صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۸ میزان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چالشها فراروی انقلاب نوپای لیبیا

-

چالشها فراروی انقلاب نوپای لیبیا

ما در سالهای اخیر، شاهد براندازی نظام های دیکتاتوری و مستبدانه زیادی بودیم که در مواجهه با مبارزات سازمان یافته مردم سقوط کرده یا متزلزل شده اند. در مواقعی نیز، دیکتاتورهای بسیار مستبد و قدرتمند با ظاهری غیر قابل رسوخ و دارای بیشترین نیروی محافظ، در مقابل مقاومت سازمان یافته مردم شکست خورده اند و سر تسلیم فرود آورده اند.

مطمئناً سقوط دیکتاتوری در این کشورها باعث از بین رفتن تمامی مشکلات موجود در جامعه نشده است. فقر، جنایت، ناکارآمدی سیستم اداری، تخریب محیط زیست و ... میراث رژیم های خودکامه و استبدادی است که باید برای رفع این مشکلات تلاش های مستمر صورت گیرد در عین حال سقوط دیکتاتوران باعث بالارفتن سطح آزادی های مردم، دموکراسی و عدالت اجتماعی شده است که بستر مناسبی را برای پیشرفت مهیا می کند.

در لیبیا، بهار عربی با کشتن دگروال معمر قذافی به ثمر رسید و مردم این کشور بعد از چهار دهه حکومت مستبدانه قذافی، توانستند نفس راحتی بکشند و روز 23 اکتوبر را روز آزادی خود اعلان کردند.

مبارزه با دیکتاتور و حکومت استبدادی در هر کجای دنیا، ساده و بی هزینه نخواهد بود و پیچیدگی ها و مشکلات خاص خود را دارد و مطمئناً صدماتی را نیز در قبال خواهد داشت همانگونه که در این چند ماهه تلفات جانی و مالی زیادی به لیبیا وارد شد.

نباید در بین مردم و سردمداران انقلاب لیبیا و با کشته شدن معمر قذافی این فکر و ایده به وجود بیاید که تمامی مشکلات از بین رفته است و سقوط حکومت دیکتاتوری، به مدینه فاضله می انجامد، بلکه این تصور به وجود آید که این امر تنها راهی است که مردم از طریق زحمت و کوششهای فراوان می توانند روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی جدیدی ایجاد نمایند و این روابط جدید به نوبه خود بتواند بی عدالتی ها و دردهای مردم را از بین ببرد.بعد از فروپاشی رژیم قذافی، مردم زیادی به خیابان ها ریختند و جشن های شادی زیادی برگزار کردند. مردمی که مدت ها رنج کشیده اند و با هزینه های بالا زندگی کرده اند اینک فرصت شادی و استراحت و شکرگزاری دارند. آنها باید به خودشان و تمامی کسانی که در این راه به آنها کمک کرده اند افتخار نمایند و نباید کسانی که در این راه جانهایشان را از دست داده انده به دیده فراموشی سپرده شوند، بلکه باید تمامی آنها را قهرمان ملی بنامند.

اما این نکته را باید به یاد داشت، که تاریخ پر است از سربرافراشتن حکومت های سرکوبگر که با استفاده از بی نظمی و غافل شدن مردم، بلافاصله بعد از فروپاشی یک دیکتاتور شکل گرفته اند و یا اینکه بعد از فروپاشی یک رژیم مستبد، جنگ های داخلی و نژادی زیادی به وجود آمده است.رهبران انقلابیون لیبیا، نباید اجازه این امر را به گروه های فرصت طلب بدهد و عملاً نباید خلأ قدرت در این کشور بسیار طولانی شود.

مردم لیبیا نباید فکر کنند که با کشته شدن معمر قذافی، همه چیز به پایان رسیده است و جامعه ای ایده آل خواهند داشت. در این شرایط، تنها تلاش های دراز مدت و پلان شده است که می تواند جامعه را به سوی پیشرفت و ترقی سوق دهد. این مشکلات طی کوتاه مدت قابل حل نخواهد بود بلکه مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای سالها باقی خواهد ماند و برای رفع این مشکلات به همکاری تمام اقشار جامعه نیاز است.

ارسطو هشدار داده بود که استبداد می تواند به استبداد تبدیل شود، چنانچه که در بعضی از جوامع انقلابی که برای بهبود وضعیت مردم شکل گرفته بود، از مسیر منحرف شد و یک استبداد دیگر به وجود آمد که به مراتب شرایط را بدتر از قبل کرده بود. اگر در لیبیا نیز یک سیستم جدید بر اساس اصول دموکراتیک پایه گذاری نشود، احتمال این می رود که حکومت نو ظهور از مسیر اصلی منحرف شود و زحمات مردم را به باد فنا ببرد.

برای جلوگیری از این امر یک سری اصولی وجود دارد که اگر انقلابیون آن را به درستی انجام دهند، می توانند انقلاب خود را به مسیر درست و از قبل تعیین شده، رهنمون سازند در غیر آن ممکن است که لیبیا به جای اینکه به جلو و ترقی گام بردارد، در سراشیبی سقوط و قهقرا کشانده شود.

اولین کاری که باید انقلابیون لیبیا انجام دهند این است که مشروعیت خود را تثبیت نمایند؛ یعنی اینکه از لحاظ اخلاقی و سیاسی مردم را مجاب کنند که آنها بر حق هستند و برای مردم کار می کنند. آنها برای این امر نیاز دارند تا با تصویب قانون اساسی مدرن، مشروعیت خود را از مردم بدانند چیزی که معمر قذافی آن را فراموش کرده بود و نتیجه اش را هم دید.

دومین کاری که باید انجام دهند، این است که انقلاب را از گزند توطئه گران و فرصت طلبان حفظ کنند تا بتوانند پایه های حکومت نوپای خود را مستحکم نمایند.

مهمترین اقدامی که انقلابیون لیبیا باید انجام دهند، تصویب یک قانون اساسی بر اساس اصول و پایه های دموکراتیک است. این قانون اساسی باید، اهداف حکومت، محدودیت های قدرت حکومت، روش و زمان بندی انتخاباتی که بر اساس آن مقامات حکومت برگزیده می شوند، حقوق و وجایب مردم، شیوه ارتباط مردم با دولت و آزادی های فردی را به صورت مشخص و شفاف بیان کند.

در قسمت بعد، باید تعریف مشخصی از استقلال و وظایف قوای سه گانه داشته باشند و ارتباط قوه قانونگذار، مجری قانون و قوه قضائیه را به صورت مشخص بیان نماید تا از مشکلات بعدی جلوگیری شود. در ضمن باید محدودیت های زیادی نیز برای اقدامات پولیس، امنیت ملی و نیروهای نظامی وضع کرد تا هر گونه امکان مداخله خودسرانه آنها به آزادی های مردم سلب شود.

این قانون اساسی باید معیارهای یک قانون دموکراتیک را داشته باشد، و از جملاتی استفاده شود که برای همه مردم قابل فهم باشد و نباید آنقدر پیچیده و گنگ باشد که فقط بعضی از نخبا آن را دریابند و برای توده مردم قابلیت دسترسی نباشد.

در کل باید قانون اساسی جدید، بر اساس عدالت و کرامت های انسانی وضع شود و حقوق و آزادی های تمام اقوام و قبایل تامین شود و نباید برتری بین افراد جامعه وجود داشته باشد.

همچنین با توجه به بحران های این چند دهه اخیر، نظم نظامی در این کشور مختل شده و در اسرع وقت باید آنها را تنظیم کرد تا هم از اختلالات داخلی جلوگیری کرد و همچنین در این شرایط که توان دفاعی آسیب دیده است ممکن است کشورهای دیگر در فکر تخریب و یا کارشکنی هایی باشند که با احیا و مقتدر کردن نیروهای دفاعی می توان از تهدیدهای خارجی نیز جلوگیری کرد.

به قول مشهور، آزادی رایگان به دست نمی آید، پس باید مردم و انقلابیون در لیبیا کوشش کنند، حال که بعد از چندین ماه مبارزه و دادن تلفات بسیار به این موفقیت چشمگیر دست یافته اند، آن را آسان از دست ندهند و نگذارند که از مسیر درست منحرف شود، مخصوصاً که لیبیا دارای ذخایر عظیم نفت است که می تواند پشتوانه اقتصادی خوبی برای رشد و شکوفایی آن کشور باشد.

دیدگاه شما