صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۴ حوت ۱۴۰۲

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

زن و شی‌وارگی

زن و شی‌وارگی راضیه سینا :

زنها امروزه بیشتر تبدیل شدن به جنس و کالای بازار. این تاسف بار است، شاید ما متوجه نیستیم یا هم خود را به بی توجهی زدیم. خیلی وقت میشود که این موضوع ذهنم را درگیر کرده بود. چرا ما زن ها با خودمان بیگانه و اینقدر سُبک هستیم، خود را باور نداریم، ارزش ما کالای بازار است، از دیدن چهره های شبیه مانکن و بت وارگی به حیرت میافتم. این خود رنج است.
ایولین رید در مقاله خود در کتاب «آرایش، مُد و بهره کشی از زنان» از آن به عنوان بازار سکس و بازار کالا نامبرده است. وی مینویسد: وقتی بازار سکس و بازار کالا در جامعه طبقاتی شکل گرفت، آن وقت رقابت بین زنها به وجود آمد، در سیستم سرمایه داری، فروش زن ها به عنوان کالا جانشین کالا به زنان شد، با گسترش بازار کالا، معیار زیبایی زنان اندک اندک از طبیعی به ساختگی یا زیبایی مُد روز دگرگون شد، و رقابت جنسی در کنار شکل ساختگی زیبایی گسترش یافت که در جامعه امروزی به اوج خود رسیده است. زنان دیگر خود شان نیستند، هر قدر جامعه به طرف طبقاتی شدن رفت زنان نیز زیبایی طبیعی خود را از دست داد، که اکنون هیچ پیوندی با طبیعت ندارد. آنچه که هستند، ساختگی و اجتماعی است. برای بدست آوردن چیزی روی می آورند به مُد و آرایش، اینگونه است که به فردیت خود دست نمی یابند، همه چیز ظاهری و صوری می شود و آن چه که عُمق و معنا نداشته باشد ارزش خود را از دست میدهد. هر چند که زیبای خوب است من آن را می ستایم اما اگر خودمان را بی آرایم تا مورد قبول دیگران قرار بگیریم پس فردیت ما چه میشود؟ ایولین رید می نویسد هیچ هنرمندی دوست ندارد از یک مانکن نقاشی بکشد مگر برای پول!  مطمینأ پشت آن آرایش براق یک روان رنجور بیچاره هم می زیَد، که ریشه اقتصادی دارد.
جامعه سرمایه داری زنان را وادار به این کار میکند. جین مورگان می نویسد که آرایش و مُد بیشتر از سوی اجتماع به زنان تحمیل شده است. زنی با موهای نامرتب و چهره خسته برای کار درخواست می دهد، اولین چیزی که باعث می شود تا در آزمون قبول نشود وضعیت ظاهری اوست، مگر این که در کار خود نخبه باشد.
زنان آرایش می کند تا زیبا و جوان به نظر برسد، تا بتواند شغل دلخواهش را داشته باشد و زنان آرایش می کند تا از این طریق مردی را اغوا کند، ازدواج کرده و از این راه بخشی از نیازهای خود را رفع کند. ازدواج بیشتر ریشه اجتماعی دارد نه ریشه شخصی و فردی. در جامعه بدوی فرد مجبور است تا تن به ازدواج بدهد. رابطه بدون ازدواج جرم و زنا محسوب می شود، بحث محرم و نامحرم به وجود می آید، برای این که بر هم‌‍دیگر محرم شوند باید ازدواج کنند.
ازدواج یک نیاز است؛ بر علاوه که قرارداد اجتماعی است، نیاز اقتصادی نیز هست. مردان نیاز دارند که یکی برای او نان بپزد، لباس بشوید، خانه او را بگرداند، برای او بچه به دنیا بیاورد. در مقابل زن ها نیاز دارند که سایه بالا سر داشته باشند، خانه داشته باشند و از لحاظ اقتصادی با ازدواج کردن نیازشان بر طرف گردد. برفلت در کتاب مادران می نویسد، زن سرخ پوست دوست دارد گوشت بخورد، شوهر نباشد گوشت هم نیست. پس زن سرخ پوست هرکاری انجام می دهد تا شوهر خود را خشنود سازد، شوهر نیز کاری انجام می دهد تا او را خشنود سازد، تا به خوبی زندگی کنند. جوزف هنسن در مقاله خود می نویسد که زیبایی واقعی در یک زن شخصیت، دلاوری و اخلاق اوست! زیبایی حقیقی یعنی این. ولی کمتر فردی وجود دارد تا به این پی ببرد و درک کند، چون که مردم دنیا زیبایی را بیشتر از راه آرایش می خواهند. پس سوال اینجاست که چرا ما زن ها همیشه در صدد جلب توجه دیگران زندگی می کنیم؟ چرا خودمان را فراموش کردهایم؟ چرا به خود کمک نمی کنیم؟ منتظریم که یکی دیگر آمده ما را از این وضعیت نجات بدهد. بالاخره ایولین رید می نویسد، سود جویان گروه های مختلف زنان جویایی زیبایی را با چرب زبانی به بازار سکس_کالای خود میکشانند و از آنها با راههای مختلف بهرهکشی میکنند.