صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲ ثور ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

روزهای سخت فرا روی کشور!

-

روزهای سخت فرا روی کشور!

با انجام ترور های زنجیره ای و افزایش خشونت در کشور، بویژه پس از ترور احمدولی کرزی و جان محمدخان مشاور رئیس جمهور و..... موضع حکومت در برابر روند جاری و اعاده صلح و امنیت در جامعه با دشواری های سخت و پیچیده ای مواجه گردیده است. بطور مثال آیا حکومت هنوز باید حس خوش بینی خود را نسبت به طالبان، بعنوان برادران ناراضی حفظ کند؟ آیا واکنش های انفعالی وعدم قاطعیت در سرکوب طالبان باید ادامه یابد؟ یا اینکه با تجارب بدست آمده بایستی بر همه خط ها و تیترهای گذشته خط بطلان کشید و با قاطعیت و جدیت تمام به سرکوب و انهدام مخالفین، بخصوص طالبان پرداخت؟‌ آیا حکومت چنین توانایی را در خود می بیند؟‌ جامعه جهانی و نیروهای بین المللی چه واکنشی نسبت به این شیوه از مواجهه با مخالفین نشان خواهند داد؟ کشور های همسایه چقدر تحمل خواهند که حکومت در افغانستان از طریق اعمال قدرت و سرکوب مخالفین بر اوضاع مسلط گردد؟

ترور های اخیر علاوه بر اینکه هشدار های جدی نسبت به اداره کشور محسوب می گردد، واقعیت اینست که ضربات تکان دهنده ای بر حکومت نیز تلقی می شود. بطور مثال رئیس جمهور با کشته شدن احمد ولی کرزی یکی از بزرگترین پشتوانه های خود را نه فقط در قندهار بلکه در کل مناطق نا آرام و بحران زده جنوب کشور از دست داد . آقای کرزی با موجودیت برادرش احمد ولی در قندهار که نقطه اتصال تمام ولایات جنوبی کشور محسوب میشود از این ناحیه با همه ی مشکلات و چالشهایش احساس آرامش میکرد. زیرا وی در مدت حضور ده ساله خود در قندهار تماسهای محکم و روابط دوستانه ای با سران اقوام و قبایل جنوب برقرار کرده بود تماس هایی که برای حاکمیت بسیارمهم و با ارزش تلقی می شد .

از جانب دیگر اظهاراتی که رئیس جمهور در مراسم تدفین احمدولی ابراز داشت هم جای تفسیر دارد. وی در بخشی از اظهاراتش گفت من طالبان را می بخشم؛ کشتن انسانها مردانگی نیست بلکه حیات بخشیدن به انسانها مردانگی است. این سخنان اگر بصورت انتزاعی مورد ارزیابی قرار گیرد بسیار جالب و ایده آل به نظر می رسد. سخنی که یک سیاست مدار باید آن را بر زبان آورد و به آن عمل نماید. ولی طالبان فردای همان روز در مراسم ختم و فاتحه خوانی بازهم به یک عمل تروریستی دیگر دست زدند .

مسجدی در شهر قندهار که مجلس فاتحه در انجا برگزارشده بود مورد حمله یک مهاجم انتحاری قرارگرفت این فرد مواد منفجره را درلای عمامه خود جا به جا کرده بود که در تاریخ عملیات انتحاری در افغانستان بی سابقه است. براثر وقوع این حمله که در نزدیکی محراب مسجد صورت گرفت، رییس شورای علما، خطیب مسجد و چند تن دیگر از کسانی که در مسجد حضور داشتند کشته و زخمی شده و قرآن ها طعمه حریق گردیدند . طالبان با این عمل خود نشان دادند که نه تنها صلح نمی خواهند و به درخواستهای آشتی جویانه رییس جمهور وقعی نمی گذارند، بلکه از انجام حملات انتحاری در داخل مسجد و سوزاندن قرآن ابایی ندارند . آنان با ادامه دادن به خشونت های بی رحمانه بار دیگر ثابت ساختند که طالبان به ایده ها و آرمان های انسانی هیچ ارزشی قایل نیستند؟ آنچه برای طالبان اهمیت دارد ریختن خوان است وبس.

واکنش خشونت بار طالبان نشان که داعیه صلح با طالبان هرچند با هزینه های بسیار کلان و غیرقابل جبران هم همراه باشد، دست آوردی برای صلح و آشتی نخواهد داشت. گرهی از مشکلات کشور نخواهد گشود. راهی پرپیچ و خم و پر از سنگلاخ را برای رسیدن به مقصد مشترک هموار نخواهد گردانید. هیچ دلی را به آرامش فرا نخواهد خواند و به هیچ روحی پریشان آرامش نخواهد بخشید.

این در حالی است که واکنش نسبت به وضعیت جاری در داخل کشور از سوی نهاد ها و محافل سیاسی و اجتماعی خیلی شدید بوده و بطور وسیع خواهان برخورد جدی و قاطع با طالبان و اتخاذ یک موضع روشن و استوار در برابر دخالت های مداوم پاکستانی ها گردیدند. بطور مثال مجلس نمایندگان افغانستان در برابر روشهای جنگ طلبانه گروه طالبان سکوت و بی تفاوتی و واکنش های منفعلانه را جایز ندانسته و با تاکید بر وحدت ملی افغانها خواهان این گردیدند که با وحدت و اتحاد در مقابل تروریستها و حامیان آنان مقابله نماییم؛ درغیر این صورت همواره قربانی تروریسم و مداخلات بیگانگان خواهیم شد . یکی از نمایندگان با توجه به از هم گسیختگی های داخلی کشور به صراحت بیان داشت که به عوض دامن زدن به اختلافات داخلی باید دشمن مشترک خود را بشناسیم و علیه آن یک جبهه واحد ملی تشکیل دهیم.

با توجه به بحرانی شدن اوضاع جاری و تحولات پیش روی این اجماع روز بروز در جامعه قوت می یابد که طالبان عناصری نیستند که به صلح بها بدهند و حاضر به صلح باشند . تلاش برای گفتگو و مصالحه با طالبان و امتیاز دادن به آنها فایده ندارد زیرا آنها به خون انسان احترام قایل نیستند، نمیشود دست دوستی و صلح به سوی کسانی دراز کرد که آنها به منطق صلح اعتقادی ندارند .این روحیه و اندیشه روز بروز در جامعه قوت می یابد که طالبان صلح نمی خواهند، آنان با منطق جنگ و ترور به وجود آمده اند و فقط با همین منطق زندگی قادر به ادامه حیات هستند . بنابر این دمیدن بر شیپور مصالحه بصورت یک طرفه نتیجه ای جز از دست دادن فرصت و مایوس ساختن مردم و از کف رفتن اعتماد و انگیزه مردم و طولانی ساختن عمر جنگ دست آوردی دیگر ندارد .

در هر حال حاضر اینک اوضاع بگونه ای است که گویا رئیس جمهور و مجموع حکومت باید نسبت به آینده کشور یک تصمیم تاریخی را اتخاذ نمایند. اتخاذ چنین تصمیمی موجب خواهد شد که افغانستان یا یک بار دیگر و برای مدت های نامشخص در کام بحران و جنگ فرو رود و مردم ما بار دیگر بار سنگین مصیبت و بیچارگی، حقارت و ذلت را با جان نحیف و ناتوان خود بکشند؛ یا اینکه با یک تصمیم خردمندانه اراده ملی را برانگیخته و با تکیه به هم نوایی ملی بر تمام مشکلات، بخصوص دست اندازی های بیگانگان و سرکوب یاغیان طالب کشور رابسوی صلح و ثبات سوق خواهیم داد. به همین جهت می توان گفت که این روزها، روزهای سخت کشور است.

مقابله با طالبان ، اتخاذ موضع قاطع در برابر تجاوز کشورهای همسایه، تصمیم خردمندانه در برابر اتخاذ مناسبات با جهان بین المللی و سامان بخشیدن به امور کشور از طریق پایان بخشیدن به اختلاف ها و نزاع های فرعی از تصامیم اساسی و تعیین کننده بشمار می رود که غلبه بر دشواری ها را آسان خواهد ساخت. بدون شک اتخاذ خود چنین تصمیمی یکی از دشواری های اولیه و سخت محسوب می گردد.

 

دیدگاه شما