صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۶ میزان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

از اتهام زنی ها تا دستیابی به صلح

-

از اتهام زنی ها تا دستیابی به صلح

یکی از موضوعات مهمی که نخبگان سیاسی و روشنفکران این روز ها به آن می پردازد، مصالحه با طالبان می باشد. اما آنچه این مسئله را مورد تامل قرار می دهد نوعی فرافکنی، سر در گمی و اتهام زنی به کشور های دیگر از سوی نخبگان سیاسی و فکری جامعه ما می باشد. از رئیس جمهور کرزی گرفته تا مشاورین وی، وزرا و مقامات بلند پایه ارتش همه، انگشت اتهام را به سمت پاکستان دراز می نماید. اتهام وارد کردن به پاکستان چند مسئله را از دید مردم مغفول نگه می دارد. اول باعث می شود که نقش خود افغان ها در جنگ نادیده گرفته شود. دوم؛ اتهام بستن به پاکستان باعث می گردد که مردم نسبت به ناکارآمدی دولت در امر تامین امنیت، تضعیف شورشیان و برخی مسائل مهم دیگر بی توجه شود. نکته اول دارای اهمیت اساسی می باشد. نقش ما افغان ها در تداوم جنگ چیست؟ آیا گروه طالبان شهروندان پاکستانی است و یا اینکه افغان هستند؟ بررسی این مسئله نیازمند نگاه تاریخی به چگونگی ظهور طالبان در افغانستان می باشد. بعد متناسب با داده های تاریخی می توان سیاست داخلی و خارجی افغانستان در قبال طالبان و پاکستان را مورد بررسی قرار داد.

به لحاظ تاریخی حضور نیرو های شوروی در افغانستان باعث فعال سازی و خیزش نیرو های اسلامی شد. خیزش ها منجر به جهاد علیه نیرو های شوروی شد. با شکست شوروی در افغانستان گروه های مختلف جهادی قادر به تشکیل حکومت نگردیدند. اگر چه حکومت موقت به وجود آمد و قدرت به مدت دو ماه به صبغت الله مجددی واگذار شد. مجدد بعد از دو ماه قدرت را به برهان الدین ربانی واگذار کرد. اما با اتمام دوره برهان الدین وی حاضر به کنار رفتن و واگذار کردن قدرت نشد. این مسئله باعث تداوم جنگ در میان گروه ها شد. ادامه جنگ، اختلافات مداوم و ناتوانی گروه های مجاهدین در ایجاد یک حکومت ملی، کشور را در سراشیب نابودی قرار داد، و امنیت هر فرد و خانواده را در شهر و روستا ها بر هم زد. در واقع هر فرمانده خرد و بزرگ، یک حکومت مستقل را در هر جا به وجود آورد و نظم و قانون، جای خود را به سلطه تفنگ داد.

طالبان در چنین وضعیتی ظهور کرد. چگونگی شکل گیری طالبان یک معما برای خیلی از افراد و گروه ها بود. اما پروفسور فرد هالیدی از مدرسه علوم سیاسی دانشگاه لندن عقیده داشت که گروه طالبان در مرده ریگ گروه های قبلی مجاهدین با کمک پاکستان و عربستان سعودی قد بلند کرد. "ظهور طالبان در 1994 ظاهرا یکی از پیچیده ترین معماها در سیاست کنونی افغانستان شمرده می شود. طالبان گروهی بود که از بین پسران نوجوان و مردان جوان در مدرسه های پناهندگان افغان در پاکستان با موفقیت بسیار سربازگیری کردند. اما نکته بسیار مهم در مورد طالبان این است که آن ها به کمک پاکستان و امداد مالی عربستان سعودی به یک قدرت موثر نظامی در سال 1994 مبدل شدند. پاکستان و عربستان سعودی متوجه شدند که گروه های تحت حمایت آنها یعنی برخی گروه های مجاهدین نمی توانند بر دیگران مسلط شوند. از این رو تصمیم گرفتند طالبان را کمک کنند و طالبان کمک های مستقیم و غیر مستقیم نظامی از پاکستان دریافت کردند". با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان و تشکیل امارت اسلامی، پاکستان از معدود کشور های بود که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت و با آنها روابط رسمی و دیپلماتیک برقرار نمودند. این مسئله اما مربوط به سال های 1994 تا 2001 میلادی است. مسئله اکنون ما چیست؟ آیا پاکستان همچنان گروه طالبان را حمایت می کند؟ پاسخ مثبت می باشد. پاکستان هیچ وقت به خاطر مشکلات تاریخی که میان افغانستان و پاکستان وجود دارد از یک نظام سیاسی با ثبات حمایت نخواهد کرد. این واضح است که پاکستان گروه طالبان را حمایت می کند اما انگشت اتهام به سمت پاکستان دراز کردن باعث حل مسئله نمی گردد. اگر پاکستان وارد کردن اسلحه و دادن پول به گروه های شورشی باعث تداوم جنگ در افغانستان می گردد، کسانی که در داخل افغانستان می جنگند، عمدتا افغان ها هستند. پس خود افغان ها نقش مهمتر از پاکستانی ها در تداوم جنگ دارند.

بنابراین معقول نیست که تنها پاکستان را متهم به حمایت از گروه های شورشی نماییم. درست است که پاکستان گروه های شورشی را حمایت می کند اما مسئله این است که کارگزاران دولت و نخبگان سیاسی ما چه میزان به نقش خود افغان ها در تداوم جنگ فکر نموده اند. آیا در این راستا اقدامات را روی دست گرفته اند. به نظر می رسد که دولت با سیاست ها و اقداماتی که در مدت بیش از سه سال روی دست گرفته است باعث غفلت نهاد های دولتی و مردم از نقش افغان ها در تداوم جنگ شده اند. کارگزاران سیاسی ما ممکن است به خاطر پوشاندن ناکارآمدی خود چنین سیاست ها را در پیش گرفته باشد تا نگاه مردم را نسبت به مسائل امنیتی و گروه های شورشی از خود دور نگاه دارد.

اتخاذ سیاست های خصمانه و سر درگم در قبال پاکستان در همین چارچوب قابل فهم و بررسی است. در سیاست خارجی ابزار های متعدد به منظور تحقق سیاست خارجی وجود دارد. ابزار های دیپلماتیک مانند گفتگو و مذاکره، تشویق، تحریم و تنبیه از ابزار های مهم می باشد. گفتگو و مذاکره در اولویت قرار دارد، بعد مسئله تشویق می رسد. اتخاذ سیاست خصمانه جایی مطرح می گردد که گفتگو و ابزار های مسالمت آمیز دیگر جواب نداده باشد. سیاست خارجی افغانستان در قبال پاکستان اما؛ سردرگم و غیر شفاف بوده است. پاکستان یا برادر خوانده شده است و یا هم دشمن. همچنین قبل از آنکه تلاش شود از ابزار های مسالمت آمیز استفاده شود، ابزار های غیر مسالمت آمیز را در پیش گرفته می شود، که باعث واگرایی می شود. اتخاذ سیاست خصمانه با توجه به وضعیت کنونی افغانستان به نفع افغانستان نمی باشد. زیرا تمام نیازمندی های افغانستان از طریق کمک های کشور های دیگر تامین می شود در چنین وضعیتی و با چنین ظرفیت اتخاذ سیاست خصمانه دور از عقل سلیم می باشد.

واقعیت این است که نخبگان سیاسی افغانستان و پاکستان سیاست معطوف به حل مشکل اتخاذ نمی نماید. نه تنها به چنین سیاست مبادرت نمی ورزد بلکه از مطرح کردن مشکلات واقعی طرفه می رود. مشکل جدی میان افغانستان و پاکستان مشکل مرزی و مسئله پشتونستان می باشد. پاکستان به این خاطر از گروه های شورشی حمایت می کند که دولت با ثبات در افغانستان شکل نگیرد. زیرا از نظر پاکستانی ها شکل گیری دولت قدرتمند در افغانستان باعث مطرح شدن مسئله پشتونستان خواهد شد. نخبگان سیاسی افغانستان نیز خواهان حل این مشکل نیست و انتظار دارد تا مسائل دیگر که ناشی از این مسئله است حل گردد.

سیاستمداران افغانستان و پاکستان به جای اتهام زنی به همدیگر و اتخاذ سیاست های خصمانه نسبت به هم باید تلاش نماید مشکلات جدی خود مانند مسئله دیورند و پشتونستان را حل نماید. تا این مسائل حل نگردد مسئله طالبان و دیگر اختلافات که باعث ناامنی در دو طرف خط مرزی می گردد، ادامه خواهد داشت. استفاده از ابزار های مسالمت آمیز در سیاست خارجی به نفع هر دو کشور خواهد بود. برای افغانستان کاهش نقش افغان ها در تداوم جنگ اهمیت اساسی تر دارد.

دیدگاه شما