صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ عقرب ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نگرشِ بر لایه هایِ جدیدِ امنیت ملی

-

نگرشِ بر لایه هایِ جدیدِ امنیت ملی

از مدت ها بدین سو است که مفهوم امنیت ملی به عنوان مفهوم چند لایه و دارای پهلوهای متعدد، در مراکز علمی و تحقیقاتی مورد مطالعه قرار می گیرد. در ابتدا امنیت ملی تنها مفهوم نظامی داشت و تک لایه تلقی می گردید، اما به تدریج این مفهوم اش را از دست داد و به مثابه مفهوم چند لایه مطرح گردید که دیگر در بردارنده بار معنایی نظامی صرف نیست. لایه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست و جنبه های مختلف اجتماعی بدان اضافه شد و امروزه حتی در برخی کشورهای توسعه یافته یکی از لایه های پسینی بر لایة نخستین می چربد. این بحث در افغانستان تازه است و تصور می شود تا هنوز تئوریزه نشده است. این قلم ادعای تئوریزه کردن امنیت ملی را در افغانستان و بحث عمیق علمی در این ارتباط را ندارد، اما امیدوار است فتح باب کرده و سویة قلم نویسندگان محترم را به این سمت جهت دهد.

مطالعات امنيت ملي نسبت به ساير كشورها در ايالات متحده آمريكا بهتر وپيشتر مراحل تكامل خودرا پيمود. اين امر، مرهون تحولات سياسي واداري در این کشور پس از جنگ دوم جهاني بوده است. زيرا بعد از جنگ دوم جهاني، بريتانيايِ كبير كه در دوران جنگ به شدت آسيب ديده بود، نمي توانست ديگر ادعاي سركردگي جهان را داشته و به عنوان بازيگر اصلي درسياست بين الملل جهان را رهبري كند. بر این اساس، بريتانيا رسما از آمريكا درخواست كرد كه از اين پس، جهان را رهبري نمايد. آمريكا موظف بود باقدرت مثل شوروي ونفوذ ايدئولوژي كمونيسم، مقابله نموده و امنيت خود وكشورهایِ هم پيمانش را تضمين نمايد. براي رسيدن به اين امر، ايالات متحده آمريكا ناگزير به تنظيم برنامه هایِ درازمدت امنيتي بود.

دراوايل، امنيت ملي تنها تك بُعدي تصورشده وبيشتر ازعينك نظامي وقدرت نظامي بدان نگريسته مي شد. اما پيشرفت هایِ فني به ويژه، رشد وگسترش سلاح هایِ اتمي باوضوح تمام ثابت كرد كه ديگر مسایل نظامي را بدون درنظرداشت ملاحظات اقتصادي نمي توان بررسي كرد ( ربیعی، 1387، ص6). در اين جاست كه مفهوم امنيت ملي چندلايه شده وابعاد جديدي پيدا مي كند. فروپاشي نظام دوقطبي وگسترش فرايند جهاني شدن، تاثیر به سزایی بر ناكار‏آمدي وبي معنايی قدرت نظامي داشته است ( قوام 1384، ص75).از این رهگذر، امروزه بااشكال نويني از امنيت، مانند امنيت زيست محيطي، امنيت زنان، امنيت اقتصادي وامنيت اشتغال مواجهيم ( همان، ص77).

موضوع محوري در نگرش نظامي امنيت ملي، يافتن بهترين استراتژي براي جنگ تمام عيارهسته اي وبهترين راه، براي بازداشتن حمله اتمي بود ( روشندل، 1388، ص7). درنگرش اقتصادي امنيت ملي، توان صنعتي ومنابع اقتصادي، محور توانایي يك ملت مطرح مي گردد (همان) ودر نگرش سياسي امنيت ملي، بهترين ساختارهایِ سازماني براي هماهنگ كردن مسایل پيچيده امنيت ملي ونقش مردم در سياست هایِ امنيت ملي مطرح مي گردد.(همان، ص8).

3-ابعاد امنيت ملي

درگذشته ها امنيت بيشترتك بعدي  بوده و معنی ومفهوم نظامي داشت و هركسي با شنيدن واژة امنيت، ذهنش به سمت مسایل نظامي، تهدیدهایِ نظامي وقدرت نظامي جهت مي يافت. پس زمانيكه امنيت داراي مفهوم نظامي باشد، طبعا قدرت ملي كه براي تأمين وتحقق آن مورد نظر است، قدرت نظامي خواهد بود. اما امروزه ديگر امنيت تنها به بعدنظامي خلاصه نمي شود، بلكه دارايی ابعاد مختلفی است كه امنيت نظامي، تنها يك شاخه ويك بعد آن محسوب می گردد.

مسایل ومقوله هایِ در طول فرايند زمان شكل گرفتند كه بر ابعاد امنيت ملي تاثیرگذاربوده وباعث چند بعدي شدن این مفهوم گرديدند. مسایلی مانند اقوام، هويت هایِ فرهنگي، ايدئولوژيها، گسترش ارتباطات، تهدیدهایِ زيست محيطي وگازهایِ گلخانه اي (ربیعی، پیشین، ص136) از جمله مقوله هایِ تاثیرگذار برابعاد امنيت ملي هستند.

1 – 3 -  امنیت نظامي

از میان تهدیدهایِ ملي هنوزهم تهديد نظامي مهمترين تهديد ملي محسوب مي شود، زيرا تهديد نظامي همه اجزای دولت اعم ازحاكميت، سرزمين ونهاد دولت وازسويی دستاوردهایِ صنعتي، اقتصادي وتمدني جامعه را مورد هدف قرارمي دهد (همان، ص140). باري بوزان امنيت نظامي را اينگونه تعريف مي كند: « امنيت نظامي به اثرات متقابل توانایي هایِ تهاجمي ودفاعي مسلحانه دولت ها ونيز، برداشت آنها ازمقاصد يك ديگرمربوط است»(بوزان، 13891، ص34).

رابرت ماندل، امنيت نظامي را اينگونه تعريف مي كند: « ميزان قابليت نيروهایِ مسلح يك كشور براي حفاظت ازحكومت ومردم درمقابل تهدیدهایِ قهرآميز» ( ماندل، 1387، ص67).

با اینکه امروزه تهديدنظامي كم رنگ شده وحمله نظامي واشغال سرزميني يك كشور، توسط كشور ديگر بعيد به نظرمي رسد، اما تهديد نظامي دركشورهایِ جهان سومي ودر حال توسعه، هم چنان به قوت خودباقي است، ولی شيوه هایِ مداخله ممكن به شيوهایِ مختلف صورت گيرد.

بااينكه درشرايط كنوني مداخله مستقيم نظامي واشغال يك سرزمين دوراز انتظاربوده وافكارعمومي جهاني آن را برنمي تابد، اما ممكن است كشورها براي كمك به شورشيان ومخالفان داخلي حكومت ديگر، مداخله نظامي داشته باشند.

اين نوع مداخله، براي سقوط حكومت مستقر كه مخالف سياست هایِ كشور مداخله گراست وبرايبرسركارآوردن حكومت منطبق باخواست هایِ خود صورت ميگيرد (روشندل، پیشین، ص142). حمله سازمان پيمان آتلانتيك شمالي ناتو ودر رأس آمريكا درسال 2011 درليبي را مي توان از اين منظر ديد وتبيين كرد. در اين حمله، دگروال معمرقذافي حاكم ليبي ومخالف سياست هایِ غرب به خصوص آمريكا در منطقه كشته وحكومت وي نيز سقوط كرد. درعوض، مخالفان قذافي كه به تنهایِي توانایي سقوط دادن حكومت وی را نداشتند، برليبي حاكم شدند.

2 – 3 -  امنيت سياسي

تفكيك امنيت سياسي امري پيچيده ي است. گستره امنيت سياسي ازامنيت يك نظام سياسي، حاكميت، دولت تا وجوهي ازمسایل سياسي دريك جامعه گسترده خواهدبود (ربیعی، پیشین، ص137).تهديدسياسي زمينه ساز سايرتهديدها خواهدبود. پس تهديد سياسي به معني تهديد كل سازمان هایِ دولتي است.

باري بوزان امنيت سياسي را اينگونه تعريف مي كند: «ثبات سازماني دولت ها، سيستم هایِ حكومتي وايدئولوژي هایِ است كه به آنهامشروعيت مي بخشد» (بوزان، پیشین، ص34). درتهديد سياسي نظام سياسي، ثبات سياسي وارزش هایِ حاكم در نظام سياسي مستقر، مورد تهديد قرار مي گيرد. بنابر این، تهديدسياسي يكي ازمهم ترين تهدیدهایِ امنيت ملي است كه سايرحوزه هارا هم تحت پوشش قرار خواهد داد. همان گونه که قبلا اشاره گردید، امروزه تهدید نظامی و مداخله نظامی کشوری در کشور دیگر بعید به نظر می رسد، اما مداخلات سیاسی به صورت گسترده  شایع بوده و صورت می گیرد.

3 – 3 -  امنيت اقتصادي

در دوران رقابت هایِ تسليحاتي جنگ سرد، بين دو ابرقدرت ايالات متحده آمريكا واتحاد جماهيرشوروي، مهمترين قدرت ملي كه مي توانست درمعادلات سياسي تاثیرگذارباشد وباعث افزايش قدرت ملي يك كشور گردد، قدرت نظامي بود. هردو ابرقدرت درتلاش اختراع مهمترين سلاح ها براي پيشي گرفتن از رقيب بودند.

اما سرانجام اتحاد جماهيرشوروي نتوانست در برابر هزينه هایِ هنگفت رقابت نظامي وتسليحاتي تاب آورد، درنتیجه ميدان رقابت را به رقيبش ايالات متحده آمريكا واگذار كرده وميدان را براي هميشه ترك كرد، بگونه ا ی که موجوديت سياسي بنام اتحاد جماهير شوروي از نقشه سياسي جهان حذف شد. فروپاشي اتحادجماهيرشوروي شايد علل مختلف داشته باشد، اما يقينا يكي از علل مهم فروپاشي، ضعف اقتصادي وعدم توسعه يافتگي اقتصادي آن کشور بود. به عبارت ديگر، اتحاد جماهیر شوروي قدرت نظامي بود، اما قدرت اقتصادي نبود. بنابر این، بعداز فروپاشي اتحاد جماهيرشوروي وختم جنگ سرد، اقتصاد به عنوان يك فاكتورمهم وحياتي در عرصه ملي وبين المللي تبديل شده است. اساسا بعد از ختم جنگ سرد، ماهيت رقابت هایِ جهاني ومنطقه اي بين قدرت هایِ بزرگ جهاني ومنطقه اي، رقابت هایِ اقتصادي است. پس همه ي برنامه ها وپلان ها، موضع گيري ها وتحولات جهاني ومنطقه اي، در عرصه بين المللي برمحوريت اقتصاد مي چرخد.

بنابر این، امنيت اقتصادي هم از اهميت به سزایی برخوردارشده واگر نگوییم، تنهاترين بعد مهم امنيت ملي، مي توان گفت يكي از مهم ترين بعد امنيت ملي محسوب مي شود.

باري بوزان، برمبناي گرايش رئاليستي يادولت محورانه اي كه دارد، اين تعريف را از امنيت اقتصادي مطرح مي كند: «دسترسي به منابع، ماليه وبازارهایِ لازم براي حفظ سطوح قابل قبولي از رفاه و قدرت دولت» (همان).  

رابرت ماندل امنيت اقتصادي را اينگونه تعريف مي كند: «ميزان حفظ وارتقاي شيوه زندگي مردم يك جامعه، ازطريق تأمين كالاها وخدمات، هم ازمجراي عملكرد داخلي وهم حضور دربازارهایِ بين المللي» ( ماندل، پیشین، ص81).

بر اساس تعاريف، دولت- كشورها بايد به منابع لازم دسترسي داشته وبتوانند بادسترسي به بازارها وحضور دربازارهایِ بين المللي، منافع خود را تأمين نمايند.  در صورت كه درجريان انتقال منابع وياكالاهایِ يك كشور چالش ايجادشود، امنيت اقتصادي آن كشور با خطرمواجه خواهد شد. همان طوركه قبلا تذكر داده شد، بعد از جنگ سرد به دليل اهميت يافتن اقتصاد، امنيت اقتصادي مهمترين بعد امنيت ملي محسوب مي شود و رقابت ها، نزاعها وكشمكش ها همه برمبناي عنصر اقتصاد است. اماعلي رغم اينها اشتباه خواهد بود كه تنها امنيت اقتصادي را به عنوان امنيت ملي تعريف كنيم، همان طوركه در مورد امنيت نظامي اين تصور وجود داشت (ربیعی، پیشین، ص137).

4 – 3 -  امنيت اجتماعي

امنيت اجتماعي در حقیقت حد فاصلي است ازامنيت ملي كه براي مردم يك جامعه ملموس وعيني بوده وبا آن، به طور روزمره سروكار دارند. امنيت اجتماعي مبناي قضاوت در مورد ميزان وجود امنيت به مفهوم كلي درسطح جامعه بوده وتوانایی دولت ها باآن سنجيده خواهد شد. مي توان گفت ناهنجاريهایِ اجتماعي، قتل و سرقت، گسترش مواد مخدر، گسيختگي هایِ اخلاقي، منازعات قومي و بحرانهایِ هويت دربحث امنيت اجتماعي قابل طرح هستند (همان، ص151).

باري بوزان امنيت اجتماعي را اينگونه تعريف مي كند: « قابليت حفظ الگوهایِ سنتي زبان، فرهنگ، مذهب، هويت وعرف ملي باشرايط قابل قبولي ازتحول» (بوزان، پیشین، ص34).

5 – 3 -  امنيت زيست محيطي

امنيت زيست محيطي يكي از ابعاد مهم امنيت ملي است. اهميت امنيت زيست محيطي، طي فرايند رشد تكنولوژي وصنعت پدید آمده است. اخيرا ملاحظات مربوط به رشد سريع وبي رويه جمعيت، كاهش منابع طبيعي وگسترش غيرقابل كنترل آلودگي هایِ صنعتي ومعدني، وارد صحنه اصلي تفكر روابط بين الملل، پژوهشگران وحتي مردم شده است (ربیعی، پیشین، ص147). امروز پيش بيني صورت مي گيرد كه ممكن در اینده، جهان باكمبود منابع روبه رو گردد. آلودگي هوا، گازهایِ گلخانه اي وتخريب لايه اوزون وبعضي موضوعات ديگر مقوله هایِ هستند كه موجبات نگراني شده وتهدیدهایِی هستند، كه متوجه تمام جهان بوده و امنیت جهانی را با مخاطره مواجه نموده اند.

امنيت زيست محيطي ناظراست بر حفظ محيط محلي جهاني، به عنوان زيرسيستم پشتيباني ضروري كه تمامي حيات بشري بدان متكي است(بوزان، پیشین، ص34). امنيت زيست محيطي مربوط به يك كشور نمي شود، بلكه متوجه تمام جهان است، پس تهديد تهديدی جهاني است و راه مقابله با آنهم بايد جهاني باشد.

از مدت ها بدین سو است که مفهوم امنیت ملی به عنوان مفهوم چند لایه و دارای پهلوهای متعدد، در مراکز علمی و تحقیقاتی مورد مطالعه قرار می گیرد. در ابتدا امنیت ملی تنها مفهوم نظامی داشت و تک لایه تلقی می گردید، اما به تدریج این مفهوم اش را از دست داد و به مثابه مفهوم چند لایه مطرح گردید که دیگر در بردارنده بار معنایی نظامی صرف نیست. لایه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست و جنبه های مختلف اجتماعی بدان اضافه شد و امروزه حتی در برخی کشورهای توسعه یافته یکی از لایه های پسینی بر لایة نخستین می چربد. این بحث در افغانستان تازه است و تصور می شود تا هنوز تئوریزه نشده است. این قلم ادعای تئوریزه کردن امنیت ملی را در افغانستان و بحث عمیق علمی در این ارتباط را ندارد، اما امیدوار است فتح باب کرده و سویة قلم نویسندگان محترم را به این سمت جهت دهد.

مطالعات امنيت ملي نسبت به ساير كشورها در ايالات متحده آمريكا بهتر وپيشتر مراحل تكامل خودرا پيمود. اين امر، مرهون تحولات سياسي واداري در این کشور پس از جنگ دوم جهاني بوده است. زيرا بعد از جنگ دوم جهاني، بريتانيايِ كبير كه در دوران جنگ به شدت آسيب ديده بود، نمي توانست ديگر ادعاي سركردگي جهان را داشته و به عنوان بازيگر اصلي درسياست بين الملل جهان را رهبري كند. بر این اساس، بريتانيا رسما از آمريكا درخواست كرد كه از اين پس، جهان را رهبري نمايد. آمريكا موظف بود باقدرت مثل شوروي ونفوذ ايدئولوژي كمونيسم، مقابله نموده و امنيت خود وكشورهایِ هم پيمانش را تضمين نمايد. براي رسيدن به اين امر، ايالات متحده آمريكا ناگزير به تنظيم برنامه هایِ درازمدت امنيتي بود.

دراوايل، امنيت ملي تنها تك بُعدي تصورشده وبيشتر ازعينك نظامي وقدرت نظامي بدان نگريسته مي شد. اما پيشرفت هایِ فني به ويژه، رشد وگسترش سلاح هایِ اتمي باوضوح تمام ثابت كرد كه ديگر مسایل نظامي را بدون درنظرداشت ملاحظات اقتصادي نمي توان بررسي كرد ( ربیعی، 1387، ص6). در اين جاست كه مفهوم امنيت ملي چندلايه شده وابعاد جديدي پيدا مي كند. فروپاشي نظام دوقطبي وگسترش فرايند جهاني شدن، تاثیر به سزایی بر ناكار‏آمدي وبي معنايی قدرت نظامي داشته است ( قوام 1384، ص75).از این رهگذر، امروزه بااشكال نويني از امنيت، مانند امنيت زيست محيطي، امنيت زنان، امنيت اقتصادي وامنيت اشتغال مواجهيم ( همان، ص77).

موضوع محوري در نگرش نظامي امنيت ملي، يافتن بهترين استراتژي براي جنگ تمام عيارهسته اي وبهترين راه، براي بازداشتن حمله اتمي بود ( روشندل، 1388، ص7). درنگرش اقتصادي امنيت ملي، توان صنعتي ومنابع اقتصادي، محور توانایي يك ملت مطرح مي گردد (همان) ودر نگرش سياسي امنيت ملي، بهترين ساختارهایِ سازماني براي هماهنگ كردن مسایل پيچيده امنيت ملي ونقش مردم در سياست هایِ امنيت ملي مطرح مي گردد.(همان، ص8).

3-ابعاد امنيت ملي

درگذشته ها امنيت بيشترتك بعدي  بوده و معنی ومفهوم نظامي داشت و هركسي با شنيدن واژة امنيت، ذهنش به سمت مسایل نظامي، تهدیدهایِ نظامي وقدرت نظامي جهت مي يافت. پس زمانيكه امنيت داراي مفهوم نظامي باشد، طبعا قدرت ملي كه براي تأمين وتحقق آن مورد نظر است، قدرت نظامي خواهد بود. اما امروزه ديگر امنيت تنها به بعدنظامي خلاصه نمي شود، بلكه دارايی ابعاد مختلفی است كه امنيت نظامي، تنها يك شاخه ويك بعد آن محسوب می گردد.

مسایل ومقوله هایِ در طول فرايند زمان شكل گرفتند كه بر ابعاد امنيت ملي تاثیرگذاربوده وباعث چند بعدي شدن این مفهوم گرديدند. مسایلی مانند اقوام، هويت هایِ فرهنگي، ايدئولوژيها، گسترش ارتباطات، تهدیدهایِ زيست محيطي وگازهایِ گلخانه اي (ربیعی، پیشین، ص136) از جمله مقوله هایِ تاثیرگذار برابعاد امنيت ملي هستند.

1 – 3 -  امنیت نظامي

از میان تهدیدهایِ ملي هنوزهم تهديد نظامي مهمترين تهديد ملي محسوب مي شود، زيرا تهديد نظامي همه اجزای دولت اعم ازحاكميت، سرزمين ونهاد دولت وازسويی دستاوردهایِ صنعتي، اقتصادي وتمدني جامعه را مورد هدف قرارمي دهد (همان، ص140). باري بوزان امنيت نظامي را اينگونه تعريف مي كند: « امنيت نظامي به اثرات متقابل توانایي هایِ تهاجمي ودفاعي مسلحانه دولت ها ونيز، برداشت آنها ازمقاصد يك ديگرمربوط است»(بوزان، 13891، ص34).

رابرت ماندل، امنيت نظامي را اينگونه تعريف مي كند: « ميزان قابليت نيروهایِ مسلح يك كشور براي حفاظت ازحكومت ومردم درمقابل تهدیدهایِ قهرآميز» ( ماندل، 1387، ص67).

با اینکه امروزه تهديدنظامي كم رنگ شده وحمله نظامي واشغال سرزميني يك كشور، توسط كشور ديگر بعيد به نظرمي رسد، اما تهديد نظامي دركشورهایِ جهان سومي ودر حال توسعه، هم چنان به قوت خودباقي است، ولی شيوه هایِ مداخله ممكن به شيوهایِ مختلف صورت گيرد.

بااينكه درشرايط كنوني مداخله مستقيم نظامي واشغال يك سرزمين دوراز انتظاربوده وافكارعمومي جهاني آن را برنمي تابد، اما ممكن است كشورها براي كمك به شورشيان ومخالفان داخلي حكومت ديگر، مداخله نظامي داشته باشند.

اين نوع مداخله، براي سقوط حكومت مستقر كه مخالف سياست هایِ كشور مداخله گراست وبراي برسركارآوردن حكومت منطبق باخواست هایِ خود صورت ميگيرد (روشندل، پیشین، ص142). حمله سازمان پيمان آتلانتيك شمالي ناتو ودر رأس آمريكا درسال 2011 درليبي را مي توان از اين منظر ديد وتبيين كرد. در اين حمله، دگروال معمرقذافي حاكم ليبي ومخالف سياست هایِ غرب به خصوص آمريكا در منطقه كشته وحكومت وي نيز سقوط كرد. درعوض، مخالفان قذافي كه به تنهایِي توانایي سقوط دادن حكومت وی را نداشتند، برليبي حاكم شدند.

2 – 3 -  امنيت سياسي

تفكيك امنيت سياسي امري پيچيده ي است. گستره امنيت سياسي ازامنيت يك نظام سياسي، حاكميت، دولت تا وجوهي ازمسایل سياسي دريك جامعه گسترده خواهدبود (ربیعی، پیشین، ص137).تهديدسياسي زمينه ساز سايرتهديدها خواهدبود. پس تهديد سياسي به معني تهديد كل سازمان هایِ دولتي است.

باري بوزان امنيت سياسي را اينگونه تعريف مي كند: «ثبات سازماني دولت ها، سيستم هایِ حكومتي وايدئولوژي هایِ است كه به آنهامشروعيت مي بخشد» (بوزان، پیشین، ص34). درتهديد سياسي نظام سياسي، ثبات سياسي وارزش هایِ حاكم در نظام سياسي مستقر، مورد تهديد قرار مي گيرد. بنابر این، تهديدسياسي يكي ازمهم ترين تهدیدهایِ امنيت ملي است كه سايرحوزه هارا هم تحت پوشش قرار خواهد داد. همان گونه که قبلا اشاره گردید، امروزه تهدید نظامی و مداخله نظامی کشوری در کشور دیگر بعید به نظر می رسد، اما مداخلات سیاسی به صورت گسترده  شایع بوده و صورت می گیرد.

3 – 3 -  امنيت اقتصادي

در دوران رقابت هایِ تسليحاتي جنگ سرد، بين دو ابرقدرت ايالات متحده آمريكا واتحاد جماهيرشوروي، مهمترين قدرت ملي كه مي توانست درمعادلات سياسي تاثیرگذارباشد وباعث افزايش قدرت ملي يك كشور گردد، قدرت نظامي بود. هردو ابرقدرت درتلاش اختراع مهمترين سلاح ها براي پيشي گرفتن از رقيب بودند.

اما سرانجام اتحاد جماهيرشوروي نتوانست در برابر هزينه هایِ هنگفت رقابت نظامي وتسليحاتي تاب آورد، درنتیجه ميدان رقابت را به رقيبش ايالات متحده آمريكا واگذار كرده وميدان را براي هميشه ترك كرد، بگونه ا ی که موجوديت سياسي بنام اتحاد جماهير شوروي از نقشه سياسي جهان حذف شد. فروپاشي اتحادجماهيرشوروي شايد علل مختلف داشته باشد، اما يقينا يكي از علل مهم فروپاشي، ضعف اقتصادي وعدم توسعه يافتگي اقتصادي آن کشور بود. به عبارت ديگر، اتحاد جماهیر شوروي قدرت نظامي بود، اما قدرت اقتصادي نبود. بنابر این، بعداز فروپاشي اتحاد جماهيرشوروي وختم جنگ سرد، اقتصاد به عنوان يك فاكتورمهم وحياتي در عرصه ملي وبين المللي تبديل شده است. اساسا بعد از ختم جنگ سرد، ماهيت رقابت هایِ جهاني ومنطقه اي بين قدرت هایِ بزرگ جهاني ومنطقه اي، رقابت هایِ اقتصادي است. پس همه ي برنامه ها وپلان ها، موضع گيري ها وتحولات جهاني ومنطقه اي، در عرصه بين المللي برمحوريت اقتصاد مي چرخد.

بنابر این، امنيت اقتصادي هم از اهميت به سزایی برخوردارشده واگر نگوییم، تنهاترين بعد مهم امنيت ملي، مي توان گفت يكي از مهم ترين بعد امنيت ملي محسوب مي شود.

باري بوزان، برمبناي گرايش رئاليستي يادولت محورانه اي كه دارد، اين تعريف را از امنيت اقتصادي مطرح مي كند: «دسترسي به منابع، ماليه وبازارهایِ لازم براي حفظ سطوح قابل قبولي از رفاه و قدرت دولت» (همان). 

رابرت ماندل امنيت اقتصادي را اينگونه تعريف مي كند: «ميزان حفظ وارتقاي شيوه زندگي مردم يك جامعه، ازطريق تأمين كالاها وخدمات، هم ازمجراي عملكرد داخلي وهم حضور دربازارهایِ بين المللي» ( ماندل، پیشین، ص81).

بر اساس تعاريف، دولت- كشورها بايد به منابع لازم دسترسي داشته وبتوانند بادسترسي به بازارها وحضور دربازارهایِ بين المللي، منافع خود را تأمين نمايند.  در صورت كه درجريان انتقال منابع وياكالاهایِ يك كشور چالش ايجادشود، امنيت اقتصادي آن كشور با خطرمواجه خواهد شد. همان طوركه قبلا تذكر داده شد، بعد از جنگ سرد به دليل اهميت يافتن اقتصاد، امنيت اقتصادي مهمترين بعد امنيت ملي محسوب مي شود و رقابت ها، نزاعها وكشمكش ها همه برمبناي عنصر اقتصاد است. اماعلي رغم اينها اشتباه خواهد بود كه تنها امنيت اقتصادي را به عنوان امنيت ملي تعريف كنيم، همان طوركه در مورد امنيت نظامي اين تصور وجود داشت (ربیعی، پیشین، ص137).

4 – 3 -  امنيت اجتماعي

امنيت اجتماعي در حقیقت حد فاصلي است ازامنيت ملي كه براي مردم يك جامعه ملموس وعيني بوده وبا آن، به طور روزمره سروكار دارند. امنيت اجتماعي مبناي قضاوت در مورد ميزان وجود امنيت به مفهوم كلي درسطح جامعه بوده وتوانایی دولت ها باآن سنجيده خواهد شد. مي توان گفت ناهنجاريهایِ اجتماعي، قتل و سرقت، گسترش مواد مخدر، گسيختگي هایِ اخلاقي، منازعات قومي و بحرانهایِ هويت دربحث امنيت اجتماعي قابل طرح هستند (همان، ص151).

باري بوزان امنيت اجتماعي را اينگونه تعريف مي كند: « قابليت حفظ الگوهایِ سنتي زبان، فرهنگ، مذهب، هويت وعرف ملي باشرايط قابل قبولي ازتحول» (بوزان، پیشین، ص34).

5 – 3 -  امنيت زيست محيطي

امنيت زيست محيطي يكي از ابعاد مهم امنيت ملي است. اهميت امنيت زيست محيطي، طي فرايند رشد تكنولوژي وصنعت پدید آمده است. اخيرا ملاحظات مربوط به رشد سريع وبي رويه جمعيت، كاهش منابع طبيعي وگسترش غيرقابل كنترل آلودگي هایِ صنعتي ومعدني، وارد صحنه اصلي تفكر روابط بين الملل، پژوهشگران وحتي مردم شده است (ربیعی، پیشین، ص147). امروز پيش بيني صورت مي گيرد كه ممكن در اینده، جهان باكمبود منابع روبه رو گردد. آلودگي هوا، گازهایِ گلخانه اي وتخريب لايه اوزون وبعضي موضوعات ديگر مقوله هایِ هستند كه موجبات نگراني شده وتهدیدهایِی هستند، كه متوجه تمام جهان بوده و امنیت جهانی را با مخاطره مواجه نموده اند.

امنيت زيست محيطي ناظراست بر حفظ محيط محلي جهاني، به عنوان زيرسيستم پشتيباني ضروري كه تمامي حيات بشري بدان متكي است(بوزان، پیشین، ص34). امنيت زيست محيطي مربوط به يك كشور نمي شود، بلكه متوجه تمام جهان است، پس تهديد تهديدی جهاني است و راه مقابله با آنهم بايد جهاني باشد.

دیدگاه شما