صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۱ میزان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ریشه یابی عوامل اقتدار طالبان

-

ریشه یابی عوامل اقتدار طالبان

پس از ده سال مبارزات نفس گیر قوای بین المللی و ارتش افغانستان با طالبان مسلح اکنون این گروه همچنان توانسته اقتدار شانرا حفظ کرده و در هر نقطه ی از کشور اهداف مورد نظر شانرا تامین نمایند. اکنون پرسش اساسی این است که براستی اقتدار طالبان ریشه در کجا دارد؟ و منابع اکمالات و تجهیزات این گروه از کجا است؟ و طالبان چگونه سلاح و تجهیزات شان را تامین می کنند؟!

در سالهای گذشته برخی گزارش ها و مطالبی در مورد همکاری بخش های از قوای بین المللی در تقویت و تجهیز این نیروها نیز منتشر شده است که البته از جانب این نیروها رد شده است. برخی معتقد اند اراده جدی برای شکست کامل تروریزم در نیروهای بین المللی نیز وجود ندارد زیرا اگر چنین اراده ای وجود می داشت اکنون طالبان مسلح اقتدار شانرا نمی داشتند.

واقعیت این است که طالبان مسلح نه تنها در افغانستان كه در طي سال ها اخیر در پاكستان نيز قوي تر شده اند. آنان توانسته اند در طي این سالها هزاران نفر را در پاكستان به خاك و خون بكشند و ده ها حمله مرگبار را در شهر هاي مختلف اين كشور سازمان دهي و اجرا نمايند. بطوريكه علي رغم تلاش هاي ارتش پاكستان براي پاكسازي اين كشور از وجود طالبان عملا اين تلاش ها نتايج مطلوبي نداشته است. اما بدلیل عدم جديت هاي كافي در برخورد باطالبان مسلح فرصت هاي بسياري را براي طالبان فراهم نموده است و طالبان در اين ميان به تقويت نيرو هاي خود اقدام نموده اند.طالبان در وزیرستان جای که قوماندان قدرتمند طالبان جلال الدین حقانی و متحدین عرب، پاکستانی و آسیای میانه وی فعال می باشند روز بروز نيرومند تر مي شوند.

اگرچه مقامات امریکایی اصرار دارند که جنگ افغانستان در مسیر درست در حرکت است، اما جنوب افغانستان همچنان نا امن است. افزايش قواي آمريكا و تمرکز قوای اضافی ، تشدید عملیات در دو ولایت جنوبی هلمند و قندهار مرکز عمدهء طالبان نیز نتایج چندانی را در پی نداشت.

از جانب دیگر امتياز دهي هاي فراوان به طالبان از جمله درخواست حذف نام رهبران آنان از ليست هاي سياه، تاسيس نهادها و كمسيون هاي مختلف با هزينه هاي بالا براي تشويق طالبان با پرداخت مشوق هاي مالي به آنان براي پيوستن به صلح، تدوير جرگه صلح و تاسيس شوراي عالي صلح به خاطر طالبان، تبرئه كردن آنان از عمليات هاي تروريستي و خشونت بار كه جان هزاران هموطن بي دفاع را گرفته است، ناديده گرفتن جنايات آنان در سالهاي حاكميت اين گروه و سالهاي پس از آن و از همه مهم تر اختلافاتي كه ميان برخي از دولت مردان افغانستان با مقامات غربي در نحوه برخورد باطالبان وجود دارد همه و همه باعث شده است طالبان احساس قدرت نموده و دست به خشونت هاي تازه تر و بيشتر بزنند.

اگرچه نمي توان به صداقت دولت ترديد كرد اما واقعيت اين است كه اين اقدامات عملا به تقويت طالبان و بزرگ كردن آنان منجر شده است بي آنكه كوچك ترين نشانه و گامي از جانب آنان به سمت صلح ديده شده باشد. آيا تداوم چنين سياست هاي بسود دولت و ملت خواهد بود؟! دولت بايد استراتيژي روشن وشفاف را در مبارزه باطالبان در همكاري و همراهي با جامعه جهاني روي دست بگيرد.

صلح با التماس و پرداخت پول بدست نمي آيد وگرنه سالهاي واپسين فرصت كافي براي اين كار بود. بايد با آن بخش از طالباني كه نمي خواهند به قانون اساسي كشور وخواسته هاي مردم و دولت احترام بگذارد برخورد سخت، قاطع و جدي صورت بگيرد و گرنه شرائط بگونه اي رقم خواهد خورد كه همگان متضرر شود.

مسلما اين اقدامات دولت افغانستان در جهت تشويق طالبان و ساير مخالفان حكومت به دست برداشتن از سلاح و بازگشت به آغوش ملت و زندگي عادي صورت مي گيرد. اما متاسفانه بايد گفت كه اين تلاشهاي دولت در مقام عمل نتايج معكوس داده است.

بجاي آنكه افغانستان گامي به صلح نزديك تر شود آتش جنگ و خشونت در اين كشور شعله ورتر گرديده است. همزمان با اين تلاشهاي دولت میزان حملات مرگبار مخالفان مسلح نیز افزایش یافته است. علاوه بر اين طالبان تاکنون به درخواستهای دولت برای مذاکره رسما و بارها به صراحت جواب رد داده اند. به نظر مي رسد بسيار روشن است كه طالبان هرگز در شرائط كنوني پذيرنده شرائط صلح و مذاكره با دولت نيستند . بنا بر اين در چنين وضعيتي تداوم تلاشهاي صلح به فرصت سوزي هاي بيشتر منتج خواهد شد زيرا طالبان مي تواند از اين فرصت ها براي تقويت خود شان بهره برده و حملات بيشتر را عليه دولت سازمان دهي نمايد. از اين رو بايسته است دولت بيشتر ازاين فرصت ها براي بازسازي وراه اندازي پروژه هاي بزرگ ساخت و ساز در مناطقي كه امن تر است را از دست ندهد و بجاي آنكه اين همه انرژي خود را صرف طالبان كند كه نتيجه چنداني نداشته است به مردم كشور وفراهم آوردن شرائط بهتر زندگي براي آنان همت كنند.

طرح های آشتی جویانه دولت نه تنها نتایجی مطلوبی نداشته که در مقام عمل خود عامل اقتدار بیشترمخالفان شده است. این گونه طرح ها نیز در شرائط کنونی نمی تواند به حل بحران کمک چندانی نماید. یکی از مسائل بسیار حیاتی و مهم در برخورد با طالبان نبود تعریف روشن و دقیقی از این گروه و به اصطلاح دشمن است که این خود می تواند مبارزه جدی و موثر را کاملا بی اثر ساخته و مانع پیشرفت طرح های حکومت در این راستا گردد. به هر حال به نظر می رسد حملات مكرر طالبان و تهديد هاي آنان دوستی ها و دشمنی ها را کاملا روشن ساخته است . لازم نیست از این پس به طرح های نا موفق گذشته فکر کرد بلکه بدنبال راهکارهای عملی تر باید بود.

مسلما یکی از این راهکارها برخورد جدی و قاطع با دشمنان امنیت و ثبات افغانستان است که باید از جانب مقامات مسئول و نهادهای امنیتی و قضایی کشور صورت بگیرد. یکی از راهکار های مناسب برای برون رفت از بحران کنونی نقش آفرینی ها ی همسایگان است که دولت افغانستان باید این مورد را نا دیده نگیرد. نکته نهایی اینکه باید بدنبال راهکارهای منطقه ای حل بحران افغانستان بود و صرف طرح های و راه حل های که در آن همسایگان افغانستان نقشی نداشته باشد بعید به نظر می رسد بتواند اثر چندانی در بهبود اوضاع داشته باشد.

دیدگاه شما