صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۸ سنبله ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

شهرسازی امروز در اندیشه مولانا بلخی

-

شهرسازی امروز در اندیشه مولانا بلخی

در 16 سال اخیر، بناهای ساخته شده از سبک های معماری بومی افغانستان(سبک خراسانی، سبک تیموری و ... ) و همچین شهرسازی اسلامی کمتر بهره برده اند. امروزه در صدها پروژه رهایشی جدید هم بر ساختمانهایی بیروح و بی معنا تاکید می شود. می توان گفت در حال حاضر شهرهای بزرگ ما، کاریکاتوری تقلیدی و کورکورانه از معماری منحط کشورهای همسایه و کشورهای غربی است.
بخش عمده اي از آثار بافت های تاریخی، فضاهای شهری و ابنیه باارزش برجای مانده از گذشتگان ما، دارای مؤلفه هاي معنایی می باشد و ارزش آن نه در رنگ و لعاب بلکه در کاراکتر و هویت مندی است. کاراکتر و هویت مندی در معماری و شهرسازی مستقیم یا غیرمستقیم بر سبک زندگی و اخلاق مردم تآثیر مثبت و منفی می گذارد. لذا گذشتگان ما معتقد بودند معماری و شهر باید از جهانبینی و فرهنگ و ارزش های جامعه تاثیر بپذیرد.
به نظر می رسد؛ بازخوانی آرا و اندیشه های حکمای قدیم، می تواند در ارائه الگوی هویتمند کالبدی_فضایی شهرسازی کمک نماید. در همین زمینه داریوش آشوری در کتاب «ما و مدرنیته» درباره سنت چنین می نویسد: در شیوه نگرش شرقی به جهان، اصالت با ثبات و تغییرناپذیری است و انسان شرقی برای آنچه در زمان و مکان واقع میشود، یعنی برای امر محسوس و گذرا ارزش قائل نبود، بلکه طالب آسایش و آرامش و بازگشت به مبدأ بی زمان بود و در زندگی هم همیشه به آنچه دارای سنت و سابقه و مطابق راه و رسم پدران بود، ارزش می گذاشت. انسان شرقی همیشه با رجوع به گذشته و پیروی از الگوی گذشته می زیست و هنگام یکه با مسائل اساسی وجود طرف میشد، با رجوع به مبدأ به پرسشهای خود پاسخ می گفت. به تعبیر دیگر، بنیاد توجه و تعقل شرقی بازگرداندن بود و بدایت و نهایت در این طرز فکر یکی می شود: انا لله و انا الیه راجعون.( آشوری،92).
ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
مقدمه
انقلاب صنعتی در غرب سبب افزایش بی رویه جمعیت گردید. به تبع این جمعیت فراوان شهرهای آن دوره رشد سریع و شتابانی داشتند. مشکلات بوجود آمده متخصصان و اندیشمندان(باتاکید بر معماران) حوزه شهری را به نظم بخشیدن فضای شهری وا داشت. "شهرسازی و معماری مدرن" با شعار کم بیش است در جهت عملکرد گرایی و پاسخ به نیازهای مادی نخستین بار در کنفرانس سیام مطرح شد. قرن بیستم اوج تهیه ماسترپلان های شهری با تفکرات مدرنیسم در اروپا بود. نگرش مدرنیسم با ادعای اینکه سنت ها مرده اند بر جنبه های کالبدی شهر و نحوه مکانیابی کاربری ها و بر حرکت موترها تاکید داشت. این جبر غیرمنعطف کالبدی مسلما پاسخگوی نیازهای انسانی مردم نبود. زیرا مدرنیست ها با توهم اینکه انسان به عنوان یک ماشین زنده، نیاز به چهار فعالیت عمده سکونت، کار، فراغت و حرکت دارد به طور افراطی عملکردگرا بودند فلذا تبعات و آثار منفی ناشی از زندگی ماشینی و بی روح بر مردم سبب گردید تا در دهه 1960 میلادی نخستین بار شهرسازان و معماران به مرگ معماری مدرن اشاره کنند.
طرز فکر مدرنیستی در کشورهای مبداء نتوانست بیش از سه دهه دوام آورد. شهرسازان متوجه شدند که حتی بهترین راه حل های عملکردی نمی توانند به تنهائی نیازهای انسان را برآورده نمایند.(پاکزاد، 94). بنابراین شهرسازان و برنامه ریزان شهری به دنبال یک مولفه دیگر از فضای شهری بودند. معنی! شهرسازان پست مدرن معتقدند فضای شهری از سه مولفه: فرم، عمکرد و معنا؛ تشکیل شده است.
جین جیکوبز در کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ امریکایی که در سال 1961 انتشار یافت، با رویکردهای شهرسازی مدرن_ به ویژه آرا و اندیشه های لوکوربوزیه_ ابراز مخالفت و بیان کرد که شهرهای امریکا متاثر از طرح های نظریه پردازان شهرسازی مدرن، زندگی طبیعی و واقعی خود را از دست داده اند. (جیکوبز، 1961).
طراحی شهری پست مدرن به دنبال ایجاد فضاهای انسانیتر و فضاهای انسان مدار است. دانش طراحی شهری دغدغه کیفیت محیط و فضاهای شهری را دارد. از دیدگاه طراحان شهری یک فضای شهری علاوه بر امکانات و تسهیلات(فرم و عملکرد) اولیه مورد نیاز، کیفیت هایی نظیر معنی دار بودن ؛ هویت؛ حس مکان و... را دارد. که همه این کیفیت ها در مولفه "معنا" جای میگیرد. در این نوشتار مختصرا به کیفیت "معنادار بودن" از بعد معنای شهر خواهیم پرداخت.
معنا از زبان مولانا جلال الدین محمد بلخی
ویتروویوس معمار و اندیمشمند روم باستان معماری شهر را دارای سه رکن دانسته است: کارآیی، زیبایی و ایستایی. در مقابل؛ مولانا عارف بزرگ بلخ، هر علمی که به دور از امور قدسی باشد را لایق احشام و حیوانات دانسته است:
ریزه کاری های علم هندسه
یا نجوم و علم طب و فلسفه
که تعلق با همین دنییستش
ره به هفتم آسمان برنیستش
این همه علم بنای آخور است
که عماد بود گاو و اشتر است.
جلال الدين محمد بلخي با عمارت هاي بي تکلّف موافق است و با عمارت هاي مجلل در جنگ است.(افلاکی،1362). مولانا آباداني حقيقي را در معنویت می داند که فقط بوسیله صفای دل به دست مي آيد.(مولانا،1387). مولانا تن(کالبد شهر) را زمینی و حقیر می شمارد و در مقابل جان(معنی و روح شهر) را آسمانی می داند. هر مکان که در بیرون انسان است به خودی خود بی اعتبار است و مهم دل انسان و خوشی درونی اوست. نکته ای از دکتر سید حسین نصر:«رسالت هنر در بینش اسلامی، شرافت بخشیدن به ماده است.».(نصر،85).
صورت شهري که آنجا مي روي
ذوق بي صورت کشيدت اي رَوي
پس به معني مي روي تا لامکان
که خوشي غير مکان است و زمان
مفهوم معنا در شهرسازی
در رویکرد زبان شناسان به معنی، شهرسازان الگوهاي شهري را به زبان بصري تشبیه کرده و تلاش نموده اند ساختار زبان را با ساختار شهر تطبیق دهند و بحث معنی، قواعد و نحو و کلمات را عنوان کنند. بناها، کلمات و نشانه هایی هستند که جمله یا شهر را می سازند معنا کلیه ذهنیت هایی است که یک محرك براي ناظر به وجود می آورد، زمانی که آن را با تجربیات خود، اهداف و منظورهایش مقایسه می کند. باید توجه داشت که خلق معنا فرایندي منفعل نیست که ذهن اطلاعات حسی را بگیرد و آن را براساس قوانین تداعی معنی به هم متصل کند، بلکه فرایندي فعال و خلاق است. در این فرایند، عین و ذهن یک واحد را تشکیل می دهند و ذهن جهانی را می آفریند که در فرایند ادراك حس می کند. به عبارتی همان طورکه قوه بینایی به نور وابسته است، یک اندیشه در ذهن نیز به طبیعت و محیط وابسته است به عبارتی معنا هم مولود واقعیت مادي و هم زاده ذهن شناسان است.(فرح حبیب، 85).
ما در تحلیلمان از شهر به دنبال معنا هستیم، چراکه این معناست که زندگی را می آفریند.(بارت،82).
معنی دار بودن محیط شهري بیشتر مشخصه اي کیفی است که تأویل آن نیاز به  مرور محتوي دارد. امروزه موضوع معنی یا به عبارت بهتر، مطرح کردن معنی به عنوان معیاري براي ارزیابی یک شهر (به ویژه شهر خوب) مورد استفاده و استناد قرار می گیرد. از جمله لینچ، معنی را به عنوان معیاري براي شهر خوب معرفی می نماید.(لینچ،85).
مفهوم معنا در شهرسازي اسلامی
واژه معنی در زبان فارسی، هم به معنی اشاره دارد و هم بر معنویت دلالت دارد. به این ترتیب بحث معنا و معنی یک موضوع ( مثل معناي یک فضاي شهري)، به ویژه اگر معنویت نیز به عنوان وجهی از معنا مدنظر قرار گیرد، در طیفی وسیع و تحت عناوین متنوعی قابل طرح و بررسی است.(نقی زاده،89).
در سیره اسلامی اگر معناي پدیده اي با معنویت همراه باشد و براي انسان قابل درك باشد بر ارزش و زیبایی آن چیز افزوده می شود و بی توجهی به معنا و معنویت در پدیده آن را به مثابه مدي زودگذر که نشانه بی هویتی است نمایان می سازد. معنادار بودن هرچیزي در طیف وسیعی از ساده ترین معنی متصور براي آن تا معانی معنوي نمادین و چندلایه قابل طبقه بندي است.(الیاده، 75).
ما هیچ، ما نگاه
هنگامی که مدونا خواننده امریکایی موزیک ویدئو «هدیه عشق» را منتشر کرد. میلیون ها مخاطب جوان او نمی توانستند تصور نمایند این ترانه های شورانگیز عاشقانه و عارفانه از مولانای خراسان زمین است. وقتی که لینچ  سیمای شهر را به نشر رسانید. کتاب با استقبال گسترده ای از سوی مجامع علمی روبرو شد ولی هیچ کس تصور نمی کرد اصل "تصویرذهنی" قرن ها پیش توسط دانشمند مسلمان، فارابی از فاریاب افغانستان مطرح شده بود. اگرچه خواستگاه مولانا و فارابی و ... در افغانستان هست ولی امروز غربی ها هستند که به دلیل پیشرفت پرشتاب ارتباطات و دمکراسی حاصل از آن فرهنگ ها  از اندیشه های متعدد بزرگان ما بهره می برند. چارلز جنکس معمار فرانوگرای امریکایی، در این باره می گوید: در عصر پست_مدرن شکل زمان به خط قائم میل می کند؛ زیرا وقایع جهان در واکنشی زنجیری بر هم تاثیر می گذارند. غربی ها از اندیشه حکماء ما بهره می برند ولی خود ما به بهانه بهره گیری از توسعه تکنولوژی، هویت شهرهای خود را پس می زنیم. زیرا مردم افغانستان به دلیل احساس عقب ماندگی فنی در مقابل صنعت، تکنولوژی و پیشرفت های جهان غرب دچار نوعی از خود بیگانگی شده اند. در بخش مدیریتی،  از سال 1980 تا کنون مردم افغانستان دائما شاهد وعده ها و حرف های تکراری مسوولان اند. اصولا مدیران شهری افغانستان، فلسفه ای برای شهرسازی قائل نیستند و اعتقادی به فرهنگ و اصالت معماری در شهرهای افغانستان ندارند.
با توجه به ارزش های بی نظیر شهرسازی کهن افغانستان می توان دریافت این آثار و ابنیه با توجه آرا و اندیشه های دانشمندان و حکما بنا شده اند. شهرها مستقیم و غیرمستقیم بر رفتار و سبک زندگی افراد تاثیر می گذارند. سبک زندگی فرد مسلمان در هرات، بامیان و بلخ بر پایه تمدن و فرهنگ اسلامی بنا نهاده شد. فلذا معماران قدیم پرچم داران حقیقی دین، فرهنگ و معنویت بودند. تا آنجایی که به گفته شادروان پیرنیا: «مقام این ها تا حدی می رسیده که گاهی آن ها را مولانا می گفتند. مولانا یعنی دانشمند، یعنی معمار بزرگ و تمام معمارهای بزرگ و معروف ما یک مولانا جلو اسمشان بوده»(میرلطیفی،1384).
شهرنشینی در افغانستان روند پرشتابی دارد، ثانیه ای درنگ و نگاه به گذشته چیزی از سرعت ما نمی کاهد.
نتیجه گیری
با توجه به ارزش های بی نظیر شهرسازی کهن افغانستان می توان دریافت این آثار و ابنیه با توجه آرا و اندیشه های دانشمندان و حکما بنا شده اند. شهرها مستقیم و غیرمستقیم بر رفتار و سبک زندگی افراد تاثیر می گذارند. سبک زندگی فرد مسلمان در هرات، بامیان و بلخ بر پایه تمدن و فرهنگ اسلامی بنا نهاده شد. فلذا معماران قدیم پرچم داران حقیقی دین، فرهنگ و معنویت بودند. تا آنجایی که به گفته شادروان پیرنیا: «مقام این ها تا حدی می رسیده که گاهی آن ها را مولانا می گفتند. مولانا یعنی دانشمند، یعنی معمار بزرگ و تمام معمارهای بزرگ و معروف ما یک مولانا جلو اسمشان بوده»(میرلطیفی،1384).
شهرنشینی در افغانستان روند پرشتابی دارد، ثانیه ای درنگ و نگاه به گذشته چیزی از سرعت ما نمی کاهد.

دیدگاه شما