صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۶ اسد ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

غرش و خشم

-

غرش و خشم

وقتي در خبرها خواندم که امريکا بزرگترين بمب غير هسته اي از سلاح هاي زراد خانه اي خود به نام جي بي يو - 43 بي 21000 پوندي را در شرق افغانستان انداخته است به ياد جمله اي از جان پل ون سرباز افسانه اي و مشاور امور غير نظامي در جنگ ويتنام افتادم که درباره راه درست جنگيدن با چريک ها گفت» اين جنگ سياسي است و مي شود گفت تبعيض در کشتن صورت گرفته، بهترين سلاح براي کشتن چاقو است، اما مي ترسم اين راه عملي نباشد. بدترين راه کشتن، استفاده از قواي هوايي است. بعد بدتر از آن کشتن با توپخانه است. چاقو محدوديت هايي دارد، بهترين وسيله کشتن تفنگ است ، چرا که ميداني کي را مي کشي، اما با بمب معلوم نيست که کي را دقيقا مي کشي « و همين طور يک جنرال اسراييلي جمله مشابهي را بعد از اينکه در انتفاضه دوم شکست خورد، گفت: « بهتر است براي جنگيدن با تروريست ها از ام-16 به جاي اف-16 استفاده شود.»
چيزي که اين جنگجويان حرفه اي و کارکشته مي گويند اين است که  حتي در جنگ بايد تا حدي مراقب ميزان خشونتي که بکار مي بريم باشيم، استفاده از سلاح هاي کشتار قوي باعث کشتار افراد بي گناه هم مي شود و اين موجب خشم مردم و روي آوردن آنان  به کمپ دشمنان مي گردد. اين دقيقا همان مشکلي است که نظاميان امريکا در ويتنام با آن روبرو شدند (و قبل از آنها نيروهاي فرانسوي) و همين طور همين اتفاق براي روس ها در زمان اشغال افغانستان رخ داد. شدت کشتار، استفاده از سلاح هاي قويتر مقاومت بيشتر را در پي داشت. 
مطمين باشيد هيچ شواهدي از خسارت هاي ناخواسته استفاده از بمب مادر در افغانستان بدست نخواهيد آورد. گزارش هاي مقدماتي نشان داد که اين حمله باعث کشته شدن 36 داعش و از بين رفتن تونل هاي آنان در زير کوه شد، اما اين آمار بعدا افزايش يافت و آمار کشته شده ها 96 تن اعلام شد. آن طوري که نتايج نشان مي دهد قابل قدر است. علاوه بر آن  اگر کره شمالي و ايران از اين نمايش قدرت هراسيده باشد، خيلي خوب است.
اما ناديده گرفتن يا کمتر مورد توجه قراردادن محدوديت هايي که اداره اوباما در انجام عمليات ها تعيين کرده بود، خالي از خطر نيست. براي مثال در سوريه همين اتفاق افتاد. ايالات متحده حمله هوايي را انجام داد که در آن اشتباها 18 جنگجوي سوري  که از دوستان ما بودند کشته شد. اينها موارد نادري نيست، يکي از همکاران من در شوراي روابط خارجي  ميکا زنکو نوشته است از زماني که ترامپ به قدرت رسيده است هم حملات هوايي و هم تلفات غير نظاميان افزايش يافته است.
ترامپ که در کمپين هاي انتخاباتي اش قول داده بود شبه نظاميان اسلامي، داعش را سرکوب خواهد کرد، نگران اين موضوع نخواهد بود. او گفت استفاده از بمب مادر ماموريت خيلي خيلي موفق بود و در يک نگاه او درست مي گويد اما در يک استراتيژي بزرگتر به او توصيه خواهد شد که گزارشي که نيروهاي ارتش - دريايي ضد شورش ايالات متحده در سال 2006 ارايه کرده بخواند. در اين گزارش آمده است که در هر عملياتي، در صورت کشته شدن افراد غير نظامي، به ازاي هر پنج شورشي که کشته مي شود 50 نفر به شورشيان مي پيوندند. خسارت هاي جانبي کار را دشوارتر مي کند.
فراتر از احتمال خسارت هاي جانبي دلايل قوي تري وجود دارد که نبايد استفاده از بمب مادر در افغانستان موجب شود که به خود آفرين بگوييم و خشنود شويم چنانچه که اين روز ها اتفاق افتاده است. اين نشانه آن است که در افغانستان جنگ به خوبي پيش نرفته است. جنگ آينده روشني پيش رو ندارد؛ مانند جنگي که آقاي جان پل ون پيش بيني کرد. در ميدان جنگ سرباز کمتر به معناي تهديد کمتر است، وقتي که دشمن خيلي قوي شد مانند آنچه که در ويتنام اتفاق افتاد ضروري شد که از توان توپخانه اي و نيروهاي هوايي استفاده شود. استفاده از قواي هوايي و توپخانه اي نشانه پيشرفت جنگ نبود در حقيقت نشانه بدتر شدن وضعيت و خارج شدن اوضاع از کنترل بود.
وضعيت افغانستان ضرورت به گفتن ندارد و تقريبا به بدي وضعيت ويتنام در 1960 هم نيست. طالبان مانند ويتکنگ ها نيستند آنها ارتش منظمي مانند ارتش خلق ويتنام که از طرف مردم حمايت مي شدند ندارند. اما افغانستان از زماني که اوباما پيش از موعد خواستار خروج سربازان شد و تا پايان سال 2016 اکثر سربازان امريکايي اين کشور را ترک کردند در مسير درستي پيش نمي رود. تصميم عجولانه اي که باعث تقويت روحيه شورشيان گرديد.
جنرال جان دبيليو نکلسون فرمانده نيروهاي بين المللي در افغانستان در اوايل ماه فبروري در يادداشتي نوشته است که دولت بر حدود دوسوم جمعيت تسلط دارد. پيتر برگين تحليل گر مسايل تروريستي اشاره مي کند که اين بدان معنا است که طالبان بر روي حدود ده ميليون جمعيت کنترل و يا نفوذ دارد، 10 ميليون جمعيت چيزي بيشتر از جمعيتي است که داعش در عراق و سوريه در تابستان سال 2014 در اوج قدرتش در کنترل داشت.
داعش درافغانستان در حال تاخت و تاز است و طالبان هم به بدي داعش هستند.  در حال حاضر داعش در افغانستان پايگاه اش را مستحکم کرده است. در مکان هاي مانند اچين ننگرهار پناهگاه هايي ساخته اند که نيروهاي دولتي توانايي رفتن به آنجا را ندارند. تصميم گرفته شد که با بمب مادر آنجا را بزنند. اما آقاي برگين مي گويد ايالات متحده در سال 2001  هم بمب هاي به نام ديزي کاتر به وزن 15000 پوند در کوه ها و دره هاي توره بوره انداختند، اما باز هم نتوانستند رهبر القاعده اسامه بن لادن و رهبران ارشد آنان را بکشد و هنوز تعدادي از رهبران القاعده زنده هستند که ايالات متحده تا هنوز نتوانسته آنها را بکشد. ريختن بمب هاي قوي مانند بمب مادر هيچ وقت نمي تواند تضمين کند که شورشيان را در اعماق زمين از بين ببرد حتي اگر شورشيان هم کشته شوند اما افکار شورشي از بين نخواهد رفت.   
براي پيروزي در مقابل  هر شورشي بايد کارايي دولت تقويت شود و بتواند امنيت دايمي حتي در مناطق دور دست تامين شود. در مورد افغانستان خيلي واضح است که با 8500 سرباز ايالات متحده نمي توان دست آورد موفقيت آميزي داشت ، در حالي که همين اندک نيرو فقط براي آموزش و مشاوره نيروهاي امنيتي افغان فعاليت دارند.  نيرويي که تلفات زيادي داشته و مناطقي زيادي را از دست داده است. جنرال نيکلسون فرمانده نيروهاي بين المللي در افغانستان  فقط چند هزار نيرو درخواست داده است اگر اداره ترامپ مي خواهد حتي همين وضعيت موجود را حفظ کند، بايد به درخواست او پاسخ مثبت دهد. بمب تنها کارساز نيست هرچقدر هم که بزرگ باشد به تنهايي کارايي ندارد.

دیدگاه شما