صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

جمعه ۶ حوت ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ما و آزادی

-

ما و آزادی

آزادي از مهمترين ارزشهاي جامعه مدرن است و ارزش مشترک براي تمام بشر به شمار ميآيد. آزادي داراي وجوه سلبي وايجابي است. از لحاظ سلبي، آزادي با «نبود مانع» و «فقدان محدوديت» مترادف ميباشد.
در حالي که آزادي از جهت مثبت و ايجابي آن به معناي اين است که فرد خودش به دور از فشار نيروهاي خارجي توان و قدرت انتخاب و تصميمگيري را داشته باشد.
«آزادي به اين مفهوم که شخص خود صاحب اختيار خويش باشد و آزادي به اين معنا که کسي مانع گزينشهاي شخص نباشد، دو مفهومند که منطقاً از هم دور نيستند و فاصلهشان از يکديگر به همان اندازه است که مطلبي را به طريق ايجابي و سلبي بيان کنيم.» (آيزيا برلين) در عين حالي که به آزادي بهعنوان يک ارزش، در همه جوامع احترام گذاشته مي شود، اما در تعيين حد و حدود آن نظريات و ديدگاههاي متفاوت و چه بسا متضادي ارائه گرديدهاست.
ليبراليسم بهعنوان پرقدرتترين و با نفوذترين مکتب مدافع آزادي، اعتقاد دارد که از يک طرف زندگي کردن در آزادي مطلق ناممکن است و از جانب ديگر ناديده گرفتن آزادي با اهداف حيات انساني منافات دارد؛ پس يگانه راه حل اين است که براي حفظ حد اقل آزادي تلاش نماييم. اما اين که حد اقل آزادي چيست؟ باز اتفاق نظري در اين مورد وجود ندارد. برخي از نظريه پردازان بر اين عقيدهاند که حد اقل آزادي، مقداري از آزادي است که از دست دادن آن تجاوز به جوهر، طبيعت و سرشت انسانها به شمار ميآيد.
به هر حال با همه اختلافاتي که در اين زمينه وجود دارد، به نظر ميرسد، همين که فرد بتواند فارغ از مداخله و يا تهديد، آزار، شکنجه و اجبار ديگران ، زندگي دلخواه خود را انتخاب نمايد، به حد اقل آزادي دست يافته است. اين مقدار آزادي شامل آزادي عقيده، مذهب، بيان و مالکيت ميشود و آزاديهاي سياسي نيز در همين چارچوب مفهوم پيدا ميکند. متفکران و نظريه پردازان مدافع حقوق بشر روي دو جنبه آزادي فردي و آزادي مدني تکيه و تأکيد ميکنند. چون آزادي فردي به شخص امکان ميدهد تا هرکاري که مايل است انجام بدهد، به شرطي که مانع آزادي ديگران در انجام دادن همان کار نگردد. در آزادي فردي نه شخص به انجام کاري که مايل به انجام آن نيست، مجبور ميگردد و نه از انجام کاري که مايل است آن را انجام دهد، بازداشته ميشود.
در ماده سه اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است که: «هر فردي حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد.»
منظور از آزادي در اينجا همان آزادي فردي است؛ چون در آزادي مدني تنها به افراد بالغ جامعه اين توانايي داده ميشود، که آزادانه در اداره و تصميمگيري جمعي سهم بگيرد و به حيث يک عضو فعال و داراي مسووليت در کارهاي سياسي و اجتماعي مشارکت داشته باشد. آزادي ابعاد گسترده و وسيعي دارد که از آزاديهاي فيزيکي شروع مي شود و تاآزاديهاي مدني، اجتماعي و سياسيي را شامل مي شود.
قانون اساسي در مورد آزادي و جنبه هاي مختلف آن چنين مقرر مي دارد که:
- آزادي حق طبيعي انسان است. اين حق جز آزادي ديگران ومصالح عامه که توسط قانون تنظيم مي گردد، حدودي ندارد.
آزادي وکرامت انسان از تعرض مصون است.
دولت به احترام وحمايت آزادي وکرامت انسان مکلف مي باشد. «مادهء بيست وچهارم»
- اتباع افغانستان حق انتخاب کردن وانتخاب شدن رادارا مي باشند.
شرايط وطرز استفاده از اين حق توسط قانون تنظيم مي گردد. «مادهء سي وسوم»
- آزادي بيان از تعرض مصون است.
هر افغان حق دارد فکر خود را به وسيلهء گفـتار، نوشتـه، تصـوير ويا وسايل ديگر، بارعايت احكام مندرج اين قانون اساسي اظهار نمايد.
هرافغان حق دارد مطابق به احکام قانون، به طبع ونشر مطالب، بدون ارائه قبلي آن به مقامات دولتي، بپردازد.
احکام مربوط به مطابع، راديو وتلويزيون، نشر مطبوعات وساير وسايل ارتباط جمعي توسط قانون تنظيم مي گردد. «مادهء سي وچهارم»
- اتباع افغانستان حق دارند به منظور تأمين مقاصد مادي ويا معنوي، مطابق به احکام قانون، جمعيتها تأسيس نمايند... «مادهء سي وپنجم»
- اتباع افغانستان حق دارند براي تأمين مقاصد جايز و صلح آميز، بدون حمل سلاح، طبق قانون اجتماع و تظاهرات نمايند. «مادهء سي وششم»
- آزادي و محرمـيت مراسـلات و مـخابرات اشخاص چه به صورت مکتوب باشد وچه به وسيله تلفون، تلگـراف و وسـايل ديگر، از تعرض مصون است.
دولت حق تفتيش مراسلات ومخابرات اشخاص را ندارد، مگرمطابق به احکام قانون. «مادهء سي و هفتم»
آزادي انديشه
يکي از وجوه آزادي، آزادي انديشه است و آزادي انديشه درعين حالي که يکي از مهمترين حقوق بشري به شمار مي آيد؛ با توجه به گوناگوني فرهنگ ها، باورها واعتقادات درجوامع مختلف، اختلافاتي نيز درتعريف و حدود آزادي انديشه به وجود آمده است.
ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر مقرر ميدارد:
«هرکس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهرهمند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان است و نيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هرکس ميتواند از اين حقوق، منفرداً يا مجتمعاً، بهطور خصوصي يا بهطور عمومي برخوردار باشد.»
ماده 18 ميثاق بينالمللي حقوق مدني-سياسي در اين زمينه ميگويد؛
1- هرکس حق آزادي فکر و وجدان و مذهب دارد. اين حق شامل داشتن آزادي قبول يک مذهب يا معتقدات به انتخاب خود،همچنين آزادي ابراز مذهب يامعتقدات خود، خواه به طور فردي يااجماعات ، خواه به طور علني يا درخفا در عبادات واجراي آداب واعمال وتعليمات مذهبي مي باشد.
2- هيچ كس نبايد مورد اكراه واقع كه به آزادي او در داشتن ياقبول يك مذهب يامعتقدات به انتخاب خودش لطمه وارد آورد.
3- آزادي ابراز مذهب يامعتقدات را نمي توان تابع محدوديت هايي نمود؛ مگر آنچه منحصرا به موجب قانون پيش بيني شده وبراي حمايت از امنيت ، نظم، سلامت يااخلاق عمومي يا حقوق وآزادي هاي اساسي ديگران ضرورت داشته باشد...
آزادي تفکر وانديشه يکي از دستورات صريح قرآن کريم ويکي از مباني مهم دعوت پيامبر گرامي اسلام به حساب مي آيد. قرآن همواره انسان را به عقل وخرد فرا مي خواند واورا از توهمات و دنباله روي هاي بدون دليل از پدران و نياکان بر حذر مي دارد وانديشيدن وتفکر را يک تکليف براي انسانهاقلمداد مي کند. آنجايي که مي فرمايد» بگو بنگريد( تفکر کنيد) چه در آسمانها و زمين است.»
با مراجعه به متون اسلامي، آيات و روايات، در مييابيم که دين اسلام به انديشه و تفکر ارزش فوقالعادهاي قايل شده است و آن را در زمره بزرگترين و مهمترين عبادت قرار داده است. واژههاي تفکر، تعقل، تفقه و ذکر و تذکر که در مجموع 437 آيه قرآن را به خود اختصاص داده است، همگي بيانگر جايگاه ارزشمند انديشه و تفکر در دين اسلام ميباشد و بهطور متواتر در منابع روايي اهل سنت و شيعه بر اهميت تفکر در زندگي بشر تأکيد گرديده و يک ساعت تفکر بهتر از يک سال عبادت دانسته شده است.
از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است که:
- تفکر ساعته خير من عبادة سنه
- لاعبادة مثل التفکر (پرستشي مانند انديشيدن نيست.)
- فانالتفکر حيات قلب البصير (همانا انديشيدن مايه زندگاني دل بينا است)
با همه اينها آزادي انديشه و فکر در اسلام بي حد و مرز نيست. در متون اسلامي از انديشه بهعنوان ابزاري براي تعميق باورهاي ديني، شناخت بهتر نظام خلقت و به کارگيري آنها در مسير رشد، کمال و حيات انساني ياد گرديده است و از اينرو حدود آزادي انديشه در اسلام تا جايي است که به اين هدف لطمه نزند و چنانچه فکر و انديشه به گونهاي باشد که به دوري انسان از منبع خلقت بينجامد، ديگر آزادي انديشه معنا پيدا نميکند.
در ماده10 اعلاميه اسلامي حقوق بشر چنين آمده است:
« اسلام دين فطرت است وبه كار گرفتن هرگونه اكراه نسبت به انسان يا بهره برداري از فقريا جهل انسان جهت تغييراين دين به ديني ديگر يا به الحاد جايز نمي باشد.
درقانون اساسي، اسلام به عنوان دين رسمي مردم افغانستان شناخته شده است، اما پيروان ساير اديان در تبعيت از دين و اجراي مراسم ديني شان در حدود احکام قانون آزاد مي باشند.
مادهء دوم قانون اساسي چنين صراحت دارد:
«دين دولت جمهورى اسلامى افغانستان، دين مقدس اسلام است.
پيروان سايراديان در پيروى از دين واجراي مراسم ديني شان در حدود احكام قانون آزاد مي باشند.»
علاوه بر موارد فوق وقتي در مادهء هفتم قانون اساسي مي گويد که:
«دولت منشورملل متحد، معاهدات بين الدول، ميثاق هاى بين المللى كه افغانستان به آن ملحق شده است و اعلاميـهء جهاني حقوق بشر را رعايت مى كند.»  به معناي آن است که قانون اساسي افغانستان تا حد زيادي به آزادي تفکر و انديشه احترام گذاشته است.

دیدگاه شما