صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲ دلو ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چرایی عملیات انتحاری

-

چرایی  عملیات انتحاری

توصيف وضعيت
انفجار و عمل انتحاري صبح چهارشنبه ديروز کابل شوک قوي و نيرومندي بود که بر روان شهروندان کابل وارد شد. اگرچه شهروندان کابل با چنين اعمال وحشتناک و دهشت افکنانه مانند ديگر هموطنان ما در سراسر افغانستان عادت کرده اند و اين اعمال انتحاري تا حدي براي شان عادي شده است، اما آنچه که عمل انتحاري ديروز را از ديگر اعمال انتحاري متمايز مي سازد چند ويژگي است:
1- ويژگي نخست قدرتمند بودن آن است؛ شايد بتوان گفت که بعد از عمل انتحاري شاه شهيد در تاريخ 16/5/1394 تا هنوز در کابل عمل انتحاري به اين بزرگي و قدرتمندي انجام نشده است؛ زيان انساني، آثار تخريبي به جا مانده از اين حادثه و صداي مهيب ناشي از آن به خوبي قدرت مندي آن را آشکار مي سازد.
2- ويژگي دوم محل رخداد اين حادثه است؛ برخلاف انتظار حادثه در جايي رخداده است که از ضريب امنيتي بسيار بالاي بايد برخوردار باشد؛ در قلب شهر، و در نزديکي مهم ترين مراکز دولتي چون نهاد رياست جمهوري، دفتر معاون اول و دوم رياست جمهوري، رياست امنيت ملي، کاخ شوراي وزيران، وزارت امورخارجه، ارگان هاي محلي و سفارت کشورهاي جرمني، انگلستان و ايران رخداد چنين عملي دور از انتظار است.
3- در گام سوم زمان وقوع حادثه است؛ حادثه در زماني واقع شده است که جنگ و کشتار در آن حرام است. يعني در يک زمان مقدس؛ آن هم از سوي کسانيکه داعيه دينداري و نجات دين را دارند.
4- ويژگي چهارم پيچيده بودن نفس عمل است؛ حمل مواد منفجره با موتر حامل تانکر و انفجار آن در قلب شهر يک عمل ظريف و حساب شده اي است که از چشمان نيروهاي امنيتي پوشيده مانده است؛ اين واقعيت بيانگر اين است که اعمال تروريستي روز به روز در افغانستان از حالت بسيط و ساده اوليه خود بيرون شده و پيچيده تر مي شود. از سوي ديگر اين امر نشان مي دهد که نيروهاي استخباراتي قوي در پشت اين نوع رفتار قرار دارند که چنين عمليات هايي را هدايت و برنامه ريزي مي کنند؛ لذا نبايد حکومت افغانستان و دستگاهاي امنيتي کشور با چنين حوادثي ساده برخورد نمايند. البته که واکنش سريع نيروهاي امنيتي و مديريت بحران و رساندن زخمي ها به شفاخانه ها و اقدامات سريع ديگر ظرفيت خوب نيروهاي امنيت کشور را نشان مي دهد.
تبيين وضعيت
در حملات تروريستي و انتحاري دلايل بسياري گرفته شده است. از جمله گفته اند که تروريست ها و کساني که انتحار مي کنند، از قبل با مواد نشه آور براي خودکشي آماده مي شوند و آن ها اساسا از عقلانيت و قدرت تصميم گيري عقلاني تهي مي شوند. ولي واقعيت اين است که چيزي جز يک توجيه دروني نمي تواند عامل اصلي اين گونه اقدامات جنون آميز باشد. به عبارت ديگر ان چه که يک تروريست را وا مي دارد تا خود را و نيز بسياري ديگر را به کشتن دهد، تنها فکر و ايدئولوژي تخديرکننده است نه مواد مخدر و مانند آن.
با توجه به اين وضعيت سوالي که مطرح است اين است که انگيزه و دليلي که چنين رفتار وحشتناکي را براي عاملين و مرتکبين آن مدلل و مشروع مي سازد چيست؟ بر مبناي کدام برهان و استدلال کساني که خود را مسلمان قلمداد مي کنند چنين رفتارهايي را انجام مي دهند و مسلمانان بي گناه را در ماه مبارک رمضان به خون و آتش مي کشانند؟ زيرا تا زماني که يک عمل براي انسان معنا دار نباشد، به انجام آن اقدام نمي شود؛ آن هم اعمالي چون انتحار که در آن انتحاري هم جان خود را از دست مي دهد و هم جان ديگران را مي گيرد. به اين سوال از منظرهاي مختلف مي توان پاسخ داد؛ اما در اين نوشتار از منظر جامعه شناسي پاسخ داده مي-شود. مطابق آموزه هاي جامعه شناسي عمل انتحار، نوعي خود کشي است. خود کشي اگرچه يک پديده کاملا فردي است که اشخاص خود تصميم مي گيرند تا به زندگي خود پايان دهد، اما ريشه اجتماعي دارد و نحوه ارتباط انسان با جامعه علت اقدام انسان به خودکشي است. براساس نحوه ارتباط فرد با جامعه، خود کشي به سه قسم ديگر خواهانه، خود خواهانه و تقديرگرايانه تقسيم مي شود. عمل انتحار از نوع خود کشي ديگر خواهانه است؛ که در آن فرد خود را به خاطر ديگران مي کشد؛ مثل جان نثاري يک سرباز براي وطن. زماني فرد به خود کشي ديگر خواهانه اقدام مي کند که در داخل گروهاي اجتماعي قرار مي گيرد که از ميزان همبستگي اجتماعي بسيار بالايي برخوردار است و وجدان جمعي در آن سيطره مطلق دارد؛ بگونه ي که اعضاي گروه به خاطر اهداف و خواسته هاي گروه از خواسته هاي فردي خود مي گذرد تا جايي که دست به خود کشي خود خواهانه مي زند. عمل انتحار مصداق همين نوع خود کشي است. فرد انتحار کننده بخاطر قوام و تداوم گروه، دست به خود کشي مي زند. در واقع او بقاي خود را با بقاي گروه پيوند و گره مي زند. آنچه که در شرايط اجتماعي ما اين رفتار را مدلل مي سازد در گام نخست تفسير نا روا و نادرست از آموزه هاي ديني چون شهادت، ايثار و فداکاري است. در گام دوم وجود گروه ها و اقشار آسيب پذير زياد، در جامعه است. گروه-هاي انتحاري چون طالبان، القاعده و داعش، از ميان اقشار آسيب پذير، نيروهاي مورد نظر خود را جذب نموده و در شرايط خاصي چون مراکز نظامي يا مدارس ديني با تفسير غلط از آموزه هاي دين آن ها را به نحو جامعه پذير مي نمايند که آرمان هاي گروهي خود را در ذهن آن ها نهادينه ساخته و سربازان جان بر کف ايده آل هاي خودشان مي سازد و از آن ها براي رسيدن به اهداف دنيوي و سياسي شان استفاده مي برند. اين افراد با استفاده از عناويني چون عمليات استشهادي، ايثار و خود گذشتگي و نجات دين و وطن دست به عمل خود کشي يا انتحاري مي زنند. علاوه بر آن اقدام ديگري که صورت مي گيرد به ميزان تقويت همبستگي اين افراد با گروه خودي، ارتباط اين افراد با جامعه ضعيف مي شود. هر اندازه که ميزان ارتباط ضعيف شد به همان اندازه ديگر افراد بيگانه و دشمن و مغاير با اهداف آن ها محسوب مي شود هر نوع زيان رساندن به آن ها؛ حتي کشتن نه تنها مشروع، بلکه لازم قلمداد مي شود. چنانکه در فضاي امروز جامعه ي ما به خوبي شعار و رفتار گروه انتحاري اين واقعيت به خوبي نمايان است. آن ها خود را منجي و نظام سياسي را محصول تمدن غرب و کارگزاران نظام را اجيران امريکا و کشورهاي غربي و دشمنان دين و وطن معرفي مي نمايند. لذا ضربه زدن به آن و کشتن عاملين اين نظام را تجويز مي کنند. از اين طريق است که انتحار در جامعه رواج يافته و روز به روز سايه وحشت و دهشت در جامعه سنگين تر مي شود.

دیدگاه شما