اطلاعات کلی راجع به کتاب و پاسخ به این پرسش است که «کتاب درباره‌ی چه موضوعی است».
سطح سوم، خواندن تحلیلی است که خواندن عمیق و کامل، خواندنی به بهترین وجه ممکن به شمار می‌رود. خواننده‌ی تحلیلی باید ضمن خواندن، پرسش‌های زیاد و مرتبط با موضوع در ذهنش مطرح کند. «در این سطح، خواننده باید به عمق کتاب‌ نفوذ کند و آن قدر روی کتاب کار کند که مطالبش جز وجودش شود.»(ص 39) تأکید این کتاب بیشتر روی خواندن تحلیلی است. این سطح، نسبت به دوسطح قبلی پیچیده‌تر و نیازمند کار و فعالیت بیشتر می‌باشد. به تعبیر نویسندگان کتاب « خواندن تحلیلی باید دقیق و عمیق باشد».  راهکارهای مشخص و کاربردی برای خواندن تحلیلی در این کتاب طرح شده است که در ادامه این یادداشت‌ها به آن پرداخته می‌شود. هر خواننده‌ای می‌تواند از این راهکارها به راحتی استفاده کند و کیفیت خوانش خود را بلند ببرد.
چهارمین سطح، خواندن تلفیقی یا تطبیقی است که بالاترین سطح خواندن قلمداد می‌شود. این سطح خواندن، پیچیده‌ترین و منظم‌ترین سطح خواندن است. «در این سطح، خواننده نه تنها یک کتاب، بلکه کتاب‌های زیادی می‌خواند و آن‌ها را کنار هم گذاشته راوبط شان را با یکدیگر و باتوجه به موضوع آنها معین می‌کند. ...خواننده‌ی تلفیقی با کمک کتاب‌هایی که می‌خواند، قادر می‌شود از موضوع مورد بحث، تحلیلی به دست‌آورد که شاید آن را در هیچ کتاب دیگر نتوان پیدا کرد.»(ص 40)
یادگیری خواندن در چهار مرحله مشخص گردیده که:
  مرحله اول، آمادگی خواندن؛
مرحله دوم، یادگیری خواندن مطالب ساده؛
مرحله سوم، خواندن برای گسترش افق‌های دید انسانی و
مرحله چهارم، مقایسه دیدگاه‌های مختلف در موضوع واحد است. به دلیل اینکه این مراحل بیشتر در سطح و سویه خواندن ابتدایی مطرح گردیده از شرح و تفصیل آن می‌گذریم.
همه‌ی من و شما کم و بیش با خوانش سطح اول یا ابتدایی آشنایی داریم و ممکن حتی خواندن ما در همین سطح قرار داشته باشد. بنابر این در مورد خوانش سطح اول بیشتر نمی‌پردازیم. خوانش سطح دوم، خوانش اجمالی، تندخوانی یا پیش‌خوانی نقش مهم و اساسی در فهم و دریافت ما از متن و کتاب دارد؛ از این جهت بسیار ارزشمند و مفید است که در خوانش ما این سطح را به کار بگیریم و به آن عادت کنیم.
«خواندن اجمالی، یکی از سطح‌های واقعی خواندن است. در این مرحله خواننده باید بتواند مطالب را بیش و کم به طور یک‌نواخت و بدون رجوع زیاد به فرهنگ لغات و بدون اشکال دستوری بخواند.»(ص 54) خواندن اجمالی را نیز آدلر و همکارش به دوبخش تقسیم کرده است:
الف) خواندن اجمالی1 (سریع خوانی یا پیش‌خوانی): اصولی می‌باشد که در دو مورد کاربرد دارد: 1ـ هنگام که نمی‌فهمید کتاب را بخوانید یا خیر. به عبارت دیگر اینکه آیا کتاب ارزش خواندن را دارد یا خیر. 2ـ وقتی که زمان محدود برای فهمیدن داریم.
چند پیشنهاد برای سریع‌خوانی
«1ـ عنوان و پیش‌گفتار را بخوانید. دقت به عنوان‌های اصلی و فرعی، توجه به هدف کتاب، چگونگی دید نویسنده نسبت به موضوع اولین گام‌های سریع‌خوانی به شمار می‌رود. 2ـ فهرست مطالب را مرور کنید. شماری از نویسندگان به صورت دقیق فهرست مطالب را تهیه و ترتیب می‌کنند؛ بنابر این در شناخت کلی آنچه که در کتاب آمده، خیلی کمک می‌کند وهمچنان تصویری از ساختار کتاب را برای ما روشن می‌سازد. 3ـ مطالعه فهرست راهنما یا اعلام: اگر کتاب دارای فهرست راهنما یا اعلام باشد، مرور و مطالعه کنید و نام اشخاص و چیزهایی که اشاره شده، توجه و دقت نمایید.  4ـ خواندن تقریظ کتاب: گاهی در تقریظ‌های کتاب، لُب و لباب محتوای کتاب بیان می‌شود؛ از این جهت خواندن آن بسیار ارزشمند و کمک کننده است. 5ـ به بخش‌های که به نظر می‌رسد محور اساسی بحث باشد نگاه کنید. اگر دارای جمله‌های کوتاه یا خلاصه در آغاز یا انتهای بحث بود، به دقت بخوانید. 6ـ کتاب را ورق بزنید و در جاهای مختلف تعمق کنید. یک یا دو پاراگراف، حتی گاهی چند صفحه بخوانید. خواندن سه الی چهار صفحه آخر کتاب را از دست ندهید؛ به دلیل اینکه شماری از نویسندگان، خلاصه و نتیجه بحث را در پایان کتاب می‌آورد.
ب) خواندن اجمالی2( خواندن سطحی): وقتی که یک کتاب مشکل را مرور می‌کنید. این خوانش را برای خواندن سطحی‌ ، کتاب پیشنهاد کرده و در مورد آن گفته است که « هنگام خواندن کتاب مشکل برای اولین بار، آن را بخوانید، بدون آنکه هرگز برای پیداکردن لغات یا تفکر برای فهمیدن مطلبی که در آن لحظه نمی‌فهمید، توقف کنید. به آنچه که می‌فهمید توجه کنید و برای مطالب که فورا درک نمی‌کنید، توقف نکنید. به خواندن کتاب ادامه دهید و از نکاتی که نمی‌فهمید، بگذرید، به زودی به نکاتی خواهید رسید که آن را می‌فهمید».(59ـ 60)
بحث خوانش اجمالی به صورت اجمالی در این جا توضیح داده شد. ادامه بحث کتاب «چگونه کتاب بخوانیم» در یادداشت بعدی مطرح می‌گردد.