صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ستون پنجمی‌ها و قباحت زدایی زهر آگین از طالبان

-

ستون پنجمی‌ها و قباحت زدایی زهر آگین از طالبان

اصطلاح ستون پنجم، از دیر زمان تا کنون در بنا گوش مردم افغانستان زمزمه شده است، مقامات و چهره‌های سیاسی گاهی از موجودیت اشخاصی زیر چتر نظام حرف به زبان آورده اند که آنان با استفاده از امکانات و تجهیزات نظام، در رشد و تقویت گروه طالبان بهره برداری کرده اند. از دور دوم حکومت کرزی تا اولین دور حکومت رئیس جمهور غنی، ستون پنجم به یکی از دغدغه‌های اصلی شهروندان کشور مبدل شده بود. مردم افغانستان با درک از نیش زهر آگین افعی تروریزم در هراس بودند که مبادا توسط اقلیت خائن، گروهی بر سرنوشت و زندگی خود و فرزندان شان مسلط گردد که سر سازش ناپذیر با انسان و جامعه مدرن و مترقی دارند، زهرهایی که طی سی سال گذشته تا کنون به صورت انفرادی بر روان این مردم تزریق گردیده و آن را مسموم نموده اند، باعث چالش‌های روحی – روانی جدی در زندگی خصوصی و اجتماعی آنان گردیده است؛ پادزهر این سموم، نظام جمهوریت است که پس از هر بار نیش زدن افعی تروریزم، مردم به موجودیت این پادزهر دلخوش کرده و از آن در جهت تسکین دردهای این گزند استفاده نموده اند.
نفس موجودیت پرچم سه رنگ این سرزمین، قوت قلب ها و پادزهر گزند هاست، این پرچم بارقه‌ی امیدبخش به آینده‌ی روشن و دورنمای پر از نشاط است. وقتیکه مردم می بینند پرچم عزت و نوامیس ملی همچنان با قامت افراشته در دل کوهپایه‌ها و محلات این سرزمین با نسیم ملایم و دل انگیز هر روزه می جنبد و به آنان سلام دلگرم کننده میرساند نشاط و شادی وصف ناپذیری سراسر وجود شان را احاطه می‌کند. مردم به این نظام و دستاوردهای آن علاقه مندی مثال زدنی دارند، آنان می‌دانند که در موجودیت این نظام است که آنان جهت دسترسی به دانش روز مرزها را در نوردیده و به اقصی نقاط جهان در پی تحصیلات اکادمیک و مسلکی اند که بتوانند به آب و خاک شان خدمات درخور تحسین و قابل شأن ارائه کنند. از ذهن مردم افغانستان پاک نشده است که ویرانی‌های جنگ‌های گذشته تنها در قالب این نظام ترمیم و بازسازی گردید و اکنون همه روزه زیربناهای جدیدتر در حال اعمار است. مردم افغانستان با درس از گذشته، به این درک عمیق دست یافته اند که هیچ نظام سیاسی غیر از جمهوریت نمی‌تواند به آلام و زخم‌های چندین ساله آنان مرهم شفایاب بگذارد؛ با این حال، ستون پنجمی که از دوران گذشته تا کنون بر زخم این مردم نمک پاشیده است، اکنون به گونه‌ی عریان و بی پرده تر از گذشته فاز جدیدی حمایت و همکاری شان با گروه خون آشام طالبان را روی دست گرفته اند. از زمان شروع مذاکرات ایالات متحده امریکا با طالبان تاکنون، ستون پنجمی‌ها به گونه‌ی شبکه‌ی در قباحت زدایی از طالبان کمر بسته اند، شبکه‌ی ستون پنجمی داخلی با همکاری شبکه‌های منطقه‌ای در پی نشان دادن چهره دیگر از این گروه هستند. آنان می‌خواهند بر مردم افغانستان بقبولانند که طالب تغییر کرده و دیگر آن طالب دهه نود میلادی نیست. این شبکه‌ها می‌خواهند توجیه کنند که طالبان با حقوق بشر، آزادی بیان، دموکراسی، برابری، آزادی زنان، اقلیت‌های قومی و مذهبی و دیگر نمادها و ارزش‌های بشری مشکلی ندارند. این قباحت‌زدایی از طالبان خلاف آن چیزی است که در این شب‌وروزها از سوی این گروه سر می‌زند. طالبان در این شب‌وروزها در حال بازتولید فجایع دهه نود هستند و حداقل در اسپین‌بولدک قندهار و مالستان غزنی این فجایع را تکرار کرده‌اند.
عمل‌کرد طالبان در بیست سال اخیر و در این شب‌وروزها به همان شیوه روزهای نخستین ظهور و دوره حاکمیت‌شان بوده است. به این معنا که در اغلب بخش‌هایی که این گروه پیروز شده، آزادی زنان را سلب کرده، ‌آوازخوانی را منع قرار داده و زنان را بدون محرم اجازه سفر نداده است. طالبان مخالفان خود را قصابی کرده و با غیرانسانی‌ترین شیوه از آنان انتقام گرفته‌اند. این گروه در سطح کلان با انتخابات و انتقال قدرت از طریق رأی مردم مخالف است. رفتار روزهای اخیر طالبان نشان می‌دهد که آنان در پی برقراری همان فاشیسم مذهبی و قبیله‌ای و روایت به خصوص خودشان از اسلام هستند. آنان در دوران حاکمیت‌شان مجسمه‌های بودای بامیان را منفجر کردند و اکنون در ولسوالی کشم ولایت بدخشان یک میدان (چوک) را به دلیل داشتن تندیس‌های چند اسب تخریب و نابود کرده‌اند. طالبان فجایع فراموش ‌نشدنی یکاولنگ، مزار شریف و شمالی را پیش از برقراری حاکمیت‌شان، در مالستان غزنی و اسپین‌بولدک قندهار، دوباره تکرار کرده‌اند.
گروه طالبان در مالستان غزنی همان رفتاری را داشته که در دهه نود در یکاولنگ و مزار شریف داشته است. جنگ‌جویان این گروه مردم ملکی را در ولسوالی مالستان به رگ‌بار بسته و دکان‌های آنان را مسدود کرده و به آتش کشیده‌اند. آنان مردم محل را مورد آزار و اذیت قرار داده و حتا کودکان را با سیلی زده‌اند. دلیل کشتار مردم ملکی در مالستان عدم همکاری با طالبان بوده است؛ هم‌چنان در اسپین‌بولدک قندهار، طالبان بیش‌ از ۱۰۰ خانواده را شب‌هنگام از خانه‌های‌شان بیرون کرده و کشته‌اند. دیده‌بان حقوق بشر رویدادهای غزنی و قندهار را تأیید کرده است. گروه طالبان در این ولسوالی‌ها غیرنظامیان، نیروهای امنیتی تسلیم‌شده‌ و کارمندان دولت را از خانه‌های‌شان بیرون و سپس تیرباران کرده‌ است. در ادامه این جنایت‌ها، این گروه در ولایت بغلان دو زن جوان را که همسران نیروهای امنیتی بوده با اجبار به نکاح اعضایش درآورده است.
کوچ اجباری مردم از محلات‌شان، آواره‌گی و دربه‌دری ناشی از جنگ طالبان، چیزهایی است که نصیب مردم افغانستان شده است. در تمام ولسوالی‌هایی که طالبان مدعی هستند که به کنترل آنان در آمده است، بخش زیادی از مردم به دلیل ترس و وحشت ایجادشده، ترک محل کرده‌اند؛ از این‌که مبادا طالب آنان را بکشد، یا مورد تحقیر و توهین قرار دهد. آواره‌گان اکنون در زیر خیمه‌ها و بدون داشتن مایحتاج اولیه زنده‌گی، روز و شب می‌گذرانند. دختران و زنان جوان و مردم آواره، بی‌سرپناه هستند و احتمال هر فاجعه در موردشان قابل تصور است. حجم فاجعه و حوادثی که از جنگ طالبان بر مردم بی‌گناه تحمیل شده، بزرگ‌تر و بیش‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود و به رسانه‌ها درز می‌کند.
آن‌چه این روزها در بخش‌های مختلف افغانستان رخ می‌دهد، تفاوتی با روزهای سیاه حاکمیت طالبان در دهه نود ندارد. امروز هم‌چنان در قلمرو امارت گذاشتن ریش و ادای نماز، اجباری است، کشتار امر معمول و جزء حوادث روزانه محلات است، قتل عام مردم ملکی در چندین محلی که به دست طالبان افتاده، رخ داده و هر نوع آزادی از مردم سلب شده است و ظلمی نیست که مردم تجربه نکرده باشند. سیل عظیمی از آواره‌گان و تعطیلی خدمات عامه، بی‌نظمی و عدم موجودیت یک حاکمیت پاسخ‌گو، چیزهایی است که مردم تجربه می‌کنند. برای همین، نهادهای حامی دموکراسی، آزادی بیان،‌ حقوق بشر و جهان آزاد، باید در قبال وضعیت پیش‌آمده در افغانستان احساس مسوولیت کنند. این در حالی است که طالب هنوز حاکمیت را به دست نگرفته است و چنین بی‌اعتنا به کرامت شهروندان افغانستان ظلم و ستم روا می‌دارد. ‌این گروه به فرض محال اگر حاکمیتش بر سراسر افغانستان قطعی شود، شدیدتر و تندتر از گذشته با مردم برخورد خواهد کرد. تبلیغ فرضیه تغییر طالبان، ترفند و فریب است و در جهت تأمین منافع این گروه و ستون پنجمی ها مهندسی گردیده است.
با این حال کشورهای منطقه و جهان با درک از وضعیت حساس افغانستان و مسئولیت پذیری مردم این سرزمین در امر مبارزه با طالبان و شبکه‌های طالب پرور باید حمایت نموده و نگذارند که این افعی خطرناک که هم اکنون در کسوت کرم پیله خود را به نمایش گذاشته است پنبه‌های نرم زندگی مردم افغانستان و جهان را سمی نمایند. این موج عظیم مقاومت را به دیده‌ی قدر نگریسته و در عوض اینکه به کشورهای همسایه افغانستان متهعد شده اند تا جهت اسکان مهاجران افغان به آنان پول پرداخت نمایند، همان هزینه را در جهت مقاومت مردم این سرزمین سرمایه گزاری نمایند که برای همیشه شر تروریزم از افغانستان و جهان کوتاه گردیده و در سیاهچال مفکوره‌های سیاه خود مدفون گردند. اگر جهان به صورت واقع بینانه به این خطرات ننگرند، اقدام ما بعد در سرکوبی تروریزم هزینه های فراوان انسانی و مادی در پی خواهد داشت، با اینکه مردم افغانستان تا آخرین رمق به هیچ نیروی شروری اجازه نخواهند داد تا کشور شان را به تباهی بکشانند؛ اما از آنجاییکه خطرات تروریزم تنها مربوط به جغرافیای افغانستان نمی‌گردد همکاری همه جانبه کشورها در این امر یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

دیدگاه شما