صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۱ اسد ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

خروج ناتو و توازن ساختاری نیروهای امنیتی افغانستان

-

خروج ناتو و توازن ساختاری نیروهای  امنیتی افغانستان

منبع: هافینگتن پست / برگردان: عبدالاحد بهرامی

بعد از یک دهه جنگ در افغانستان، افکار عمومی اکنون خواهان پایان این جنگ هستند و بسیاری از افغان ها، امریکایی ها و اروپایی ها باور دارند که اکنون زمان آن فرا رسیده است که نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان خارج شوند. مسیر پرمخاطره ای که از سال 2001 به این سو پیموده شده، مدت هاست که مشخص شده راه به جایی نمی برد. عملیات های نامحدود نظامی در این مدت حتی نتوانسته ثبات سیاسی را در افغانستان تامین کند. در عوض، این راهکار نظامی، از یکسو هزینه سنگینی را بر اقتصاد امریکا تحمیل کرده و از سوی دیگر افکار عمومی در افغانستان را بیش از پیش از جنگ بیزار و ناامید ساخته است.

بسیاری ها در افغانستان و امریکا هستند که باور دارند خروج زودهنگام نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان به معنای آغاز جنگ های داخلی و ناآرامی های غیر قابل پیشبینی در افغانستان خواهد بود. در این میان، ناظران و تحلیلگرانی نیز هستند که به این واقعیت اذعان دارند؛ چه آنکه شواهد عینی و مشخصی از چشم انداز تیره و تاری در افق دور آینده این کشور وجود دارد که در حال پدیدار شدن است.

بنابر این، دیدگاه غالبی که بر ضرورت خروج نیروهای خارجی تاکید دارد در تناقض کامل با دیدگاهی قرار گرفته است که خروج زودهنگام این نیروها را به معنای آغاز دوره پرچالش دیگری برای افغانستان می دانند. این دو دیدگاه متناقض، می توانند در گزینه و دیدگاه قابل اتکای سومی با هم مدغم شوند؛ گزینه ای که باید منجر به سازگاری عوامل داخلی سیاست در افغانستان گردد.

بدون شناسایی علل و عوامل اساسی بحران در افغانستان، هیچ یورش و راه حل نظامی که از خارج تحمیل گردد، راهگشای این بحران نخواهد بود. تجهیز، تسلیح و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان، بدون اینکه راهکاری برای متوازن ساختن آنها از لحاظ ساختار قومی و اتنیکی مدنظر گرفته شود، کاری اشتباه خواهد بود؛ اشتباهی که به خودی خود عاملی برای بی ثباتی کشور و بحران های دیگر خواهد بود.

بدون در نظر گرفتن چنین حقایقی و بدون در پیش گرفتن استراتژی و راهکاری درست در راستای غلبه بر آن، روند انتقال مسئولیت های امنیتی که باراک اوباما، رییس جمهوری امریکا آن را در پیش گرفته است، انتقال از جنگ به صلح نخواهد بود بلکه انتقال به جنگ و خشونت های احتمالی بعدی خواهد بود.

دولت امریکا، مالیات های گزافی را بر شهروندان این کشور تحمیل می کند تا نیروهای امنیتی ملی افغانستان را آموزش و آنها را تجهیز کند؛ نیرویی که در صورت عدم رعایت توازن در ساختار آن، به هیچ وجه نمی تواند ملی نام گذاشته شود. نیروهای امنیتی افغانستان هنوز از نارسایی های جدی رنج می برد.

افرادی در این نیروها هستند که ریشه و علایق شان به دوره های جنگ با شوروی ها و یا جنگ های داخلی بر می گردد و یا اینکه به جای وفاداری به نظام و کشور به گروه ها و قدرتمندانی که در دوره های گذشته نقش بازی کرده اند، وفاداری بیشتر دارند. این نیروها از عدم انسجام و دسپلین رنج می برند و از همه مهمتر، این نیروها از عدم توازن از لحاظ ملیتی رنج می برند؛ موضوعی که با توجه به ساختار اجتماعی و قومی افغانستان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. انتقال مسئولیت های امنیتی در میانه جنگ و ناآرامی های جاری در کشور، به نیروهایی که دچار نارسایی های ساختاری اند، می تواند غفلت جدی محسوب گردد.

پیش از اینکه ثبات به اندازه کافی به وجود بیاید، روند افغانی ساختن جنگ و مسئولیت های امنیتی می تواند به معنای قدرت دادن به طالبان و گروه های جنگجو باشد. از سوی دیگر، شکاف ها در ساختار اجتماعی افغانستان می تواند کشور را به سوی جنگ ها و آشفتگی های داخلی سوق دهد. در صورتی که افغانستان بار دیگر به سوی هرج و مرج و ناآرامی به پیش رود، آنگاه نه امریکایی ها و نه اروپایی دیگر این تمایل را نخواهند داشت تا بار دیگر برای نجات این کشور وارد عمل شوند و تهاجم نظامی دیگری، خواه از نوع حس مسئولیت جهانی و یا همدردی با افغان ها، را به افغانستان ریسک کنند. در آنصورت ناآرامی های مزمن ناشی از خروج نابهنگام امریکا و ناتو،همه پیشرفت های حاصله از سرمایه گذاری هایی که تاکنون انجام گرفته و توسعه نسبی که صورت گرفته است را به هدر خواهد داد.

پالیسی و استراتژی امریکا در افغانستان از همان آغاز یک رویکرد نظامی در قبال این بحران بود. یا به عبارت دیگر، ایالات متحده و ناتو در ماموریت افغانستان هیچگاهی به طور کافی به توجه به ساختار اجتماعی و سازگار ساختن استراتژی خود متناسب با بافت اجتماعی و حقایق عینی در افغانستان بها نداده اند. گردهم آمدن ناتو در شیکاگو برای یافتن راه حل های نهایی برای جنگ افغانستان، یادآور این نکته است که حامیان غربی افغانستان خیلی دیر به این نتیجه رسیده اند که باید علاوه بر راهکار مطلق نظامی، راهکارهای دیگری نیز جستجو شود. تاکنون ناتو و امریکا تلاش کرده اند تا بحرانی با ماهیت سیاسی را با راهکار نظامی حل کنند.

به این دلیل، در کنار تلاش های نظامی و سیاسی جامعه بین المللی برای پایان دادن به جنگ، توجه به راهکار دیگری نیز ضروری می نماید. با توجه به اینکه مبنای ایجاد ثبات در افغانستان بستگی به توافق سیاسی همه گروه های قومی و اجتماعی بستگی دارد، باید روند جذب نیرو، تجهیز و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان نیز با توجه به تناسب ساختار اجتماعی دنبال گردد. در این راستا باید متوازن ساختن نیروهای امنیتی از بالاترین رده فرماندهی تا سطوح افراد عادی ارتش و پولیس بصورت جدی در اولویت قرار داده شود و تجهیز و آموزش این نیروها بر مبنای همین توازن صورت گیرد.

دستیابی به موازنه اتنیکی در ساختار نیروهای ارتش و پولیس، احساس تعهد بیشتر و تعلق خاطر به سرزمین و میهن و همچنین تعهد و انسجام را در بین این نیروها تقویت خواهد کرد و از گرایش نیروهای نظامی به سوی جریان هایی که نارضایتی های اجتماعی را دامن می زنند، تا حدود زیادی جلوگیری خواهد شد. اکنون که کشورهای عضو ناتو به این نتیجه رسیده اند که زمان خروج از افغانستان فرا رسیده و مسئولیت های جنگی و امنیتی باید به افغان ها واگذار شود، این بسیار مهم است که نیروهای امنیتی افغان انعکاس دهنده تنوع ملیتی جامعه افغانستان باشد و طوری که قرار است از دموکراسی در افغانستان حفاظت و حراست کند، به همان میزان دموکراتیک باشد و از همه جوامع افغانستان نمایندگی کنند.

در صورتی که نیروهای امنیتی افغانستان از لحاظ ساختار قومی در توازن و تعادل باشد در آنصورت نیرویی با حجم کوچکتر از آنچه که فعلا قرار است افزایش یابد – ارتش و پولیس با 352000 نیرو – می تواند کارایی بسیار بیشتر برای تامین امنیت و ثبات کشور داشته باشد.

در صورتی که چنین استراتژی در پیش گرفته شود، این می تواند هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ نیروی انسانی که در جنگ با طالبان در سال های آینده قربانی خواهد شد، برای افغانستان و متحدان غربی این کشور به صرفه خواهد بود. این راهکار در صورتی که به دقت و جدیت دنبال شود، می تواند آشتی و صلح را در میان گروه های قومی افغانستان تقویت کند و گروه های شورشی را بیش از پیش در انزوا قرار دهد و این کمک می کند تا این مجال برای امریکایی ها و ناتو فراهم شود که از افغانستان بصورت آبرومندانه خارج شوند.

دیدگاه شما