صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۴ میزان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تضمین امنیت دراز مدت در افغانستان

-

تضمین امنیت دراز مدت در افغانستان

زلمی خلیلزاد، سفیر سابق امریکا در افغانستان، عراق و سازمان ملل / برگردان: عبدالاحد بهرامی

یکی از ضعف های تاریخی ایالات متحده همواره اعتماد به نفس بیش از حد سیاستگذاران آن بوده است؛ طوری که همیشه باور دارند که می توانند آینده را پیش نگری کنند. در نتیجه آنها خود را در سیاستگذاری محدود می کنند و نمی توانند خود را با زمان سازگار سازند؛ حتی گاهی که فرضیه های بسیار ساده و ابتدایی، خلاف آنچه که آنها انتظار دارند، از آب در می آید. در افغانستان، این سناریو در جریان سی سال گذشته بصورت مکرر روی داده است. درخواست باراک اوباما، رییس جمهور امریکا برای کاهش نیروهای امنیتی افغان در سال های بعد از 2014، بار دیگر ریسک تکرار این دور باطل و فاجعه بار را بوجود آورده است.

در دهه 1980، سیاستگذاران ایالات متحده باور داشتند که سرانجام نیروهای اشغالگر شوروی سابق بر جریان مقاومت در افغانستان غلبه خواهند کرد و جنگ در افغانستان فقط می تواند هزینه ای سنگین بر دوش ارتش سرخ تحمیل کند. ممکن است این استدلال در آن زمان دارای دلایلی بوده است، اما گذر زمان آنرا اشتباه ثابت کرد. و این یک اشتباه سنگین بود.

بر اساس این فرضیه، روس ها در افغانستان سلطه می یافت و حضور خود در افغانستان را حفظ می کند. بنابر آن امریکایی ها برای توازن سیاسی گروه های مجاهدین که با شوروی ها می جنگیدند از خود توجه کافی نشان ندادند. همچنان کمک های گسترده ای به گروه های بنیادگرا سرازیر شد و در عین حال، کمک های ناچیزی برای میانه روها و گروه های ناسیونالیست افغان که مخالفت ذاتی با غربی ها ندارند، صورت گرفت. ایالات متحده تبعات و پیامدهای حمایت از گروه های بنیادگرای مجاهدین را در دوره افغانستان بعد از خروج شوروی ها نادیده گرفتند؛ چه آنکه به این باور بودند که دیگر افغانستانی وجود ندارد که در آن شوروی ها حضور نداشته باشد. واشنگتن تا هنوز برای این اشتباه تاوان سنگینی می پردازد.

در دهه 1990 میلادی، پالیسی سازان ایالات متحده امریکا این طور فرض کردند که پدیده های منفی ناشی از وضعیت افغانستان بعد از خروج شوروی، از قبیل تروریزم و تولید مواد مخدر، تهدید جدی برای منافع ایالات متحده نخواهد بود. پس از خروج شوروی ها از افغانستان، ایالات متحده از مسائل این کشور خود را کنار کشیدند و افغانستان را به عنوان قرارداد دست دوم به مجریان دست دوم یعنی پاکستانی ها سپردند و این طور محاسبه کردند که قدرت های منطقه ای از عهده هزینه بی ثباتی در افغانستان برخواهند آمد. اما رویدادهای تروریستی سپتمبر 2001 خلاف این واقعیت را ثابت کرد.

بعد از سقوط طالبان، دولت جورج بوش، رییس جمهور پیشین ایالات متحده، این طور پنداشتند که طالبان و سایر گروه های تروریستی از هم پاشیده اند و فضای امنیتی برای فعالیت دولت جدید افغانستان بصورت نسبی مساعد است. در آن زمان آنها تصمیم گرفتند تا نیروی امنیتی با حجم متوسط برای افغانستان ایجاد کنند؛ طوری که شمار نفرات ارتش بیشتر از 70000 سرباز نباشد. با خیزش مجدد طالبان و گروهای شورشی دیگر در سال های 2005 و 2006، نیروهای امنیتی افغانستان به آن توانمندی نرسیده بود تا بتواند از عهده تامین امنیت کشور برآید. بنابرآن، دولت های جورج بوش و باراک اوباما و همچنان سایر رهبران کشورهای عضو ناتو ناگذیر از آن شدند تا برای مقابله با چالش روزف افزون از سوی گروه های شورشی، نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام کنند.

در این میان اما، رییس جمهور اوباما شایسته ستایش است از اینکه نیروهای امنیتی ارتش و پولیس افغانستان را توسعه بخشید. آقای اوباما سرانجام این را به خوبی درک کرد که قاعده پیروزی درازمدت این است که افغان ها خود این توانایی را کسب کنند تا با کمک های ایالات متحده و سایر کشورهای متحد، خودشان از افغانستان حراست و حفاظت کنند.

اما با آنهم، همزمان با امضای پیمان استراتژیک افغانستان و ایالات متحده، باراک اوباما برنامه ای را اعلام کرد که بر اساس آن نیروهای امنیتی افغانستان در جریان سال های 2015 تا 2017 بصورت قابل توجهی کاهش خواهد یافت و از نیرویی با 352000 سرباز ارتش و پولیس، به نیرویی دارای 230000 نفرات تبدیل خواهد شد. در این میان، آنچه قابل نگرانی است، اینست که دولت باراک اوباما، برنامه کاهش شمار سربازان نیروهای امنیتی افغانستان را به بهبود تحولات و وضعیت امنیتی کشور مشروط نکرده است. اگر واشنگتن، بدون توجه به وضعیت امنیتی افغانستان، این هدف را دنبال کند، ریسک تکرار اشتباهات گذشته باز هم وجود خواهد داشت.

هیچ کسی نمی داند که سطح تهدیدهای امنیتی در سال های 2015 تا 2017، که قرار است در این مدت زمانی نیروهای امنیتی افغانستان کاهش داده شود، به چه میزانی خواهد بود. ایالات متحده و ناتو نباید اکنون تصمیم به کاهش نیروهای امنیتی افغانستان بگیرند. بلکه واشنگتن باید صبر کند تا میزان تهدیدها به خوبی مشخص شود. در صورتی که مذاکرات صلح موفقانه به پیش برود؛ در صورتی که پناهگاه های گروه های شورشی در پاکستان درهم کوبیده شود؛ و در صورتی که خشونت ها در افغانستان کاهش یابد، آنگاه حجم نیروهای امنیتی افغانستان می تواند بدون ریسک و خطر کاهش داده شود. اما اکنون شرایط به گونه ای است که مذاکرات صلح به بن بست رسیده و هیچ گونه شواهدی از اراده قاطع پاکستان در درهم کوبیدن پناهگاه های جنگجویان در خاک آن کشور وجود ندارد.

با توجه به اینکه تهدیدها در افغانستان ممکن است به همین سطح باقی بماند و یا حتی افزایش یابد، این بسیار ریسک آور خواهد بود که نیروهای خارجی بر اساس موعد زمانی خروج 2014 از افغانستان خارج شوند و یا اینکه نیروهای امنیتی افغان در سال های 2015-2017 کاهش داده شود. در صورتی که چنین شود، این یک خلاء امنیتی ایجاد که شورشیان از آن بهره خواهند برد. این پالیسی همه دستاوردهای یک دهه گذشته را با خطر مواجه خواهد ساخت.

اعلام اینکه نیروهای امنیتی افغان بصورت قابل ملاحظه ای کاهش خواهد یافت، تلاش ها برای کشاندن طالبان به میز مذاکره را آسیب خواهد رساند. یکی از اهداف امضای پیمان استراتژیک امریکا با افغانستان این بوده است که طالبان و حامیان پاکستانی این گروه ها، به میز مذاکره برگردند. واشنگتن با القای این ذهنیت که امریکا همچنان در منطقه حضور خواهد داشت، امیدوار است که طالبان و حامیان پاکستانی اش، به این محاسبه برسند که تنها راه عملی و موجود، برای آنها مصالحه است. اما خروج نیروهای امریکایی و ناتو و در عین حال کاهش نیروهای امنیتی افغانستان، این پیام را مخدوش می سازد و برعکس، دشمنان افغانستان را انگیزه می دهد تا باور کنند که زمان به نفع شان است و باید برای وضعیت مساعد منتظر باشند.

شماری از سناتوران برجسته امریکایی از جمله لوین، مک کین، لیبرمن و گراهام با ارسال نامه ای به رییس جمهوری امریکا، در رابطه با برنامه واشنگتن به کاهش نیروهای امنیتی افغان ابراز نگرانی کردند: "ایالات متحده باید این اطمینان را بدهد که هر تصمیمی درباره حجم نیروهای امنیتی افغانستان در آینده و تمویل آنها، بر اساس وضعیت امنیتی افغانستان در آن زمان باشد و سطح تمویل این نیروها از قبل محدود نشود. زیرا این نه تنها دستاوردهای یک دهه گذشته را با تهدید روبرو می سازد و امنیت افغانستان را تضعیف می کند، بلکه پیام اشتباه را منتقل می کند."

بعضی ها استدلال می کنند که ایالات متحده نمی تواند هزینه نیرویی با حجم بزرگتر برای افغانستان را تقبل کند. طوری که رییس جمهور اوباما گفته است، ایالات متحده منافع مهمتری دارد که فقط در صورتی تامین خواهد شد که افغانستان دارای ثبات باشد و با واشنگتن در مبارزه درازمدت با تروریزم همکاری کند. هزینه ای که امریکا از میزان نیروهای اضافی افغان متقبل خواهد شد، در مقایسه با هزینه ای که باید بابت پیامدهای استراتژی ضعیف و با بودجه ناچیز بپردازد، اندک است.

میزان تغییر در برنامه کاهش نیروهای افغان بر اساس شرایط زمانی موجود در افغانستان، مبهم است. مقامات در واشنگتن علامت های متناقضی داده اند. رییس جمهور اوباما باید صریحا مشخص سازد که نیروهای امنیتی افغانستان در آینده فقط در صورتی کاهش می یابد که منافع ایالات متحده را با تهدید مواجه نسازد. نشست سران ناتو در شیکاگو، برای ایجاد شفافیت در رابطه با این موضوع فرصت مناسبی است.

دیدگاه شما