صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۹ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان و چشم انداز ثبات سیاسی پس از 2014

-

افغانستان و چشم انداز ثبات سیاسی پس از 2014

سال 2014 میلادی از جهات مختلف برای افغانستان مهم و حیاتی تلقی می شود؛ چرا که افغانستان پس از تجربه چندین دهه جنگ، نابه سامانی های وحشتناک سیاسی، امنیتی، اقتصادی و مداخلات عریان منطقه ی و فرا منطقه ی و نیز از پشت گذراندن حاکمیت های تلخ و سیاه، در این سال به صورت مشخص گام های را بر میدارد تا بر پاهای خود بایستد و به تدریج نیازمندیهای مادی و معنوی خود را تامین کرده و از آن پس در ابعاد مختلف، از جمله مسایل سیاسی خود تصمیم گیرنده و اجرا کننده باشد.

طی دهه گذشته افغانستان مانند کودکی به حساب می رفت که در برابر ظلم و تجاوز دیگران به تنهایی نه قدرت دفاع از خود را داشت و نه توان و بنیه حرکت به سمت آینده روشن را؛ لذا با فراهم شدن فرصت و زمینه های مساعد پس از سال 2001، این چانس را پیدا کرد که بتواند با استفاده از حمایت ها و کمک های نسبی جامعه جهانی، دوباره سرنوشت خویش را بدست بگیرد و قدم های را برای نجات خود از وضعیت اسفبار گذشته بردارد.

هرچند اوضاع اسفناک گذشته اثرات مخربی در پیمودن مسیر و سرنوشت جدید طی این ده سال نیز به جا گذاشت و افغانستان نتوانست آنطوریکه باید از فرصت ها و شانس های طلایی که برای این کشور فراهم شده بود، استفاده درست و بهینه نماید اما بدون تردید امروزه وضعیت کشور نسبت به دوره جنگ و حاکمیت سیاه طالبان کاملا متفاوت و غنمیت بزرگ است و تمام افغان ها این امر را می پذیرند و هیچ کسی خواهان برگشتن به دوران گذشته؛ بخصوص سالهای حاکمیت استبدادی طالبان نیستند.

اسفبار بود و ترسناک بودن وضعیت کشور در دوران جنگ های خانمانسوز داخلی و حاکمیت نظام های پس از آن، به گونه ی سبب شده است که حتی مردم زندگی در سایه حضور دهها کشور با اهداف و نیات مختلف را بپذیرند ولی هرگز به این راضی نباشند که به گذشته برگردند؛ به همین خاطر اکنون که قرار است نیروهای خارجی افغانستان را پس از سال 2014 میلادی ترک کنند، پرسشهای متعدد و مختلفی سر بر آورده و مردم به این پرسش ها می اندیشند که با رفتن نیروهای نظامی ناتو از افغانستان آیا یکبار دیگر کشور ما به سمت دوران تاریک و سیاه گذشته سوق داده خواهد شد و یا پس از گذشت ده سال، شرایط به گونه ای نیست که افغانستان بازهم شاهد حاکمیت طالبان و یا ظهور جنگ های داخلی باشد؟

آیا مکانیزم ها و تضمین های اساسی برای جلوگیری از برگشت افغانستان به گذشته و عبور درست از بحران شکل گرفته است؟ امنیت و آرامش مردم پس از سال2014 چه خواهد شد و آیا نیروهای امنیتی کشور توان دفاع از مال، جان و ناموس مردم را در برابر گروه های تروریست و دهشت افگن خواهند داشت؟ مسایل اقتصادی کشور چه سرنوشتی خواهد داشت و افغانستان آیا قادر به تامین حد اقل نیازهای مالی خویش خواهد بود؟ واز همه مهمتر اینکه سرنوشت دمکراسی نیم بند وثبات سیاسی چه خواهد شد و آیا مثل ده سال گذشته - هرچند به شکل صوری- آیا این مردم خواهند بود که سرنوشت نظام سیاسی را تعیین می کنند و یا ثبات نسبی سیاسی بهم ریخته و دوباره استبداد، انحصار گرایی مطلق و گروه های مافیای و گرایشهای نا بجا در عرصه سیاسی حاکم خواهد شد؟

اهمیت ثبات سیاسی برای افغانستان
نظام های سیاسی حاکم بر افغانستان قبل از سال 2001 غالبا از ثبات سیاسی برخوردار نبوده اند؛ غیر مردمی بودن و عدم توافق ملی بر سر این نظام ها یکی از دلایل اصلی بی ثباتی و سست بودن پایه های این نظام ها به حساب می رفت.

غالب جنگ ها و کشمکش های سیاسی و نظامی که در تاریخ افغانستان روی داده است، به این نکته بر می گردد که طیف های خاصی همواره تلاش می کردند تا از طریق در اختیار گرفتن امورات کشور با دیگران به شکل انحصارگرایانه برخورد کنند و از استراتیژی حذف دیگران برای قبضه کردن قدرت سود می بردند.

پس از سال 2001 که رژیم طالبان از اریکه قدرت ساقط شد، تاحدودی فضا برای همه مردم افغانستان برای تعیین حکومت و نظام سیاسی کشور حاکم شد؛ هرچند طی این ده سال به دلایل مختلف، هیچ وقت مردم در جایگاه واقعی و اصلی خویش قرار نداشتند و حکومت نیز برای کسب مشروعیت ظاهری به گونه ای از مردم استفاده ابزاری و سیاسی کرد اما با این هم چندین انتخابات در کشور برگزار شد و نمایند گانی از مناطق مختلف برای حضور در پارلمان و شوراهای ولایتی برگزیده شدند.

در انتخابات ریاست جمهوری نیز با اینکه به تدریج حضور مردم در انتخابات کاهش یافت اما با این هم میزان قابل ملاحظه ی از شهروندان در انتخابات گذشته ریاست جمهوری سهم گرفتند و دین ملی خویش را ادا نمودند. با گذشت زمان بیشتری از سال 2001 که تصور می شد افغانستان قدرتمندانه به سمت افق روشنی گام بر میدارد، اما اکنون این نگرانی وجود دارد که با گذشت هر سال نه تنها این کشور در عرصه های مختلف با پیشرفت خرسند کننده ای مواجه نبوده بلکه وضعیت در مقایسه با زمان قبلی در حال بدتر و نگران کننده تر شدن است.

ثبات سیاسی نیز یکی از این مسایل است؛ مشارکت ملی که یکی از دلخوشی ها و از عوامل اصلی پایداری سیاسی در کشور به حساب می رود و در سال های اول دهه جدید به شکل نسبتا خوب و امیدوار کننده ی تمثیل می شد، به شدت مخدوش شده و به جای آن، انحصار گرایی سیاسی از شاخصه های برجسته قدرت و نظام سیاسی در افغانستان طی سالهای اخیر شده و به نظر می رسد که هم اکنون به صورت کاملا برجسته، قدرت سیاسی به دست عده ی خاصی محصور شده است.

افغانستان و چشم انداز ثبات سیاسی پس از2014
نگاهی به کارنامه یک دهه گذشته حکومت داری در افغانستان نشان می دهد که توفیقات لازم و مورد نظر را که می توانستیم طی این سالها بدست بیاوریم، بدست نیاورده ایم و با گذشت هر روز، شاهد سست شدن و غیر مردمی شدن تدریجی نظام سیاسی در کشور بودیم.

شکل گیری تنش سیاسی و گسترش آن میان قوای ثلاثه دولت یکی از تهدیدهای جدی است که ثبات سیاسی را در افغانستان به مخاطره انداخته است. شکستاندن قانون و بی احترامی به مواد صریح قوانین کشور از جمله قانون اساسی توسط قوه مجریه و سایر قوای دولتی و بی اعتمادی و بی اعتنایی هرکدام از آنان به دیگری، شهروندان را نسبت به آینده دمکراسی و نظام سیاسی در کشور نگران ساخته است .

سخن زدن از احتمال تغییرات زمانی در مورد انتخابات ریاست جمهوری دوسال بعد و حتی - با توجه به شرایط افغانستان در سال2014 احتمال اینکه هیچ انتخاباتی بر گزار نشود و قدرت به صورت نامشروع بدست حکومت فعلی استمرار پیدا کند، از هم اکنون چشم انداز امنیت سیاسی را برهم زده است. احتمالی تبانی حکومت فعلی با کشورهای خارجی برای حفظ قدرت به گونه ای غیر مستقیم یکی دیگر از نگرانی ها در مورد آینده ثبات و نظام سیاسی است و ایجاد شکاف ملی در مورد توافق بر سرنوع نظام سیاسی خود نشانگر این است که هیچ تظمینی برای برخورداری از ثبات سیاسی در اینده وجود ندارد.

وفاق ملی؛ تنها راه بیرون رفت
تعداد قابل توجهی از اشخاص و گروه های با نفوذ که روزی از یاران و حامیان نزدیک حکومت بودند و هرکدام به گونه ی حضور اقوام مختلف در قدرت را به نمایش می گذاشتند، امروز نه تنها از بدنه حکومت دور شده اند بلکه آنها به گونه ای وسیع منتقد حکومت و روایت گر نا روایی های گسترده در ساختارنظام سیاسی کنونی هستند. هرچند داشتن گروه های سیاسی مخالف( اپوزیسیون) برای هر حکومتی در جهان یک امر طبیعی است؛ به علاوه اینکه انحصار قدرت به دست گروه ها و حلقات خاص خود مشروعیت نظام سیاسی را از بین برده و آینده ثبات سیاسی را به شکل جدی به مخاطره می اندازد.

افغانستان با توجه به اینکه در وضعیت آشفته و نا به سامانی به سر می برد، نیازدارد که نظام سیاسی خویش را در سایه وفاق ملی و مشارکت واقعی همه مردم افغانستان در ساختار قدرت پایه گذاری نماید تا دولت ها و حکومت های بعدی بتوانند به راحتی دشواریها را پشت سر گذشته و از بحران عمیق گذشته، به سلامت عبور نمایند.

دیدگاه شما