صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۸ میزان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ویژگی های فکری و سیاسی شهیدمزاری

-

ویژگی های فکری و سیاسی شهیدمزاری

بدون تردید شهید مزاری یکی از چهره های بارز و دلسوز برای مردم افغانستان محسوب می گردد. این توصیف از آن شهید یک امر تعارفی و غیر واقعی نمی باشد. بلکه این سجایا را می توان از زندگی، مبارزات و شهادت آن آزادمرد دریافت. اینک با وجود آنکه هفده سال از شهادت غمناک اما پرشکوه شهید مزاری میگذرد، یاد و خاطره و راه او در بین مردم ما زنده است. اینکه در آموزه های دینی از شهید بعنوان زندگان یاد می شود، شاید دارای تعابیر و توجیهات مختلف داشته باشد، ولی یکی از تعابیر آن همین است که امروز با گذشت سالهای سال از شهادت آن مبارز فداکار، یاد و آرمان او در دلهای مردم زنده است. شاید در جامعه کمتر کسی را بتوان یافت که نسبت به آرمان شهید مزاری شناخت و دلبستگی نداشته باشد؛ یا به تعبیردقیق تر راه و اندیشه های شهیدمزاری را بازتاب و آیینه ای از واقعیت های زندگی خود نداند.

اینک که در آستانه هفدمین سالگرد شهادت آن مبارز رشید و دلسوز قرار داریم، بدون آنکه قصد داشته باشیم تا در مسئله چهره تراشی و تبلیغ غیرموجه و یا کیش شخصیت گرایی دچار شویم به سجایا و ویژگی های فکری و سیاسی شهیدمزاری می پردازیم. پرداخت به این بخش از وجود و اندیشه شهید مزاری در واقع بخشی از ابعاد زندگی و شخصیت وی می باشد. با گذشت زمان مردم ما نیز جای خالی او را در کنارخود بیش از پیش احساس می نمایند.

عدالت اجتماعی:

شاید به جرأت بتوان گفت که هیچ مفهومی در تاریخ برای انسان و جامعه انسانی زیباتر و شیرین تر از "عدالت" نبوده است. تمامی نهضت های بشری هماره مسئله عدالت خواهی را در سرلوحه شعارها و ایده های خود قرار داده اند. مفهوم عدالت در واقع بیانگر سرشت انسانی بودن فرد و جامعه را روشن می سازد. به همین دلیل حتا جنایتکاران و ستمکاران نیز اعمال و پندارهای خود را عدالت خواهانه توجیه می نمایند. اما پر واضح است که تفاوت عدالت خواهی جباران و ستمکاران با ستمدیدگان از زمین تا آسمان است.

شهیدمزاری از یک سوی بعنوان انسان آگاه و صاحب خرد، از جانب دیگر بعنوان یک فردی که در جامعه ستم زده زندگی می کند و خود رنج و درد ستم و بی عدالتی را تجربه نموده است، شیفتگی و دلبستگی عمیق و صادقانه به "عدالت" دارد. او بخوبی دریافته است که اولین چیزی که بر تمام زخم های تاریخی خودش و مردمش مرهم خواهد گذاشت "عدالت" است. به همین دلیل محور تمام انديشه‌ها و ايده‌هاي شهيد مزاري و جهت گیری های سیاسی و مبارزاتی اش "عدالت" به‌صورت عام و "عدالت اجتماعي" به گونه خاص مي‌باشد. مجموعه گفتارهای شهيد مزاري در طول دوران مبارزات سیاسی و اجتماعی بر محور عدالت می چرخد. مزاری را بدون عدالت نمی توان تصور نمود.

شاید در میان چهره های سیاسی و مبارزاتی شهیدمزاری تنها فردی باشد که نام و خاطرات او بطور طبیعی مفهوم عدالت اجتماعی را در اذهان تداعی می نماید. شهید مزاري همواره گفته‌ها و ايده‌هايش بر دردها و محروميت‌هاي تاريخي و نابرابري‌هاي اجتماعي مبتني بود که طي صدها سال، تمام دارايي‌ها و داشته‌هاي اعضاي جامعه را بر باد داده بود و هستي و هويت ملي و اجتماعي آنان را در معرض تهديد قرار گرفته بود. مزاري شعاري را مطرح مي‌کرد که مردم قرن‌ها پيش مي‌خواست آن را فرياد بزنند، اما نتوانستند. بنا بر اين ايده‌ها و باورهاي شهيد مزاري در رگ و ريشه هويت انساني و مناسبات اجتماعي مردم افغانستان، پيشاپيش موجود بود، شهيد مزاري تنها آنها را شناسايي، اولويت بندي و برملا ساخت.

وحدت ملی :

یکی از ویژگی های بارزشهیدمزاری که او را از سایر رهبران سیاسی کشور متمایز و برجسته می ساخت، داعیه صادقانه او برای تحقق بخشیدن به ایده " وحدت ملی " بود. به باورشهیدمزاری یکی از چالش های اساسی کشور که همواره بحران آفرین بوده است، نبود وحدت ملی بوده است. آنچه که رژیم های ستمگردرباره وحدت ملی سخن میگفتند یا برخی جریان ها برآن تاکید داشته اند در واقع سلطه یک جانبه و تمامیت خواهانه بر سایر طبقات و قطب های جامعه بوده است. فقدان وحدت ملی در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی، فرهنگی کشور به سادگی قابل مشاهده است.

شهیدمزاری بخوبی براین موضوع آگاهی داشت که در نبود وحدت ملی استقرار یک نظام سیاسی با ثبات غیرممکن است. نظام سیاسی وقتی در یک جغرافیای سیاسی استقرار می یابد که در آن جامعه تفاهم و وحدت ملی حاکم باشد. همه شهروندان آن بگونه ای خود را مرتبط با یکدیگر بدانند. دارای سرنوشت مشترک باشند. دربرابر سرنوشت مشترک احساس مسئولیت نمایند. به همین سبب بود که شهید مزاری بر داعیه "وحدت ملی" صادقانه تکیه می نمود و اعلام میداشت که : "ما به همه سر دشمنی نداریم و دوست هستیم و وحدت ملی را ما در افغانستان یک اصل می دانیم ..." .

شهید مزاری با اصل دانستن وحدت ملی تاکید داشت که : "مردم ما یک مردم سرفرازیست که با برادری با همه ملیت ها می خواهیم زندگی بکنیم با برادری زندگی بکنند. افغان باشد، تاجیک باشد، ازبک باشد، همه برادرند حقوق مساوی می خواهند، ... در اینجا مسأله افغانستان وقتی حل می شود که مردم و احزاب همدیگر را تحمل بکند، در صدد حذف یکدیگر نباشد چه از نگاه اقوام چه از نگاه احزاب، چه از نگاه مذاهب،..."

در ادامه چنین اندیشه ای بلند، شهیدمزاری طرح تفاهم و هم سویی اقوام ساکن در کشور را مطرح نمود. او با در نظرداشت واقعیت جاری در کشور، هرگز نخواست که مسئله وجود تعدد قومی را در کشور نفی نموده یا انکار ورزد. زیرا او نمی خواست که با نفی قومیت ها، موجودیت هضم شده خود را در سیمای یک قومیت خاص ببیند، یا اینکه با انکار تعدد قومیت در کشور، بخواهد یک ساختار واحد سیاسی و اجتماعی شکننده و دروغینی را پایه ریزی نماید. زیرا تجربه نشان داده بود که هر دوی این شیوه نه تنها محکوم به شکست می باشد، بلکه زمینه ساز بحران های دیگر خواهد شد. براین اساس شهید مزاری با اعتراف و پذیرش تعدد قومیت ها در کشور بر برادری و همزیستی مسالمت آمیز و برادرانه آنان در جهت رسیدن به تفاهم و وحدت ملی تاکید می ورزید:
" اینجا برای شما واضح می گویم در افغانستان دشمنی ملیت ها فاجعه بزرگی است . در افغانستان برادری ملیت ها مطرح است . حقوق ملیت ها یعنی برادری ملیت ها . ... این عناصر قدرت طلب و جاه طلب است که در این مسأله به عنوان نژاد وغیره استفاده می کنند ...."

باورمندی به حقوق زن :

از ویژگی های بسیار مهم و بارز و منحصر به فرد شهید مزاری پذیرفتن و باور داشتن حق و حقوق انسانی است. او به حقوق انسانی بدون درنظرداشت تفاوت های مذهبی، پوست، نژاد و جنسیت احترام قایل بود. او سعادت فرد و جامعه را در پرتو پذیرش و رعایت این حقوق میدانست. او بعنوان یک رهبر فهیم سیاسی و اجتماعی میدانست که علاوه بر ارج نهادن به حقوق انسانی باید درک نمود که نیمی از پیکره جامعه را زنان تشکیل میدهند. جامعه با ثبات و مترقی بدون حضور نیم دیگر آن غیرممکن است. او ستم و بی عدالتی را فقط در راستای ستم های قومی و طبقاتی و مذهبی نمیدید، بلکه او ستم جنسیتی را که نیمی از جامعه را نادیده می انگاشت یا به بردگی می کشاند، از نظر دور نداشت.

شهیدمزاری در این باره میگوید: " متأسفانه پس از 14 سال مبارزه و جهاد و زجر و تکلیف، تعدادی از رهبران می گویند : نصف از جمعیت ما زنان حق ندارند برای سرنوشت شان حرف بزند، ولی وقتی اینها در پاکستان و اروپا نشسته بودند، این خواهران قهرمان این حرکت را به وجود آوردند و مردم کابل جوشید . " او با تاکید بر سلامت بودن روندسیاسی کشور برای استقرار یک نظام با ثبات و برخوردار از پایه های وسیع اجتماعی معتقداست : ما سیستم انحصار را به هر شکل و شیوه آن رد می کنیم و طرفدار شرکت کلیه مردم افغانستان اعم از زن، مرد، پیر، جوان و ... برای تعیین سرنوشت سیاسی شان هستیم . این عادلانه نیست که مردان حق شرکت در انتخابات داشته باشند، ولی زنان از این حق مسلم انسانی – اسلامی شان محروم باشند، همه حق دارند که در انتخابات شرکت نمایند".

مواردی که بر شمرده شد بخشی از ویژگی های اندیشه شهیدمزاری در عرصه سیاست و جامعه بود. طرح این موضوعات از سوی شهیدمزاری در آن دوران، خود نشان دهنده دقت نظر و هوشیاری و بلندی فکر و اندیشه آن مبارز راستین و دردمند می باشد. واقعیت های امروز جامعه ثابت نمود تا بر سر چنان مسایل اساسی که شهیدمزاری طرح نموده است اجماع و اتفاق و هم نظری بوجود نیاید، دامنه بحران هم چنان دامنه دار باقی خواهد ماند.

دیدگاه شما