صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رسم و رواج هاي نارواي عروسي و پيامدهاي آن

-

رسم و رواج هاي نارواي عروسي و پيامدهاي آن

خوراک، پوشاک، نوشاک، امنیت، خواب و نیازهای عاطفی و جنسی از جمله نیازهای اولیه زندگی هر انسان است. با نبود هریک از این موارد، زندگی انسان با چالش روبرو می شود و گاهی هم  متلاشی شده، فرو می پاشد. انسان موجود است که برعلاوه برآورده شدن نیازهای بیرونی، احتیاج بس شدیدی به برآورده شدن نیازهای درونی، عاطفی و جنسی دارد. با فرا رسیدن دوران بلوغ، انسان ها باید ازدواج نموده نیازهای جنسی شان را برآورده سازند، در غیر آن صورت برای انسان، اختلال شخصیتی پیش می آید. افراد که نیازهای جنسی شان برآورده نمی شوند، توازن جسمی و روحی شان برهم می خورند و سرانجام عارضه اختلال در شخصیت وی پدید می آید. سرکوب غریزه های جنسی، باعث شکل گیری عقده های جنسی می شود که بسیار خطرناک است.
در این نوشته، نگاهی می اندازیم به رسم و رواج های سخت و ناپسند عروسی و پیامدهای ناگوار آن که منجر به رفتارهای بسیار ناروا می گردد. بازبینی، اصلاح و دقت پیرامون این رسم و رواج های سخت کمرشکن عروسی می تواند مسیر زندگی جوانان را تغییر داده، سعادت از دست رفته ی شان را برگرداند. 
قبل از بحث پیرامون پیامد این رسم و عنعنات افسارگسیخته ی عروسی، لازم است که چند جمله پیرامون برخورد مردم با این پدیده سخن گفته شود. شوربختانه نقش مردم در بدتر شدن و تشدید مصارف کمرشکن عروسی بسیار زیاد است. رسم و رواج های که تا دیروز خبری از آن نبود، امروز جز از ارزش اجتماعی شده است. این ارزش ها هم چنان پذیرفته شده و درونی گردیده که افراد جامعه از آن عدول و عبور نمی توانند. همه باید خودشان را در آن چوکات های نادرست و ویرانگر، عیار و هماهنگ سازد و در غیر آن صورت، نمی توانند عروسی کنند. این مسأله متأسفانه یکی از بزرگترین نکته ی ضعف ما در برخورد با جشن عروسی و مسایل مربوط به آن است. یعنی ما طور مراسم جشن عروسی را برگزار می کنیم که فلان همسایه ی ما کردند. عیب شمرده می شود که مثل دیگران نکنیم. غیرت نادرست و چشم و هم چشمی های ما با دیگران نمی گذارد که از راه و رسم نادرست که دیگران به آن راه می روند، بگذریم.
رسم و رواج های که برای عروسی بوجود آمده، چنان ناروا، سخت و کمرشکن است که تاوان بس بزرگی در زندگی یک جوان به جا می گذارد. این تاوان یا پیامد ناروا می تواند دو نوع باشد:
اول، برای برخی از جوانان که ثروتمند نیستند و از لحاظ اقتصادی درسطح پایین است، با وجود این رسم و رواج ها، ازدواج نهایت دشوار و حتا ناممکن می شود. جوانان بی بضاعت، بی کار، بی شغل، بی درآمد، با وجود این رسم و رواج های ناروا و مصارف گزاف که برای آن لازم است، ناگزیر است که ازدواج نکند؛ چون تاوان پوره نمودن مصارف این نوع ازدواج را ندارند. این جوانان قادر نیستند که عروسی شان را در تالارهای عروسی پنج ستاره و چند ستاره بگیرند، طلاهای آن چنانی بخرند؛ لباس های عروسی که تا مرز 25 هزار کرایه می شود، به کرایه بگیرند؛ لباس های رنگارنگ و قیمتی برای تمام خویشاوندان عروسی تهیه کنند؛ در جشن عروسی شان چند صد نفر را دعوت نمایند و...از طرف دیگر، خانواده ی دختر و دختر حاضرنمی شود که به صورت ساده و معمولی در خانه جشن عروسی شان گرفته شود، بنابر این جوانان بی در آمد و کم اقتصاد ناگزیر می شوند که ازدواج نکنند، چون در توان شان نیست. این جوانان در را به روی احساسات جنسی شان بسته نموده، خود شان را سرکوب می کنند. این سرکوب منجر به تشکیل عقده های جنسی می شود و این عقده ها در زمینه های بسیار ناگوار و خطرناک فوران نموده ظهور و بروز می نماید.
فرو افتادن تعداد زیادی از جوانان در کام فساد اخلاقی و خیانت های جنسی، از همین رسم و رواج های کمرشکن عروسی، سرچشمه می گیرد. جوانان وقتی می بینند که توانایی پرداخت مصارف اقتصادی تالارهای عروسی و مصارف سخت و سنگین ازدواج را ندارند، از طرف دیگر احساسات جنسی شان فوران می کنند، در جستجوی زمینه ی می شوند که بتوانند این نیازجنسی شان را برآورده سازند. به همین دلیل تعداد از جوانان رو می آورند به طرف فساد اخلاقی و افسارگسیختگی جنسی و خیانت های بی حد و مرز جنسی.
دوم، آن دسته از جوانانی که خودشان را به آب و آتش زده، مصارف کمرشکن ازدواج را پیدا می کنند، با چالش متعدد دیگری پس از ازدواج روبرو می شوند. تعداد زیادی از جوانان برای تأمین مصارف کمرشکن عروسی به دیار مهاجرت می رود، پس از خون دل خوردن های بسیار بالاخره با زحمت چندین ساله، پول و مصارف ازدواج را پیدا می کنند. پس از بازگشت به وطن و با برگزاری جشن عروسی پرهزینه و توان فرسا در یک روز و یا مدتی کوتاه همه ی دارایی اش را از دست می دهد. پول های که با مدت چندین سال و با نهایت سختی و بازجرکشی های سخت و متداول به دست می آید، مصرف یک روزه ی عروسی می شود. این جوان پس از عروسی هم نیاز به پول و مصارف روزانه زندگی دارد. ناگزیر است که برای تأمین مصارف زندگی، دوباره راهی کشورهای دیگر شود. در نتیجه عروسی شان تبدیل می شود به ضربه ی سخت اقتصادی و عاطفی. زخمی در درون دختر و پسر ایجاد می کند که به آسانی التیام پذیر نیست. دختر و پسر تازه عروس شربت شیرین زندگی مشترک شان را دیری می چشد. پسر باید برود نان و مصارف زندگی را پیدا کند، با این نوع رفتار، ضربه ی سخت محکم بر رابطه ی عاطفی دختر و پسر وارد می شود. این آسیب یا ضربه ی عاطفی گاهی منجر به یآس و سرخوردگی و گاهی هم منجر به فساد اخلاقی و آسیب های کشنده ی دیگر می شود. به این دلیل که دختر و پسر تازه عروسی کرده، نیاز به همدیگر دارد. باید در کنار همدیگر باشد و نیازهای روحی و عاطفی همدیگر را پاسخ دهد. ترک شریک زندگی و رفتن و نبودن در کنار همدیگر، به معنای ارضاء نشدن احساسات عاطفی و جنسی این دو زوج تازه به هم رسیده است. این زوج های ناکام و ارضاء نشده، یا با احساسات جنسی و عاطفی شان نبرد کنند و خود شان را سرکوب کنند که منجر به اختلال شخصیت و برهم خوردن توازن شخصیتی می شود و یا هم به انحراف جنسی کشانده شود و به همدیگر خیانت نموده، نیازهای شان را با دیگری پاسخ دهد.
ریشه ی همه ی این شوربختی ها و نابه سامانی ها بر می گردد، بر عنعنه نادرست و پرهزینه جشن عروسی. یادمان باشد که هیچ کدام این رسم و رواج ها از آسمان نازل نشده و قدسی نیست. هیچ دلیل و توجیه منطقی برای الزامی بودن آن وجود ندارد. بعنی عبور کردن و پشت پا زدن به آن هیچ ناروا و زشت نیست، بلکه نجات دهنده و زیبا هم هست. پس چه خوب است که با شجاعت اخلاقی مان، به این رسم و رواج های ناپسند«نه» بگوییم. با تالار عروسی و جشن یک روزه، یک عمر زندگی را ویران نکنیم. یک عمر زندگی دختر و پسر، ارزشمند تر و حیاتی تر از برگزاری جشن های پرهزینه ی عروسی است. نگذارید که با دستان خودتان فرزندان تان قربانی شود. در هیچ جای دنیا مراسم عروسی این همه ناروا نیست.
طرف سخنم همه مردم است، پدر، مادر، دختر، پسر و هرکسی دیگری که نقشی در این رسم و رواج ها دارد. بیایید زندگی دو آدم را بر رسم و رواج های خود ساخته و به درد نخور ترجیح بدهیم، نگذارید که با این رسم ورواج ها صدها جوان، جوانی اش را قربانی کند و صدها جوان به انحراف کشانده شود وصدها امید نقش بر آب گردد. شجاعت اخلاقی داشته باشیم و نگذاریم که رسم های پوسیده، زندگی را هم بپوساند و نابود سازد.

دیدگاه شما