صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۶ قوس ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ساختار اجتماعی افغانستان؛ جدال همیشگی گروه های سنتی و مدرن

-

ساختار اجتماعی افغانستان؛  جدال همیشگی گروه های سنتی و مدرن

ساختار اجتماعی افغانستان سنتی می باشد. در گذشته تلاش های به منظور گسست از سنت به شکل آگاهانه و ناآگاهانه از سوی دولت و مردم افغانستان صورت گرفته است. امان الله خان یکی از حاکمان سیاسی بوده است که تلاش ورزیده است تا سنت عبور نموده و به مدرنیسم برسد. بعد از امان الله خان، دوران ظاهر شاه (به خصوص دهه دموکراسی) دوره ای دیگری است که در آن تلاش می شدند تا از سنت رهایی یابد و به تجدد دست یابند. فعالیت های امان الله خان با مقابله گروه های سنتی مواجه شد و در نهایت منجر به شکست شد. در زمان ظاهر شاه نیز زدو بند های درون ارگ باعث شکست جریان نوخواهی شد. کودتای داوود خان و دست یابی وی به قدرت را، باید پایان گرایش های نوخواهانه سیاسی دانست.  گروه ها و جریان های چپ با الگوی کمونیستی در صدد نوگرایی و رهایی از سنت بودند اما چپی ها نیز با گروه های سنتی مواجه شدند و در نهایت شکست خوردند. نیرو های جهادی و گروه طالبان را باید حامیان سنت دانست که برخورد های متفاوت با تجدد داشته است. در این دو دوره هیچ گونه دگرگونی سیاسی رخ نداد. در دوران پسا طالبان اما؛ تمام گروه های اجتماعی در کنار هم قرار گرفتند. قدرت سیاسی در حقیقت میان گروه های مدرن و سنتی تقسیم شد. بیش از یک دهه از حکومت این گروه های می گذرد. اما تا هنوز دیده نشده است که گروه های سنتی بر گروه های مدرن و بر عکس غلبه یافته است. وجود چنین گروه ها را می توان در کاندیدان انتخابات ریاست جمهوری دید. این مختصر نشان می دهد که در تاریخ سیاسی اجتماعی افغانستان گروه های سنتی و مدرن نقش داشته است.

آنچه گروه های سنتی را از گروه های مدرن جدا می سازد همین سودای عصری شدن گروه های مدرن است. در حالی که گروه های سنتی در صدد بازگشت و یا حاکمیت شریعت اسلامی می باشند.

جدال گروه های سنتی با گروه های مدرن حد اقل از دوران امان الله خان آغاز شده است و تا اکنون ادامه دارد. امروزه نیز گروه های سنتی با گروه های تجدد خواه در جدال اند. شاخص ترین گروه سنتی(همسو با دولت) گروه های جهادی، روحانیون می باشند. این گروه ها، خود را پاسدار و پرچمدار جهاد با نیرو های شوروی می دانند. در مقابل اما؛ گروه های مدرن بر این باور است که گروه های سنتی مانند جهادی ها و روحانیون باعث بدبختی مردم و ویرانی افغانستان شدند زیرا گروه های جهادی بازیچه دست کشور های دیگر مانند ایالات متحده آمریکا، پاکستان و... بودند. نتیجه جهاد غیر ویرانی و در نهایت جنگ داخلی و ریختن خون هزاران انسان چیزی دیگری نبوده است.

جدال گروه های سنتی با گروه های مدرن بر اثر تحولات و دگرگونی های دهه جدید، شکل جدید به خود گرفته است. جدال میان این دو گروه بیشتر وابسته به قانون شده است. یعنی در دوران جدید بیشترین برخورد ها میان این دو گروه به خاطر قوانین بوده است که از سوی مجلس نمایندگان وضع شده است. در بسی موارد گروه های سنتی قانون را خلاف شریعت اسلامی خوانده اند و گروه های مدرن در بسی موارد قانون شریعت خلاف ارزش های حقوق بشر و دموکراسی دانسته اند. اگر چه در بسی موارد برخورد ها خشونت آمیز شده است. خشونت اما به شکل فردی محدود مانده است.

دگرگونی در ماهیت جدال و منازعه میان گروه های سنتی و مدرن به وجود آمده است. جدال گروه های سنتی و مدرن به خاطر سنت و تجدد در گذشته بیشتر خشونت آمیز بوده است. در دوران پسا طالبان اما؛ جدال ها و منازعه ها میان گروه های سنتی و مدرن تا حدودی مسالمت آمیز شده است. یعنی دو طرف گروه ها بیش از آنکه از ابزار های خشونت آمیز استفاده نمایند بیشتر از ابزار های مسالمت آمیز استفاده نموده است.

حال سوال این است که در صورت پیروزی گروه های جهادی در انتخابات آیا آن ها مکانیسم های حکومت داری را تغییر خواهد داد. آیا آن ها دوباره در صدد حاکمیت شریعت اسلامی بر خواهد آمد. این سوالات را می توان در مورد گروه های تکنوکرات نیز مطرح نمود. بدین معنی که در صورت پیروزی تکنوکرات ها، آن ها حاضر خواهد شد که گروه های جهادی را در قدرت سیاسی سهیم نمایند و یا اینکه آن ها گروه های جهادی را طرد می کند. بدون شک بررسی این مسئله دو از فایده نخواهد بود.

در مورد گروه های جهادی درون دولت باید گفت که برخی آن ها به صورت شفایی و کتبی اعلان نموده است که در دوران پس از خروج نیرو های شوروی برنامه ای برای مدیریت دولت نداشتند. یعنی هیچ کدام از رهبران جهادی طرحی برای مدیریت گروه های مختلف اجتماعی و سهیم نمودن آن گروه ها به اندازه شعاع وجودی شان نداشتند. چنین اعترافی از سوی رهبران جهادی می رساند که آن ها بر این باور رسیده اند که توانایی حکومت کردن بر افغانستان را به صورت تنهایی ندارند. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که در صورت پیروزی گروه های جهادی، آن ها گروه های تکنوکرات را طرد نخواهد کرد. بلکه از مهارت و توانایی آن ها در امر مدیریت استفاده خواهد کرد.

تکنوکرات ها نیز بدون گروه های سنتی نمی توانند جامعه را مدیریت نمایند. در مورد تکنوکرات ها باید گفت که آن  ها بدون افرادی و شخصیت های سنتی نمی توانند پیروز انتخابات گردد. زیرا خود تکنوکرات ها در میان مردم نفوذ ندارند. بنابراین مردم تنها به تیم تکنوکرات رأی نخواهد داد. بنابراین تکنوکرات ها ناگزیراند که گروه های سنتی را در کنار خود داشته باشند.

کنار هم قرار گرفتن آن ها اما؛ نیازمند مدیریت است. نگرانی جدی که وجود دارد این است که هر کاندیداتوری در صورت پیروزی نمی توانند به صورت اساسی گروه های سنتی و مدرن را مدیریت نمایند و هر دو گروه  را در کنار خود حفظ نمایند. این مسئله اما بستگی به حضور و عدم حضور نیرو های بین المللی نیز دارند. یعنی در صورتی که نیرو های بین المللی در افغانستان حضور داشته باشند، مدیریت گروه ها آسان تر خواهد بود. زیرا نیرو های بین المللی نخواهد گذاشت که ثبات سیاسی نسبی از میان برود. اما در صورت که نیرو های بین المللی به صورت کامل از افغانستان خارج شود، مدیریت گروه ها سخت خواهد شد و احتمال منازعه میان دو گروه وجود دارد.

در نتیجه باید گفت که در جامعه افغانستان از دوران امان الله خان تا امروز جدال میان گروه های سنتی و مدرن وجود داشته است. این جدال تا دوران پسا طالبان خشونت آمیز بوده است. در دوران جدید جدال وجود داشته است اما؛ این جدال بیشتر از ابزار های مسالمت آمیز استفاده نموده است. پس از برگذاری سومین انتخابات ریاست جمهوری، جدال ها میان گروه های سنتی و مدرن ادامه خواهد داشت اما قدرت سیاسی میان آن دو تقسیم می گردد. بدین معنی که هر دو گروه در مدیریت کشور سهیم خواهد بود. حضور نیرو های بین المللی بدون شک تاثیری مثبت در کنار هم قرار گرفتن گروه های سنتی و مدرن دارند.

دیدگاه شما