صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

«چگونه کتاب بخوانیم» (بخش پنجم)

«چگونه کتاب بخوانیم» (بخش پنجم)

محمد باقریان
در یادداشت پیش(بخش چهارم) راجع به مسئله‌ی «ایجاد عادت خواندن» و «راهکارهای خواندن تحلیلی» بحث و بررسی صورت گرفت. اینک در این یادداشت، ادامه بحث‌هایی را که در مورد خواندن تحلیلی است، پی می‌گریم. البته برای خواننده گرامی قابل یادآوری می‌دانم اینکه اگر به دنبال فهم‌ همه‌جانبه‌ی بحث «چگونه کتاب بخوانیم» است، به تمام بخش‌های این نوشته مراجعه نموده و از آغاز تا انجام، این مسئله را دنبال کنند.
در یادداشت پیش پنج قاعده یا راهکار عمده برای خواندن تحلیلی مطرح شد که عبارت بودند از تشخیص طرح یا اسکلیت کتاب، وحدت موضوع، تبیین و تحلیل اجزای کتاب، پیداکردن پرسش‌های نویسنده و پیداکردن واژگان مهم یا همان واژگان کلیدی.
پس از یافتن واژگان کلیدی، مسئله‌ی جدی و اساسی در خواندن، پیداکردن معنای واژگان است. چون واژگان و اصطلاحات همواره معنای محدود و مشخص و واحدی ندارد که در ذهن نویسنده وخواننده یکسان باشد؛ بنابر این خواننده باید به دنبال یافتن معنای باشد که نویسنده مد نظر دارد. در کتاب از این فعالیت، تحت عنوان «توافق با نویسنده» یادگردیده است. نویسندگان کتاب «چگونه کتاب بخوانیم» یادآوری می‌کند که شما در معنای واژگان مهم با نویسنده به توافق برسید؛ یعنی اینکه همان معنایی واژگان را دریابید که نویسنده مراد کرده است؛ در این صورت است که شما با نویسنده به توافق می‌رسید.
شما به اساس راهکارهای که در یادداشت پیش راجع به پیداکردن واژگان مهم یا کلیدی مطرح شد، واژگان را پیدا می‌کنید و سپس به دنبال پیداکردن معنای آن می‌شوید. «فرض کنیم آن واژه‌هایی را که درک شان مشکل است، علامت زده اید. بعد چه باید کرد؟ دو احتمال اصلی وجود دارد یا نویسنده این کلمات را به یک معنا در سراسر کتاب به کار می‌برد یا از معانی مختلف آنها به تناسب در جاهای مختلف استفاده می‌کند. در مورد اول، واژه نشان دهنده‌ی اصطلاح واحدی است. ...در مورد دوم، واژه‌ها نشانه‌ی چندین اصطلاح هستند. باتوجه به این موارد روش شما باید اینگونه باشد: اول، سعی کنید که بفهمید که واژه دارای یک معنا است یا چند معنا. اگر واژه دارای چند معنا است، سعی کنید رابطه‌ی آنها را با یکدیگر تشخیص دهید. بالاخره به جاهایی دقت کنید که واژه به چندین معنا به کار رفته است وببنید که آیا نشانه و دلیلی برای تغییر معنی در متن آمده است یا خیر، این مطلب آخر، باعث می‌شود بتوانید تغییر معنای کلمه را با همان شکل و با همان انعطافی دنبال کنید که بیان کننده‌ی روش نویسنده است.»( ص 143)
پس از انجام فعالیت‌های که در مورد «یافتن معنای واژگان مهم» گفته شد، مسئله‌ی «تعیین پیام نویسنده» مطرح است. هر نویسنده در هر متنی مسئله یا مسئله‌هایی را مطرح می‌سازد که در جریان بحث آن مسایل را بسط و توسعه می‌دهند. «مطالب کتاب نیز نوعی اعلام نظر است؛ بیان قضاوت نویسنده است درباره‌ی یک موضوع. وی بر آنچه تصور می‌کند حقیقت دارد، تأکید می‌ورزد و آنچه را اشتباه می‌پندارد، رد می‌کند. او در مورد این یا آن نکته به عنوان واقعیت، پیشنهاد قطعی می‌دهد، این نوع پیشنهاد در واقع ابراز وقوف و معرفت است، نه بیان نظر. نویسنده ممکن است اهداف خود را در آغاز کتاب در دیباچه عنوان کند؛ در کتاب‌های تشریحی معمولا نویسنده آموزش مطلبی را به خواننده وعده می‌دهد. برای اینکه ببینیم آیا نویسنده آیا به تعهد خود وفا کرده است یا نه، باید به تفحص در مطالب وی بپردازیم.»(ص 151 ـ 152)
6ـ پیداکردن هدف و مسئله اساسی نویسنده و درست بودن آن: قاعده ششم روی این موضوع توجه دارد که ببنیم آیا آنچه را که نویسنده مطرح کرده درست است یا خیر؟ البته در این جا منظوراز درست بودن این است که گزاره‌ها و مسایل مطرح شده، مطابق به عقل، خرد و استدلال منطقی باشد. در غیر آن صورت هر گزاره‌ی بدون استدلال را نباید پذیرفت؛ اگر نویسنده به آن ایمان داشته باشد. «ممکن است نویسنده در بیان عقاید خودش راجع به موضوعات واقعی و علوم صادق باشد، ما به طور معمول بنا را بر صداقت نویسنده می‌گذاریم؛ اما صرف اطلاع از عقاید نویسنده نباید ما را قانع کند، مگر اینکه منحصرا به شخصیت وی علاقمند باشیم. اگر مطالبی نویسنده متکی به عقل و خرد نباشد در آن صورت چیزی جز بیان عقاید شخصی نیست.»(ص 152) خلاصه بحث قاعده ششم این است که خواننده نباید هر آن‌چیزی را که می‌خواند، پذیرا باشد، بلکه مسایل درست و نادرست را جدا بسازد. البته این کار ممکن نیست مگر با درک و شناخت جملات و دیدگاه‌های اصلی نویسنده. بنابر این «مهم‌ترین جملات کتاب را علامت بزنید و معانی آنها را کشف کنید»؛ یعنی خواننده پیش از درست بودن دیدگاه نویسنده باید خود دیدگاه اصلی را پیداکرده و بشناسد. ممکن برای برخی خوانندگان سوال برانگیز باشد که چرا این بحث از شماره 6 شروع شد؛ قابل یادآوری است که پنج شماره‌ی دیگر این موضوع یا قاعده دریادداشت قبلی(بخش چهارم) مطرح گردید.
7ـ پیداکردن استدلال‌های نویسنده در حمایت از یک مطلب: شما در متن با بحث‌های گوناگون روبه‌رو می‌شوید، از میان این مطالب گوناگون استدلال‌های نویسنده را دریابید. همچنان به این نکته نیز توجه کنید که استدلال‌ها در حمایت از کدام مطلب بیان شده است؛ یعنی اینکه استدلال نویسنده باید در حمایت از موضوع یا مطلبی باشد که طرح کرده. نویسندگان کتاب «چگونه کتاب بخوانیم» دیدگاه شان این است که باید در لابلای جمله‌ها، دلیل ارائه شود. «استدلال پیوسته دارای یک رشته عبارات است که تعداد از آنها زمینه یا ذهن را برای نتیجه مورد نظر آماده می‌کنند. بنابراین در یک پاراگراف یا حداقل در مجموعه‌ی چند جمله باید دلیلی ارائه شود؛ امکان دارد مقدمات یا اصول استدلال همیشه در آغاز بیان نشود، اما باوجود این، این اصول و مقدمات منشأ نتایج هستند. اگر استدلال صحیح باشد از مقدمات نتیجه عاید می‌شود. (ص 153) خلاصه قاعده هفتم اینکه «استدلال‌های نویسنده را یا از میان جملات پیداکنید یا آنها را با کمک جملات مختلف بنا کنید». در کتاب چند نکته راجع به استدلال‌ها پیشنهاد گردیده است که آن نکات از این قرار است:
1ـ به خاطر داشته باشید که هر استدلالی باید چند عبارت داشته باشد. بعضی از این عبارات ثابت می‌کنند چرا شما باید نتیجه‌ای را بپذیرید که نویسنده ارائه می‌دهد. اگر اول نتیجه را پیداکردید، ببنید که به کجا منتهی می‌شوند. 2ـ میان استدلالی که به یک یا چند حقیقت معین اشاره می‌کند تا نتیجه‌ای کلی و عمومی را اثبات کند و استدلال که یک رشته عبارات و اصول کلی را بیان می‌کند تا عمومیت‌های دیگری را ثابت کند، تفاوت قایل شوید. 3ـ ببنید نویسنده چه چیزهایی می‌گوید. باید فرض کرد، چه چیزهایی را می‌گوید. می‌توان ثابت کرد یا برای آنها مدرک آورد چه چیزهایی بدیهی هستند و احتیاج به اثبات ندارند.(ص 171)
8ـ تعیین مسایل حل شده و ناشده: آخرین قاعده‌ی پیشنهاد شده برای خواندن تحلیلی و فهم عمیق از کتاب این است که شما در نهایت بسنجید که از بین مسئله‌های مطرح شده، کدام یکی شان حل شده و درست پاسخ گفته شده و کدام شان بدون پاسخ یا حل ناشده باقی مانده است. «تعیین کنید که کدام یک از مسایل نویسنده حل و کدام یک حل نشده است و اگر مسئله‌ای بدون جواب باقی مانده است، ببنید نویسنده از موفق‌بودن خود در حل آن آگاه است یا خیر.»
در یادداشت بعدی(بخش ششم) که آخرین بخش است تلاش می‌گردد تا تمام مطالب جمع‌بندی گردد و همچنان در کنار آن نگاهی به «چگونه خواندن» انواع کتاب‌ها در رشته‌های مختلف انداخته شود.