صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۳ میزان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تأملی برچگونگی سیاست خارجی و ادامه ناامنی در کشور

-

تأملی برچگونگی سیاست خارجی و ادامه ناامنی در کشور

با تغییراتی که روزهای اخیر درباره مناسبات کشور با اسلام آباد از سوی مقامات در پیش گرفته شده است، بویژه اینکه اینک به صراحت اذعان میدارند که طالبان عناصری بی اراده بوده و اختیارات آن بطور تمام در دست پاکستان می باشد؛ این مهم است که صاحب نظران و دست اندرکاران سیاست خارجی کشور در راستای طرح ضرورت تجدید نظر درمشی داخلی، نسبت به مشی خارجی کشور نیز تجدید نظرهای دلسوزانه وجدی داشته باشند. انتظار می رود که طرح چنین مباحثی سبب گردد که طراحان سیاست خارجی کشور به انتظارات درست جامعه و منافع ملی و منطقه ای کشور دقت نظر و روش واقع بینانه اتخاذ نمایند.

دو یا سه سال پس از سقوط طالبان تاکنون وضعیت امنیتی و ثبات در کشور، برخلاف تصور، بصورت غیر قابل تصور شکننده و نا امن گردیده است. روزی نیست که خبرقتل، گروگانگیری، ربودن افراد، سرقت های مسلحانه، دزدی های کلان، حملات انتحاری، کمین و مین گذاری کنارجاده ها و شاهراهها و..... سرخط عنوان خبرهای داخلی قرار نگیرد.

تنش های سیاسی ، گسترش فساد اداری، رشوه خواری، تیره شدن مناسبات قومی و زبانی، افزایش فاصله میان حکومت و مردم ، بدبینی مردم نسبت به روش و سیاست های غیر صادقانه عساکر خارجی و.... هر روز دامنه گسترده تری بخود می گیرد. یأس و نا امیدی با گذشت هر شب، بیشترچترتیره و تار خود را بر زندگی مردم می گستراند. افسردگی روانی و پریشانی اجتماعی از امراض شایع و عادی جامعه به شمار می آید.

فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند. مسؤولین همچنان فقط ناظر اوضاع بوده و برای پر نمودن جیب های خود شان دست به تکاپو می زنند و یا در پی تحکیم مقام و چوکی های شان هستند. انگیزه خدمت و وجدان کاری در هیچ ارگان و نهاد دولتی یا خصوصی مشاهده نمی شود.

بطور قاطع می توان گفت که داشتن وجدان کاری و روحیه خدمت به کشور و برخورداری از تفکر وطن دوستانه و ملی در جامعه افغانی از بلاهت ها و سفاهت های نابخشودنی دانسته می شود. هر کس از بیماری های واگیر و شایع اجتماعی، روانی و جسمی و اخلاقی مصئون و سالم باشد ، او را در جامعه امروز افغانی بیمار می دانند.

یکی از نشانه های بزرگ و شاخص بیماری عمومی در جامعه ما این است که هیچ فرد و نهادی در پی ریشه یابی واقعی وضعیت آشفته و ناامن حاضر نمی باشد. هر مقام و مجموعه ای یا از کنار آن به غفلت می گذرد یا اینکه تلاش دارد دیگری را متهم به ایجاد نا امنی سازد و تا حد امکان از خود رفع مسؤولیت نماید و یا این ضعف ها را به بیرون از کشور سرایت دهد و فرافگنی نماید.

در تحلیل و ارزیابی جراید داخلی و دیدگاههای کسانی که خود را صاحب نظر می پندارند هرگز اصل موضوع و واقعیت جاری کشور بیان نمی گردد. به همین دلیل است که هرگز با مشکلات و چالش های کشور برخورد جدی و اساسی صورت نگرفته وبرخوردسطحی می شود. دانه و زخم ابتدایی که در آغاز می شد با عمل جراحی دقیق و مختصر از پیکره جامعه برطرف ساخت، اینک به مرض سرطانی تبدیل گردیده است که امید به درمان و بهبودی آن دشوار و حتی ناممکن به نظرمی رسد. زیرا این بیماری نه تنها در پیکره جامعه و سیاست عمق و ریشه گرفته است، بلکه بر وسعت و دامنه آن نیزافزوده شده است.

راجع به ریشه ها و علل اصلی نا امنی های کشور دلایل و نظریات مختلفی وجود دارد. همانطور که اشاره گردید مشکل در ارائه این تحلیل ها و نظریات آن است که فقط کوشش گردیده که بر جنبه های خاص بدون در نظر گرفتن سایر جنبه ها و عوامل تکیه شود. به تعبیر دیگر همه ریشه ها و عوامل نا امنی کنونی را بر محورخاص و واحد اشارت داده اند. این محور خاص و واحد یا دخالت و حضور بیگانگان می باشد، یا ضعف حکومت و یا توانایی مخالفین.

بر اساس برخی دیدگاهها عامل اصلی نا امنی در افغانستان طی سالهای اخیر، از جمله سالهای پس از سقوط طالبان دست اندازی، دخالت ها و حضور بیگانگان می باشد. در این میان بصورت واضح قدرت های بزرگ شامل ائتلاف بین المللی و کشور های هم جوارموردگمان واقع گردیده اند. بدون شک هر حادثه و پدیده ای بدون در نظر داشت محیط و مسایل پیرامونی آن شکل نخواهد گرفت. در قضایای افغانستان نیز مسایل پیرامونی تأثیرات خود را داشته و دارد. مهم نگاه و توجه به این مسایل پیرامونی وتبعات آن است.

پرسشی که بصورت جدی مطرح می گردد این است که زمینه دخالت بیگانه را چه کسی فراهم نموده است؟ کدام نیرو و جناح سیاسی و نظامی در پیوند با بیرون از مرزها شکل نگرفته است؟ این پیوند ها تا چه اندازه آگاهانه و بر اساس منافع دوجانبه بوده است؟ چرا چنین سوالهای بصورت بی طرفانه طرح نمی گردد؟ آیا با طرح غرض آلود این مسایل، مسأله رقابت های قاره ای و منطقه ای و بیرون مرزی برخی کشور ها را تحریک و تشدید نبخشیده ایم؟ بطور مثال در شرایط کنونی افغانستان میدان رقابت خونین هند و پاکستان گردیده است. کدام سیاست و چه عناصری کشور را به این میدان تبدیل نموده اند؟ باید پذیرفت که هر کشوری برای خود طرح های فرامرزی جهت تامین منافع ملی خویش دارد.

این اصل و واقعیت را نمی توان از عرصه سیاست خارجی کشور ها حذف نمود و یا نادیده انگاشت. این که افغانستان قادر به پیش برد سیاست های خارجی خویش و تأمین منافع ملی خود در منطقه نمی باشد، ضعف و مشکل در ناتوانی دولت افغانستان است. دولت افغانستان قادر نگردید که از همگرایی منطقه ای در مبارزه با تروریزم و تثبیت اوضاع در داخل بگونه ای هنرمندانه استفاده نماید بلکه با سیاست های اشتباه آلود و نسنجیده خویش افغانستان را وارد معرکه رقابت های خونین منطقه ای نمود.

بطور مثال قبض و بسط های ناسنجیده در برابر سیاست خارجی بخشی از این ناتوانی و ضعف مدیریت سیاست خارجی را نشان میدهد. زمانی پاکستان، دوست و برادر خطاب می شود و هنگام دیگر اسلام آباد متهم به حمایت از مخالفین می گردد، در زمان دیگر با تکیه بر احساسات نا پایدار، غیرت افغانی خود را نشان داده و پاکستان تهدید به حمله نظامی می شود. این در حالی است که در عقبه این سیاست ها، دوستی ها و دشمنی ها موضع گیریها و اظهار نظرها هیچ طرح ، هماهنگی و امکاناتی قرار ندارد.

در رابطه با همسایه غربی کشور، یعنی ایران نیز هم متأسفانه چنین سیاستی ناپایداردر پیش گرفته شده است،هرچند با غلظت کمتر. این که مقامات ایرانی چه تصور و برداشتی از اوضاع افغانستان و حضور نیروهای بین المللی دارند بحثی است جداگانه و مربوط به خود شان.

ولی مقامات افغانستان باید می کوشیدند که از موضع شفاف و دوستانه با همسایه غربی خود و تمام همسایگان برخورد می نمودند. ذهنیت آنان را نسبت به بسیاری از مسایل روشن می ساختند. جای گفتن ندارد که افغانستان کشوری است ضعیف وآسیب دیده. استوار ساختن افغانستان در همه عرصه ها و خصوصا تامین امنیت بدون مشارکت همسایگان امکان پذیر نخواهد بود. با در پیش گرفتن سیاست های تنش آلود و منازعه آفرین و یا چشم دوختن به دهان دیگران جز این که موقعیت کشور را در منطقه ضعیف ساخته و موجب انزوای مملکت گردد، نتیجه ای دیگر در بر نخواهد داشت.

از دست دادن همگرایی منطقه ای یکی از بزرگترین زیان ها و اشتباهات تاریخی کشور بود که به دلیل ضعف سیاست خارجی کشور روی داده است. یقینا این زیان بر چگونگی وضعیت ثبات و امنیت در کشور بی تاثیر نمی توانست باشد، آنگونه که امروز شاهد آن می باشیم .

دیدگاه شما