صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۹ میزان ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جمهوریت از مردم و مردم با جمهوریت است

-

جمهوریت از مردم و مردم با جمهوریت است

افغانستان نظام های سیاسی مختلفی را آزموده است، یگانه نظام سیاسی که وابستگی تام به مردم دارد و حاکمیت را حق مردم می داند جمهوریت است. نظام سیاسی جمهوریت از دل خواسته های مردم افغانستان بیرون می شود و چنبره دموکراتیک سیاسی در کشور نظام سیاسی جمهوریت را برای مردم افغانستان به ارمغان آورده است. بنابراین فرهنگ سیاسی دموکراتیک و نظام سیاسی جمهوریت لازم و ملزوم همدیگر است. در تاریخ سیاسی افغانستان سیطره نظام سیاسی جمهوریت مبتنی بر قانون و مطالبات مردمی در این دو دهه اخیر اتفاق افتاده است. این دریچه¬ی امید بخشی است برای افغانستان آزاد و مرفه. مردم افغانستان از هر قوم و در هر قشری که زندگی می کنند این را بدرستی درک می کنند که یگانه نظام سیاسی که ارزش و اهمیت به خواست مردم قایل است، او جمهوریت می باشد. زیرا جمهوریت را اراده های آزاد مردمی شالوده سازی می کند. در بنیاد قضیه نظام جمهوریت بدستان مردم ساخته می شود و با مردم نیز حمایت می گردد و توسط مردم هم اصلاح و رفورم صورت می گیرد. انعطاف پذیری و مردم دوستیِ را که نظام سیاسی جمهوریت با رویکرد دموکراتیک دارد، هیچ نظام سیاسی دیگری ندارد. از این جهت نظام سیاسی جمهوریت از مردم و توسط مردم بوجود آمده است و همچنان از حمایت مردم برخوردار است.
گروه طالبان که بیست و چند سالِ پیش بوسیله¬ی زور و با شیوه ملیتاریسم بر مردم افغانستان حکومت می راند، امروز نیز چنین ایده¬ی به سر دارند و در پی تحقق خواسته های غیر مشروع شان در افغانستان هستند. حملات شدید و کشتار های بی رحمانه¬ی مردم توسط این گروه تروریستی در این دو ماه اخیر بوضوح روشن می سازد که این گروه متکی بر اسلحه و زور هستند و از راه جنگ و خشونت می خواهند بر افغانستان و مردم آن مسلط شوند. گروه طالبان و یا امارت نام نهاد آنان با تنفر عمیق در میان مردم مواجه است. در بنیاد شکل دهی حکومت نیز گروه طالبان اساساً به مردم ارزش قایل نیستند و نقشی برای مردم در نظر نداشته اند. مردم و آرای مردم نزد گروه قدرت طلب طالبان هیچ اهمیت ندارد جز بستر برای تحقق خشونت های که آنان در حق مردم روا داشته و می دارد. شکل دهی حکومت از دیدگاه گروه طالبان حق مردم نیست و مردم همانند عناصر و پدیده های طبیعی باید مطیع چند آدم خود خواه و قدرت طلب و ظالمِ باشد. آن ها هستند که برای مردم دولت تشکیل می دهد و آنان هستند که باید حکومت شکل دهند، مردم در این معامله صرف بستر حاکمیت است و تابع بدون چون و چرا.
گروه طالبان حکومت را از مردم نمی داند، بلکه مردم را ملزم به پذیرش حکومت می کند ولو این حکومت خواست آنان برخلاف تمامی موازین های بین المللی و ارزش های تعریف شده انسانی باشد. ابزار و راه رسیدن به حکومت در نزد گروه طالبان قید مردمی نداشته و ندارد. زور و کشتار مردم وسیله¬ی و شاهراه رسیدن به قدرت آنان را معرفی می کند و با کمال بی شرمی به این ابزار های غیر انسانی شان در گوشه و کنار افغانستان امروز زندگی را بر مردم افغانستان تلخ نموده است. ولایات مختلف افغانستان در این شبانه روز ها در آتش جنگ و خصم گروه طالبان می سوزند و عده¬ی زیادی از مردم از خانه های خود مجبور به فرار و زندگی شان در بدر شده است. ایجاد وحشت و راه اندازی کشتار های مردمی وسیله¬ی تبلیغانی دشمن شده است و از این طریق بر اذهان عمومی در سراسر کشور فشار آورده است.
منطق گروه طالبان خون و خشونت است. با این روحیه ضد انسانی خویش مسبب بحران های عمیق در افغانستان شده است. گروه طالبان بی رحم ترین و قسی القلب ترین افراد و رهبران را با خود دارند و هرگز بر مردم افغانستان از هر قوم و تبارِ که باشند رحم نکرده و نخواهد کرد. این استراتژی دشمن است و این موضوع را اربابان شان برای این گروه خط سرخ شان قرار داده است. کشتار زنان، اطفال، پیر مردان، کارگر و ... انفجار مساجد، شفاخانه ها، مکاتب، کورس ها، دانشگاه ها و در میان تجمعات مردمی در محافل های مختلف کار اصلی این گروه بوده و خواهد بود. افراد این گروه تروریستی به این لذت می برند که جوی خونِ بیشتریِ را جاری سازند و و حشت عظیمی را خلق نمایند. این مساله برای رهبران این گروه و تمامی افراد خود باخته¬ی این گروه یک اصل سیاسی و مهم شمرده می شود.
طالبان با امکانات بیگانگان بر مردم افغانستان حملات شدید نظامی را داشتند و حالا تشدید بخشیده اند. طالبان با تمامی گروه های بزرگ تروریستی دنیا ارتباط ماهوی و ارتباط قاطعانه¬ی عملیاتی و همکاری های نظامی دارد. القاعده، داعش و... همه گروه های همانند طالبان هستند که بر ضد زندگی انسانی مردم هستند. طالبان اجرأ کننده¬ی پروژه های بزرگ تروریستی در افغانستان از جانب تمویل کنندگان آن هستند. بدون شک گروه طالبان و رهبران این گروه هیچ وابستگی به مردم افغانستان نداشته و ندارند. عده¬ی بسیار اندکی از آنان اگر تعلق خاطری به افغانستان داشته باشند آن هم از دریچه قبیله گرایی های متحجرانه¬ی قرون وسطایی است. آنان در حاشیه پروژه های بزرگ دیگران یا می سوزند یا بدنبال اهداف فاشیستی شان هستند.
گروه طالبان هرگز دولتی را تشکیل نداده بود و حالا هم در فکر آن نیستند که خواست مردم افغانستان در آن دخیل باشد. برای آنان آنچه اهمیت دارد که باداران خارجی شان طرح می کنند و در پی عملیاتی شدن آن پلان ها جان صد ها انسان و مسلمانان را می گیرند. گروه طالبان در فکر ایجاد دولت که در آن نقش مردم و خواسته های مردم افغانستان مطمح نظر باشد نبوده و نیست؛ بل گروه طالبان مجریان جنگ های نیابتی قدرت های دنیا و همسایگان در افغانستان هستند. معاملات پشت پرده میان گروه طالبان و خلیل زاد، تأمین کننده استراتژی های بزرگ قدرت های بزرگ در منطقه است. تبدیل افغانستان به گورستان انسان ها و نا امن سازی حیاط خلوت های سیاسی روسیه در کشور های آسیاسی مرکزی، ایجاد فشار بر دولت جمهوری اسلامی ایران از طریق گروه طالبان که تضاد ایدئولوژیک عمیق با ایران دارد، درد سر درست کردن در برابر پلان های بزرگ کشور چین، همه احساس می شود اجزای بسیار مهم این توافق پنهانی است.
بُعد داخلی توافق سیاه و پنهانی خلیلزاد با گروه طالبان یا پیامد درون افغانستانی این پلان ضد روحیه وحدت ملی این است. گروه طالبان بوسیله¬ی زور و از راه کشتار های مردم بر مردم افغانستان حاکم شود و دولت و حکومتی را بسازد که در آن قوت و قدرت فاشیستی گروه طالبان به صورت صد در صد عملی و تأمین گردد. اگر تمامی این جنبه ها را در مورد امارت و گروه طالبان بررسی شود، نتیجه اش این است که این گروه و دولت مورد نظر این گروه از هیچ حیث موافق با خواسته های مردم افغانستان نبوده و نخواهد بود. لذا گروه طالبان با هر عنوان که حکومت نام نهاد شان را بنامند مورد نفرت شدید مردم افغانستان و یا حد اقل عده¬ی کثیری باشندگان این ملک خواهد بود. در این صورت است که افغانستان در پرتگاه نابودی گرفتار می شود و جنگ های به شدت قومی و نیابتی در این خاک شعله خواهد کشید که خرمن هر انسانی این ملک را خواهد سوختاند. این جفا را در حق مردم افغانستان و در حق تمامیت ارضی این خاک گروه طالبان و حامیان خارجی شان روا داشته است.
اکثریت قاطع مردم افغانستان از نظام سیاسی جمهوریت حمایت می کنند و این نظام را با دلایل فراوان و میکانیزم های روشن دموکراتیک از خود دانسته و می داند. اوضاع پیچیده و نگران کننده¬ی امروز افغانستان فردای بسیار تاریک را در پی خواهد داشت. گروه طالبان اگر افغانستان دوست و از این خاک هستند به گفتمان های مسالمت آمیز بر گردند و دست از این همه کشتار و بحران آفرینی در سطح کشور بردارد، که نویسنده بعید می داند چنین اراده¬ی در کار باشد.

دیدگاه شما