صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۶ سرطان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

زنان، خشونت های پنهان و آشکار!

-

زنان، خشونت های پنهان و آشکار!

چند روز قبل برابر بود با 25نوامبر روزجهانی محو خشونت بر ضد زنان. زن و مسایل مربوط به آن، چه در گستره اجتماع و چه در دایره خانواده و چه در مناسبات فردی در جهان امروز از شاخصه های توسعه و مدنی شدن بشمار می آید. این شاخصه یک معیار پذیرفته شده جهانی می باشد، یعنی وقتی چگونگی رشد اجتماعی و توسعه هر کشور مورد ارزیابی قرار میگیرد، یا روند مدنی شدن یک جامعه و فاصله گرفتن آن از مرحله عقب ماندگی به تحلیل گرفته می شود، چگونگی وضعیت زنان از شاخصه ها و معیارهای این ارزیابی ها و تحلیل ها می باشد.

در جهان امروز، دسترسی زنان به حقوق اساسی شان و جایگاه و منزلت آنان در خانواده و جامعه، نگرش اندیشه ها و جریان های سیاسی و اجتماعی درباره آنان، دیدگاههای افراد درباره زن، ارزیابی کارنامه های نهادها و موسسه های مختلف اجتماعی و مدنی و سیاسی بس تعیین کننده محسوب می شود. باید پذیرفت که جهان امروز از هرجهت دگرگون شده است.

دریچه های تازه و باورهای تازه تری بوجود آمده است. ارزشها و معیارهای انسانی که در طول قرون و سالهای گذشته بنا به دلایل مختلف پنهان و ناشناخته مانده بودند و هیچ اثری بر وضعیت زندگی بشر و طبقات اجتماعی، بخصوص زنان نداشته است؛ امروز همه آن مسایل بعنوان فاکت های بس اثر گذار هویدا شده اند. اگر دیروز آشکار ساختن آن امری دشوار به نظر می رسید و به سادگی برای ذهنیت انسان دیروز قابل پذیرش نبود، در جهان امروز کتمان آن ارزشها و معیارها امری ناممکن و غیرانسانی دانسته می شود.

بدون شک، بوجود آمدن چنین شرایطی دگرگون کننده با چالش ها و دشواری های خاص خود نیزهمراه می باشد. این چالش ها و دشواری ها در کشورهای توسعه نیافته و جوامعی که سالها زیر سلطه رژیم های خود کامه و تمامیت خواه گذرانده اند در مواردی بدل به بحران های مختلف اجتماعی و سیاسی نیز گردیده است. اما واقعیت ها حاکی از آنست که باید از این وضعیت به هر قیمتی عبور نمود و هزینه های لازم را پرداخت؛ درغیر این صورت ادامه حیات برای آینده سخت دشوارتر خواهد بود.

جامعه ما، از زمره جوامعی دانسته می شود که از یک سوی درگیر مسایل و پدیده های نو برخواسته از جهان جدید می باشد و از سوی دیگر به شدت وابسته به جهان گذشته و سنت ها می باشد. یکی از ویژگی های عمده و روشنی که در توصیف جامعه افغانی بیان می شود به شدت سنتی بودن آن است. بعضی ها حتا آن را یک ویژگی مثبت و زوال ناپذیر تلقی می نمایند. در همین راستا و ورود اندیشه ها و پدیده های جهان جدید، عرصه زنان جامعه ما را نیز احاطه نموده و رخنه در دیوار ستبر آن ایجاد کرده است. از جانب دیگر مقاومت و تعلق خاطر به سنت ها نیز در مسایل و موضوعاتی که مربوط به جامعه زنان می شود هم شدید و سخت می باشد. گذر از چنین شرایط و وضعیتی قطعا بستگی دارد به چاره اندیشی های نظری و عملی که صورت گرفته و خواهد گرفت.

در همین ارتباط و نیز به مناسبتی که تذکر رفت، این نوشتار سعی دارد شمه ای از وضعیت زنان، بخصوص در جامعه افغانی را، بعنوان واقعیت های تلخ بیان دارد. بر اساس آمارهای که از سوی سازمان ملل انتشار یافته است گفته می شود در دنیای امروز با وجود پیشرفت های مهمی که در عرصه های مختلف بوجود آمده است، هر روز زنان بی شماری در جهان به اشکال مختلف هدف آزار و اذیت قرار می گیرند.

هم چنین طبق آماری که بانک جهانی نشر نموده است اعمال خشونت نسبت به زنان در جهان بیش از خطر بیماری و حوادث طرافیکی و جنگ می باشد. به مفهوم دیگر وضعیت عمومی زنان در جهان هرچند توسعه قابل توجهی یافته است، اما دریافت ها حاکی از آنست که هنوز هم اعمال خشونت بر زنان بخش بزرگی از موضوعاتی است که زنان را از حق انسانی و قانونی شان باز میدارد. پدیده خشونت نسبت به زنان، نه تنها در جوامع انکشاف نیافته، بلکه در جوامع مدرن نیز متاسفانه یکی از رایج ترین و ضمناً پنهان ترین ستم هایی است که بر جامعه زنان روا داشته می شود.

طبق گزارش سازمان ملل از هر سه زن در جهان، حداقل یکی در طول زندگی‌ اش مورد خشونت جسمی و جنسی و همسر آزاری قرار میگیرد. آنچه در این ارتباط قابل تأمل دانسته می شود اینست که خشونت بر زنان تنها اعمال رفتارها و محدودیت های آشکار نمی باشند که زنان را از دسترسی به حقوق اساسی شان باز میدارد. بلکه بسیاری از این خشونت ها پنهان بوده و بگونه ای موجه قلمداد شده و در فرهنگ و اخلاق اجتماعی و یا طرز تفکر و عقیده بعضی جوامع نهادینه شده است.

تاسف بارتر اینکه این مسئله سبب گردیده است که بسیاری از رفتارهای خشونت بار، از قلمرو تصور خشن بودن خارج دانسته شود. چنین رویکردی موجب گردیده است که هم جامعه زنان ستم پذیری را در خود نهادینه سازد و هم زشتی و قباحت خشونت در جامعه رنگ ببازد. اینگونه است که اغلب خشونت های اعمال شده بر زنان، خشونت های پنهان قلمداد می شود.

بطور مثال بد رفتاری کلامی با زنان در محیط خانواده و یا جامعه، یکی از مخفی ترین خشونت های است که روح و روان زن را می آزارد. عنصر اعتماد را در او می کشد و عزت نفس او را زیر سوال قرار میدهد. زن در چنبره اسارت خشونت های گفتاری یا کلامی احساس میکند که او موجودی ضعیف و حقیر شده است.

گاه برخی از این خشونت های کلامی به اندازه ای وقیح و گسترده است که موضوعی عادی جامعه بوده و کودکان نیز همراه بزرگسالان در محاوره های روزمره از آن استفاده می نمایند. مصداق عینی این خشونت را در کلمات و سخنان رکیک رایج در سطح جامعه می توان دید که یک امر معمولی پنداشته می شود. در محیط و فضای که زنان نیز حضور دارند بدون رعایت ادب و نزاکت آن کلمات رکیک بر سر زبان ها جاری می گردد!!!

تحمیل حقارت بر زنان نوع دیگری از خشونتی است که درباره زنان اعمال می گردد. البته وقتی مفهوم تحمیل حقارت بر زنان بکار برده می شود تنها این مفهوم را در بر نمیگیرد که با لت و کوب و اظهار خشم آنان توهین و تحقیر می شوند. بلکه خشونت پنهان در این مورد اینست که بصورت بسیار مخفی روند تحقیر شدن زن در خانه و محیط دنبال می گردد.

اینکه از زن یک موجود ضعیف، فاقد عقل و تدبیر، ناتوان در انجام مسئولیت ها و عنصری غیرقابل اعتماد که همیشه در معرض شک و بدگمانی قرار دارد و...بدترین خشونتی است که نسبت به زنان روا داشته می شود. مصداق این نوع تحقیر را می توان در ضرب المثل های عامیانه و نوع نگرش جامعه درباره زنان دریافت.

ناقص العقل دانستن زن با اتکا بر توجیه عقیدتی و یا تلقین این تصور که خداوند زن را برای اشباع غریزه جنسی مرد و خدمت گذاری به او آفریده است!!! شدید ترین حقارتی است که بر زنان تحمیل می شود. متاسفانه اینگونه تصور و تلقی در اثر حاکمیت های استبدادی و مردسالارانه در ذهنیت جامعه کاملا رسوب نموده و سنگ شده است. درد آورتر از همه اینکه این چرخه خشونت های پنهان بصورت های مختلف از یک نسل به نسل دیگر از طریق میکانیزم های اجتماعی انتقال می یابد. میکانیزم های که سالها و قرون متمادی ساختار جامعه سنتی را شکل داده است.

بنابر این برای گذر از شرایط عقب ماندگی و دست یافتن به زندگی انسانی، باید دست به تغییرات اساسی زد. یکی از تغییرهای اساسی اینست که"حقوق فردی" بدون تعلقات جنیستی، قومی، نژادی، عقیدتی و منطقه ای برسمیت شناخته شود. بدون تردید برسمیت شناختن حقوق زنان، بعنوان بخشی از پیکره جامعه انسانی تحول مهمی خواهد بود در راستای خشونت زدایی.

به مفهوم روشنتر ما بدون تجدید نظر نسبت به نوع نگرش سنتی و خشونت بار جامعه درباره زن، قادر نخواهیم بود که به چرخه خشونت در جامعه و نیز روندعقب ماندگی موفقیتی داشته باشیم. جامعه انسانی با رفتارها و نگرش های مدنی مبتنی بر حقوق انسانی هرگز وجود خشونت را، چه بصورت پنهانی یا آشکار نمی پذیرد. و اگر تصور نماییم که با حفظ تعلقات و باورهای ماقبل تاریخ نسبت به انسان و خصوصا زن خواهیم توانست جامعه ای توسعه یافته و انسانی بوجود آوریم، این تصور یک اشتباه مطلق بوده و در واقع خود را به نادانی زده ایم.

هم چنین همگانی ساختن آموزش عمومی به ویژه در عرصه فهم و شناخت حقوق شهروندی، قانونمندشدن جامعه و حکومت از مهم ترین راهکارهایی است که می تواند داعیه تامین حقوق زنان را بعنوان بخشی از جامعه انسانی و زدودن خشونت از جامعه را از شعار به شعور و فرهنگ تبدیل نماید، مسئله ای که متاسفانه در طی چند سال گذشته کمتر و بسیار سطحی در نظر گرفته شده است.

دیدگاه شما