صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

شنبه ۳ عقرب ۱۳۹۳

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

پیامدهای ایمان گرایی بدون خرد و اخلاق

-

پیامدهای ایمان گرایی بدون خرد و اخلاق

گسترش فعالیت های تخریبی گروه های تند رو مسلمان در کشورهای منطقه هزینه های سنگین جانی و مالی را بر ملت ها تحمیل کرده است. تنها در یک روز گذشته سلسله انفجارهای مهیب در سه کشور افغانستان، عراق و پاکستان صدها کشته و مجروح برجای گذاشت. انفجار مرگبار روز گذشته در قندهار افغانستان بیش از هفتاد کشته و زخمی برجا گذاشت و انفجار دیگر در کشور عراق 270 کشته و زخمی و انفجار دیگر در یکی از مساجد مناطق قبیله ای در شمال غرب پاکستان 45 کشته و زخمی در پی داشت. این درحالیست که روز گذشته بر اثر انفجار واسکت انتحاری در ولسوالی گیلان ولایت غزنی، به شمول انتحارکننده، هشت تن دیگر کشته شده اند. قوماندان پولیس محلی گیلان، به تاریخ ٢٨ ثور به آژانس خبری پژواک گفت که این حادثه، عصر روز گذشته در قریۀ وتله رخ داده وهشت تن را کشته است. موصوف افزود که افراد مسلح يادشده، یکتن از همکاران خود را برای حمله بر مرکز پولیس محلی آماده می ساختند، که واسکت در هنگام پوشیدن، انفجار کرد.

برخی گذارشهای خبری حکایت از آن دارد که مردم در ولایت غور از سوی طالبان سر بریده و خانه های شان به آتش کشیده می شود و حکومت هم در جلوگیری از این خشونت ها ناتوان بوده است. والی غور با ابراز این مطلب می گوید: طالبان فعالیت های شان را در هماهنگی با افراد مسلح غیر مسوول در ولسوالی های پسابند، شهرک و دولینه شدت بخشیده اند. در همین حال شماری از باشندگان ولایت غور می گویند: بیشتر بخش های این ولایت در اداره طالبان و افراد مسلح غیر مسوول هستند. فعالیت های افراد غیر مسوول ناخشنودی هایی را در ولایت غور به بار آورده است. در بسیاری از موراد آنان در دست داشتن در قاچاق مواد مخدر، قتل، تجاوز، غصب زمین و آزار و اذیت مردم و نیز افزایش ناامنی ها متهم شده اند. باشندگان ولایت غور هشدار می دهند که اگر حکومت درباره خلع سلاح افراد مسلح غیر مسوول و نیز ایجاد حکومت داری بهتر در ولایت غور بگونه جدی توجه نکند اوضاع امنیتی در این ولایت پس از بیرون شدن نیروهای خارجی بدتر خواهد شد.

به هر ترتیب این روزها در کشورهای مختلف روزانه هزاران انسان مسلمان و بی گناه قربانی خشونت های ناخواسته شده و جانهای شان را ازدست می دهند. روزی نیست که فیلم های از تکان دهنده ترین صحنه های جنایات ضد بشری در این کشورها منتشر نشود. مشاهده این این صحنه های تکان دهنده و گذارشهای خبری در این مورد یک پرسش اساسی را در اذهان عمومی مطرح می سازد و آن اینکه چه چیزی انسان را اینگونه از اخلاق و عقلانیت و ارزشهای انسانی فاصله می دهد؟ برخی براین باور اند که مرتکبین این جنایت های هولناک خود را سربازان فدایی دین می دانند و بر این باورند که دین و ایمان آنان چنین رفتارهای را برای آنان موجه ساخته و آنان از این گونه اقدامات شان نه تنها پشیمان و نادم نبوده بلکه لذت مضاعف می برند. اگر چنین ادعای درست باشد آن وقت این پرسش اساسی دیگر مطرح می گردد که براستی آیا ایمان و باور های دینی این گونه انسان را از حیات انسانی و سالم فاصله می دهد و او را وادار به چنین رفتارهای غیر انسانی و اخلاقی می کند؟

از آنجای که عاملان تمامی کشتارها و انفجارها و انتحارها خود را منتسب به اسلام کرده و پیروی از این دین بزرگ را شعار می دهند باید دید که آیا چنین رفتارهای می تواند دینی باشد؟ چگونه می توان باورهای دینی و ایمانی را با ارزشهای اخلاقی وانسانی نزدیک تر کرد و چارچوبهای عقلانی برای باورهای دینی فراهم نمود.  روز گذشته علمای دینی افغانستان در جلسه ای در کابل اعلام کردند حملات انتحاری در دین اسلام مشروعیت ندارد. در چند سال گذشته همواره علمای دینی افغانستان مورد انتقاد قرار داشته اند که درباره موضوعاتی چون نشر برخی سریال های تلویزیونی حساسیت نشان می دهند اما در مورد حرمت انتحار در اسلام موضع گیری نمی نمایند. موضع علمای دینی هرچند از نظر قانون الزام آور نیست، اما آنها در بسیاری نقاط به ویژه در مناطق روستایی تاثیرگذار ند و به رییس جمهور افغانستان نیز مشوره می دهند.

ده ها تن از علمای دینی در روزهای اخیر در مورد حملات انتحاری طالبان به بحث پرداختند. آنها حملات انتحاری را محکوم کردند و تاکید نمودند که این حملات از سوی کسانی انجام می شود که تفکر دینی شان ضعیف است و از سوی دیگران مورد سوء استفاده قرار می گیرند. اشتراک کنندگان این برنامه حملات انتحاری را عملی «ضد اسلامی و ضد بشری» عنوان کردند و افزودند که مردم افغانستان در ده سال گذشته از این ناحیه رنج و خسارت زیادی دیده اند. به نظر می رسد تبلیغات فرهنگی و حرام اعلام نمودن حملات انتحاری از سوی علمای دینی، می تواند بخشی از راه حل باشد اما مردم انتقاد می کنند که عاملان حملات انتحاری وقتی از سوی نهادهای امنیتی بازداشت می شوند، باید به جزای اعمالشان برسند.

اگرچه این گونه تلاشهای علمای اسلامی می تواند در کاهش خشونت های تندروان مسلمان تاثیر گذار باشد اما واقعیت این است که چنین تلاشهای آنگونه که باید نمی تواند مانع خشونت آفرینی های بیشتر گردد. مطالعه تاریخ ادیان بویژه سه دین یهودیت، مسیحیت واسلام نشان میدهد که گروه های تند رو افراطی و خشونت طلب در دوره های مختلف این ادیان ظهور کرده اند و دست به خشونت های هولناک زده اند. به صلیب کشیدن مسیح یکی از تکان دهنده ترین صحنه های تراژیک تاریخ است که بدست مدعیان به پیروی از آیین یهود صورت پذیرفت و جنگ های خونین مذهبی و فرقه ی میان فرقه های مختلف مسیحیان در طول تاریخ صحنه های تکان دهنده ای از خشونت های دینی را رقم زده است. مسلمانان نیز از گزند افراط گرایی در امان نبوده است و از همان آغاز گروه های متحجر و تند رو مسلمان ظهور یافتند که فجایع تکان دهنده ی را خلق کردند. فاجعه کربلا تنها گوشه ای از این صحنه های فراموش ناشدنی در تاریخ است.

اما جالب این است که به موازات ریشه گرفتن تندروی ها و افراط گرایی دینی در میان پیروان هر سه دین آسمانی تلاشهای علما و اندیشمندان نیز برای عقلانی کردن باورهای دینی و اخلاقی تر کردن رفتارهای متدینان صورت گرفته است. در میان پیروان هر سه آیین یاده شده فیلسوفان بزرگی ظهور کرده اند که همت شان را صرف عقلانی کردن باورهای دینی و صیانت از ارزشهای اخلاقی و انسانی کرده اند. در جهان اسلام نیز عده ی زیادی از متفکران مسلمان در طول اعصار مختلف سعی کردند با بهره گیری از گوهر خرد و عقلانیت چارچوبهای عقلانی برای دین و آموزه های دینی فراهم نمایند.

به نظر می رسد این متفکران بزرگ متوجه این مسئله بودند که اگر باورهای دینی و اعتقادات افراد بنیادهای عقلانی و خرد پذیر نداشته باشد و از فیلتر عقل و خرد نگذرد به فجایع بزرگی دامن میز ند. اما متاسفانه در برابر این نگرشهای عقلانی نگرشهای ضد دینی و اخلاقی نیز بوده است که توانسته است این نگرش های افراطی را زنده نگاه دارد.

با توجه به آنچه گفته آمد تنها راه رهایی از چنین فجایعی تکان دهنده ی که همه روزه در گوشه و کنار کشورهای اسلامی رخ می دهد بازگشت به عقلانیت و خرد ورزی و صیانت از ارزشهای اخلاقی و انسانی است. تا زمانیکه عنصر ارزشمند خرد و گوهر گرامی عقل به صحنه نیاید تضمینی برای بازگشت حیات معقول و انسانی وجود ندارد.

دیدگاه شما