صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۹ سرطان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تلاش برای حل بحران کشور، چقدر جدی است؟

-

تلاش برای حل بحران کشور، چقدر جدی است؟

طی روزهای اخیر مقامات بلند پایه کشورهای عضو ائتلاف بین المللی به کابل آمدند. وزیر امورخارجه ایالات متحده امریکا و رئیس جمهور المان از مهم ترین مقامات یاد شده می باشند که وارد کشور شده و با مقامات حکومتی پیرامون مسایل جاری، از جمله یافتن راه حل های اساسی و جدی برای پایان بخشیدن به وضعیت و بحران جاری گفتگو نمودند. بر اساس گزارش های نشر شده موضوع نشست بن دوم و چگونگی بحث بر سرادامه همکاری های بین المللی با افغانستان، برگزاری لوی جرگه عنعنوی و پیمان استراتژیک میان افغانستان و امریکا از محوری ترین مباحثی بودند که در این گفتگوها به میان آمده است.

البته قابل ذکر است که ادامه سفر وزیر امورخارجه امریکا به اسلام آباد و گفتگوهای که با مقامات آن کشور در ارتباط با تشدید مبارزه با تروریزم و هراس افگنی و چگونگی همکاری بیشتر پاکستان در این ارتباط به این سفرها اهمیت ویژه ای بخشید ه است.

نخستین چیزی که بدنبال سفرهای اخیر می توان دریافت نمود، اینست که این سفرها ظاهرا پیام های بسیار روشن و صریحی برای کشور و نیز نسبت به مسایل جاری در آن داشته است. بطور مثال کریستیان ولف رییس جمهور آلمان، طی یک سفر غیرمنتظره به کابل، بر ادامه‌ کمک‌های کشورش به افغانستان تاکید ورزید و گفت که این کمک‌ها پس از سال 2014 نیز ادامه خواهد یافت.

آقای ولف در ملاقات با مقامات ارشد کشور افزود که روابط بسیار گسترده ای میان افغانستان و آلمان وجود دارد. ما در اینجا آمده‌ایم تا یک بار دیگر واضح بسازیم که ما دوست مطمئن و همکار افغانستان با روابط دوامدار خواهیم بود. می‌خواهیم این دوستی ما فراتر از 2014 ادامه یابد. تاکید رئیس جمهور المان در حالی صورت می گیرد که این کشور پس از امریکا و انگلیس بیشترین نیروی نظامی را در ترکیب اعضای ائتلاف بین المللی در کشور را دارا می باشد. این سفر رئیس جمهور المان حداقل از دو جهت مهم است.

نخست اینکه پس از چهل و چهار سال است که یکی از روءسای جمهور المان از کشور بازدید می نماید. دوم اینکه این سفر درحالی صورت میگیرد که قرار است تا چندی بعد دومین نشست بین المللی در بن به منظور دست یابی به صلح و ادامه‌ی همکاری‌های جامعه‌ی جهانی با افغانستان و چالش‌های مبارزه با تروریزم و شورشگری در افغانستان در طول ده سال گذشته مورد بررسی قرار گیرد.

نکته حایز اهمیت دیگر سفر این مقام ارشد المانی آنست که وی با بخشی از نهادهای مدنی کشور نیز دیدار و گفتگو داشته است. چنین مسئله ای کمتر در دید و بازدیدهای مقامات خارجی صورت می گیرد و یا حکومت اجازه ملاقات با نهادهای مدنی را میدهد. بر اساس اعلامیه ای که از سوی سفارت آلمان در کابل منتشر گردیده، آمده است که اشتراک‌ کنندگان این نشست را نمایندگان سازما‌ن‌های بزرگ غیرحکومتی و انجمن‌های بخش‌های حقوق زنان و حقوق بشر تشکیل داده بود.

همینطور سفر خانم هیلاری کلینتون به کابل نیز از جهات مختلف حایز اهمیت می باشد. قبل از همه اینکه ایالات متحده مهم ترین و قوی ترین عضو ائتلاف بین المللی در کشور می باشد که نقش مهم و تعیین کننده در امر باز گرداندن ثبات در کشور و مبارزه با تروریزم و هراس افگنی را دارد. نکته دیگر آنکه وزیرخارجه امریکا ضمن حضور در نشست خبری مشترک با رئیس جمهور پیام مشترک و همسویی را به آدرس پاکستان و مخالفان مسلح فرستاد.

هر دو مقام از سیاست مصالحه و مبارزه سخن گفتند، در حالی که در ملاقات های قبلی چنین هماهنگی ها و همسویی هایی مشاهده نمی گردید. وقوع این سفر در شرایطی که مناسبات میان افغانستان و پاکستان از یک سوی، و نارضایتی میان امریکا و پاکستان از سوی دیگر نمایان گردیده است می تواند پیام های روشن و قاطع، همراه با فراهم ساختن زمینه و فرصت های تازه تری با خود داشته باشد.

وزیر خارجه امریکا طی این سفر و ملاقات با مقامات کشور چند گزینه را فرا روی مقامات اسلام آباد قرار داد: مسدود ساختن اموال و دارایی‌های گروه‌های تروریستی، مبارزه قاطع با تروریست ها و پیوستن عناصر ناراضی به مصالحه. با لشکرکشی که ایالات متحده به نوار مرزی‌های مشترک افغانستان و پاکستان انجام داده چنین به نظر می‌رسد که امریکا بیش از هر وقت دیگر در راستای مبارزه با گروه‌های تروریستی جدی می‌باشد. اعلام هشدار ها که خانم کلینتون به آدرس تروریست ها صادر نموده است این جدیت را تقویت می کند. وی در بخشی از هشدار هایش نسبت به تروریست ها گفت: "ما در برابر شما مبارزه خواهیم کرد ‌و به پایگاه‌های‌تان خواهیم رسید، اگر در پاکستان هستید و یا در افغانستان."

چنین اظهاراتی این گمانه را قوت بخشیده است احتمالا در صورتی که پاکستان و مخالفان مسلح دست از مخالفت و خشونت‌ بر ندارند، جغرافیای جنگ نیز تغییر نموده و چه بسا که شورشیان در خاک پاکستان هدف قرار گرفته و حتا حامیان آنان نیز از توبیخ مصئون نخواهند ماند.

البته اگر مسایل را صرف در همین محدوده هم مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم باید گفت که تغییرات زیادی نسبت به مناسبات دو کشور امریکا و پاکستان بوجود آمده است. زیرا این برای نخستین بار است که چنین گمان می رود که امریکا نسبت به تروریزم و مبارزه با آن عمیق تر و جدی تر می نگرد.

طی سال های گذشته امریکا مسایل افغانستان و روند مبارزه را کلا از عینک پاکستان به تجزیه و تحلیل می گرفت . پاکستان طی ده سال گذشته توانسته بود خود را مهم ترین کشوری برای جامعه جهانی معرفی نماید که در خط مقدم مبارزه با تروریزم قرار دارد و در این راه هزینه های سنگینی را نیز می پردازد. ولی کشته‌ شدن اسامه بن‌لادن در خاک پاکستان و تداوم حمایت این کشور از گروه تروریستی طالبان و شبکه‌ی حقانی، واقعیت ها نشان داد که پاکستان طی این مدت با جهان و افغانستان سیاست دوگانه را درپیش گرفته بوده است.

در این میان واکنش مقامات پاکستانی نیز قابل توجه می باشد. پاکستان ضمن اینکه وجود پناهگاه های تروریست ها را در مناطق مرزی پذیرفت بر این نکته تاکید ورزیدند که مبارزه با تروریست ها همکاری بیشتری را می طلبد. وزیرخارجه پاکستان به صراحت در این مورد اظهار داشت: این پناهگاه ها در هر دو طرف وجود دارند. آیا ما نیاز به همکاری داریم؟ بلی، ما می توانیم بیشتر همکاری کنیم و نتیجه بهتر بگیریم. وی بار دیگر تاکید ورزید که پاکستان نیز از تروریزم نگران بوده و آن را تهدیدی برای خود میداند. در ادامه او هرنوع همکاری استخبارات پاکستان با گروههای افراطی را تکذیب نمود.

به هر صورت سفرها و ملاقات های اخیری که میان مقامات کشور و مقامات کشورهای اروپایی صورت گرفته است اغلب بر محور تامین امنیت و مبارزه با تروریزم در کشور می چرخد. اما مجموعه این گفتگوها و تلاش ها در راستای آنست که افغانستان بر اساس برنامه ریزی مشترک تا سال2014 قادر شود کنترل امنیت را خود بدست گیرد.

هرچند درباره نتایج این تلاش ها میان صاحب نظران باورهای مختلفی وجود دارد از خوش بینانه ترین حالت تا بدبینانه ترین تحلیل. اما آنچه که می تواند چشم انداز و نتیجه این سفرها و تلاش ها را جدی و واقعی نشان دهد یا فقط یک بازی سیاسی، اینست که معلوم گردد جامعه جهانی و کشور های منطقه و حکومت افغانستان چقدر به عمق قضایای جاری و واقعیت ها پی برده اند و نسبت به آن صادق و متعهد می باشند.

واقعیت این نکته نیز فقط از اظهارات و اعلام موضع ها قابل دریافت نیست. چنانچه تجارب چند سال گذشته آن را نشان داده است. حال باید منتظر بود که در عرصه عمل این اظهارات و تلاش ها تا چه اندازه برای حل بحران کشور جدی خواهد بود.
ادامه دارد

دیدگاه شما