صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۴ میزان ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ساختار نظام بین الملل و اولویت سیاست خارجی آمریکا

-

ساختار نظام بین الملل و اولویت سیاست خارجی آمریکا

در دوران جنگ سرد  دو ابر قدرت( ایالات متحده آمریکا در غرب و اتحاد جماهیر شوروی در شرق) که با سلاح اتومی نیز مجهز بودند در جهان خودنمایی می¬کردند؛ هردو ابر قدرت دشمن درجه یک هم¬دیگر بودند و تمام توان نظامی، اقتصادی، سیاسی و اطلاعاتی خویش را برای نابودی جانب مقابل بسیج کرده بودند.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی؛ ایالات متحده آمریکا به¬عنوان تک قدرت جهانی رسالت رهبری و تنظیم امور بین الملل را برای خود تعریف می¬کرد، این امر ایجاب می-کرد تا این هژمونی بلامنازع جهانی سیاست خارجی مدون در چارچوب استراتژی امنیت ملی خود تدوین نماید؛ با توجه به این¬مطلب دهه ۱۹۹۰ برای آن کشور دهه سرنوشت ساز و سال¬های پرهیجان و تصمیم ساز بود.
مبرهن است که ساختار نظام بین الملل در پهلوی تروریزم و انقلاب سایبری از عوامل مهم در اتخاذ سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بوده و اکنون نیز این عامل در تدوین سیاست خارجی  کشورها از عناصر مهم به شمار می¬رود.
آن¬گونه که اشاره شد اتحاد جماهیرشوروی سابق یکی ازعوامل موثر در نظم بین الملل بوده و در تدوین سیاست خارجی آمریکا نیز تاثیر گذاربوده است و متعاقبا بعد از فروپاشی آن و نبود یک ابر قدرت رقیب برای ایالات متحده در سطح دنیا که خلای شدید رقابتی را به وجود آورد؛ بر اتخاذ سیاست خارجی آمریکا نیز موثر بود؛ نظمی که در دهه ۱۹۹۰ بر محیط بین الملل حاکم بود تک¬تازی و تصمیم¬های یک جانبه را از سوی ایالات متحده موجب می¬شد از این جهت اولویت¬ها و اولیت¬های در سیاست خارجی آن کشور بدون احساس قدرتی بازدارنده در جهان اعمال می¬شد.
لذا جنگ خلیج فارس و حمله  آمریکا و متحدانش بر عراق که به¬دنبال اشغال کشور کویت توسط صدام حسین و ایجاد پرواز ممنوع در فراز آسمان عراق صورت گرفت؛ مصداق بارز اعمال سیاست هژمون مورد نظر است.
در هنگامی¬که استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا برای قرن ۲۱ تدوین شده بود؛ اتفاقی عجیب و غیر قابل پیشبینی به وقوع پیوست؛ حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ القاعده با هواپیماهای ربوده شده  بر برج¬های تجارت جهانی در نیورک و سایر اماکن در آمریکا تمام جهان را به لرزه در آورد و دشمن جدید؛ نامریی و خطرناکی را برای جهان و آمریکا معرفی کرد؛ پاسخ دولت¬مردان آمریکا در قالب حمله پیشدستانه بر افغانستان با شعار مبارزه با تروریزم و از بین بردن شبکه القاعده تحولات جدیدی را در دنیا رقم زد.
سرنگون کردن حاکمیت طالبان در افغانستان، موجب شد تا ایالات متحده آمریکا به صورت شتاب زده برکشور عراق در قالب حمله پیشگیرانه لشکر کشی و حکومت صدام حسین را نابود نماید.
لذا در دهه اول قرن بیست و یک اولویت سیاست خارجی آمریکا تروریزم و مبارزه با مظاهر آن اعلان و اعمال میشد.
اما در اواخیر دهه اول قرن ۲۱ و سر و سامان گرفتن جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا و تشخیص رقیب و بالاخره دشمن جدید؛ تغییراتی در استراتژی¬های دوازدگانه آن کشور به وجود آمد و همان¬گونه که تغییرات در ساختار؛ اهداف و ابزار جامعه اطلاعاتی آن کشور پدیدار گشت؛ چرخش¬های در سیاست خارجی نیز به وجود آمد؛ تغییر در اولویت¬ها و اولیت¬ها.
توجه استراتژیست¬های ایالات متحده که بارک اوباما و دونالد ترامپ نیز با آن¬ها هم-نظر بودند از مجموع حوزه نوهارتلند(سرزمین¬های عربستان و کشورهای عربی همجوار) و هارتلندنو(ایران و پیرامون)  به هارتلند علیا (چین) معطوف شد.
کاهش حضور نظامیان آمریکا در غرب آسیا و جمع¬آوری سامانه¬های دفاع موشکی تات و پاتریوت از برخی کشورهای عربی مانند عربستان؛ عراق کویت و اردن و نیز خروج نظامیان آن کشور از افغانستان در راستای تمرکز بر دشمن اصلی ایالات متحده  (چین) صورت گرفته است.
چین به¬عنوان کشوری که رشد اقتصادی و پیشرفت گیج کننده¬ی در عرصه¬های مختلف دارد؛ غرب و خصوصا ایالات متحده آمریکا را برآن داشت تا رییس جمهور ترامپ در اولین استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا که در سال ۲۰۱۷ منتشرشد برای اولین بار (البته در استراتژی که رییس جمهور مکلف است مطابق قانون گلد واترنیکلز به کنگره ارایه نماید) نه سایر استراتژی¬های آن کشور؛ از کلمه دشمن بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای کشوری مثل چین و روسیه نام برد.
فعلا کنش¬های اعلانی و اعمالی دولت ایالات متحده آمریکا نشان می¬دهد که اولویت سیاست خارجی آن کشور مقابله و ایجاد چالش برای رشد فزاینده کشور چین و ایجاد فشار بر روسیه می¬باشد. اعمال تحریم¬های سنگین بر ایران و ایجاد فشارهای بی¬سابقه اقتصادی و سیاسی برآن کشور کنش¬های رفتاری ایالات متحده است که بسیار مبرهن و هویدا است تا ایران را به داخل مرزهایش به عقب رانده و تسلسل جبهه مقاومت علیه اسراییل و غرب را بشکند.
هرگونه کنش رفتاری که مندرج در استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا نباشد؛  که موجب جلب توجه تحلیل¬گران و استراتژیست¬ها را در هارتلندنو و نوهارتلند گردد؛ به معنای اولویت اصلی سیاست خارجی آمریکا نمی¬باشد؛ عبور از این دو جیوپولتییک به سمت هارتلندعلیا تاکتیک هوشمندانه را می¬طلبد، چنانچه اعمال راهبرد احاله مسولیت و حتا اعمال راهبرد موازنه از راه دور از طریق هندوستان علیه چین بیانگر تقابل بی سابقه و خطرناک ایالات متحده علیه چین است.
در پهلوی اولویت اصلی سیاست خارجی آمریکا اهداف مهمی چون سیطره بر هلال نا موزون مسلمین (به قول برژنسکی مشاور پشین امنیت ملی ایالات متحده آمریکا )، حوزه انرژی قفقاز، خاورمیانه، اسلحه کشتار جمعی، تروریزم نوین جهانی، امنیت اسراییل و ....
قابل بحث است اما موضوع فربه در محیط بین الملل و شکل و ساختار نظام بین الملل که کشور چین در آن به عنوان غول بزرگ اقتصادی و حتا نظامی و نیز کشور رو به پیشرفت روسیه خواب¬های دولت¬مردان ایالات متحده آمریکا را آشفته نموده و مقابله و تضعیف چین را به اولویت اصلی آن کشور و متحدان غربی اش قرار داده است.
باری ساختار نظام بین الملل به¬عنوان یکی از عوامل اصلی اتخاذ سیاست خارجی کشورها و خصوصا ایالات متحده به¬شمار می¬رود و اکنون موجودیت کشورپهناور، صنعتی و پیشرفته چین که برتری اقتصادی و سیاسی آمریکا را به چالش کشیده است رقیب و دشمن درجه اول آمریکا بوده و اولویت سیاست خارجی ایالات متحده را در خود سوق داده و جنگ سردی جدیدی را در جهان آغاز نموده است.

دیدگاه شما