صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۴ حوت ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان در میان تنش های امریکا و پاکستان

-

 افغانستان در میان تنش های امریکا و پاکستان

روابط شکننده میان امریکا و پاکستان از مدت طولانی به این حالت قرار داشته و کار شناسان آنرا نام های مختلف داده اند: جدایی، طلاق نام داده اند که این علاقمندی متقابل بیانگر پشت پا زدن دوست ها می باشد. زمانی که چند سال قبل، هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه امریکا از اسلام آباد دیدار کرد گفته که چرا امریکا نقش مادر بزرگ ناراضی بازی کرده است.
این تمثیل های که ذکر گردید، حقایق اساسی را پنهان می کند. تنش های پیچیده میان دو کشور پاکستان و امریکا کشور سومی به نام افغانستان را متضرر می سازد. دربدری های افغانستان براساس آنچه کارشناسان بیان می کنند، از 11 ماه سپتامبر شروع نشده بلکه از مدت زمان طولانی به این سو ادامه داشته است. اغاز ویرانی های افغانستان برای بار نخست 40 سال قبل اغاز گردید، درست در سال 1979 میلادی که رییس جمهور وقت امریکا و جنرالان پاکستان با دوستان سعودی خویش برای موضوع افغانستان دست در دست هم دادند. آنها با بکس های پر از دالر و با رویای تصرف اتحاد جماهیر شوروی و شکست کمونیسم کار را شروع کردند.
هدف اصلی آنها این بود تا افغانستان را از اشغال شوروی ها آزاد کنند. اما حال که زمانی زیادی از این موضوع می گذرد، دو نسل از افغان ها هستند که تا کنون بجز جنگ چیزی دیگری ندیده اند. پس همه سالها رد بدل کردن تسلیحات جنگی توسط امریکا و بازی های این کشور، رییس جمهور کنونی امریکا می گوید، امریکا به شکل احمقانه ای میلیاردها دالر را به پاکستان داده و این کشور در مقابل هیچ کاری نکرده است. بنا بر همین دلایل، دولت ترامپ، اخیرا تصمیم گرفت کمک های نظامی این کشور به پاکستان را به دلیل کمک نکردنش به افغانستان را به حالت تعلیق در آورد. اما هنوز هم دلایل مبهم جنگ ادامه خواهد یافت. رییس جمهور ترامپ تنها در پس استطوره بی گناهی امریکایی ها پنهان شده و پاکستان نیز این فریت را آنرا به عنوان منافع استراتژیک برای مردم اش مطرح می کند.
در جریان چهار دهه جنگ، اعمار ارتش پاکستان ملت این کشور را متقاعد کرد، پس از همه چیز یک جنگ دایمی بد نیست. اما از طرف دیگر، کارشناسان به این عقیده اند که پاکستان در آستانه تبدیل شدن به یک افغانستان دیگر است. یکی دیگر از توهین های معمولی که به هردو کشور نسبت داده می شود. حال پاکستان نه تنها بهای خون خود را پرداخت کرده، چنانچه طالبان پاکستانی مکاتب، مساجد و کلیسا ها را به آتش کشیده و سیاست مداران برجسته را کشته اند. همچنین،این یک ذهنیت جدید را به وجود آورد که قتل ها را کوچک نشان می دهد. کشتار دسته جمعی دانشجویان مکاتب که قتل عام گفته می شود و مردم ملکی به صورت تصادفی هنگام کسب و کار شان کشته شده و از آنها به عنوان شهدا تجلیل شده است. تفسیر تندروان «تکفیری» از اسلام، که از عربستان سعودی وارد شد و در جریان جهاد افغانستان تکمیل گردید، حالا عادی شده و هر فردی که مخالف خشونت زیر نام دین باشد به عنوان هوادار امریکایی و یا کافر محسوب می گردد. حال امریکایی ها می گویند، پاکستان بازی دوگانه انجام می دهد، اما آنها باید نوع بازی را که پاکستان با شهروندان خودش را انجام داده است را ببیند.
استقرار پاکستان هم از دید سیاسی و نظامی به سرعت نشان داد که این کشور قربانی خودش در جنگ برضد تروریسم است پاکستانی ها به امریکایی ها می گویند که به زیان های اقتصادی و تلفات ما ناشی از اعمال هراس افگنانه ببینید، سپس در یک چرخش به مردم خود می گوید که طالبان مشکل شان نیست بلکه امریکا می باشد.
روز بعد از استقرار طالبان پاکستانی ها به امریکایی ها گفتند:» شما می توانید از پایگاه های ما برای بمباردمان طالبان استفاده کنید، اما لطفا خاموش باشید، زیرا ما به مردم خویش گفته ایم که طالبان دوستان واقعی ما هستند و اگر ما به بعضی از طالبان که خوب اند، آنرا پیش خود نگهداریم نباید آنرا برضد ما نگهدارید.»سپس بعضی از طالب های که بر دولت حمله کرده بودند گفتند، آنها در صورتی که پاکستان توسط امریکا و هند مورد حمله قرار بگیرد در کنار ارتش پاکستان ایستاده خواهند شد. این سردرگمی ایدیولوژیک پس از اینکه سربازان امریکایی اسامه بن لادن را در سال 2011 کشتند در اوج خویش رسیده بود. برعلاوه، ارتش پاکستان به این باور است که امریکایی بدون کمک آنها در جنگ افغانستان پیروز نخواهند شد. نیروهای امنیتی این کشور متعهد به تصور که از گذشته دارند و آن اینکه می توانند کنترول افغانستان را از طریق جنگ نبابتی در دست داشته باشاند.
از طرف دیگر، امریکا نیز مثل پاکستان به این جنگ گرفتار شده است. برای امریکا به عنوان یک ابر قدرت جهانی این یک جنگ اساسی دیگر است. امریکا و پاکستان در طول سال ها با هم مخالفت کرده اند، پول های زیادی رد و بدل شده و شماری از اشخاص بد کشته شده اند. در این حساب پیچیده، کسانی که میان دوستان از بین رفته چه توجیه می تواند داشته باشد؟ اگرچه بعضی از متخصصین امریکایی می گویند، وقت ترامپ به سیاست های داخلی اش می پردازد درخشش نشان داده است، آنها انتظار دارند جهانیان باور کنند که او در مورد افغانستان و پاکستان کار درست را انجام داده است. تنها یک رییس جمهور دیگر امریکا، همانند شمار از رییس جمهور های قبلی که خواستند این بخش از دنیا را نظم دهد.
برخی از پشنهادهای کنونی کار شناسان از رییس جمهور ترامپ می باشد، نابغه استوار که باید از دوستان سعودی اش این پرسش را مطرح کند تا از ت،ثیر اش بالای پاکستان استفاده کند. حالا این موضوع را در ذهن خود مجسم کنید که: پس از چهار دهه، یک رییس جمهور امریکا، یک شهزاده سعودی و یک گروه از جنرالان پاکستانی دوباره به افغانستان برگردند آنگاه بار دیگر چه اتفاق خواهد افتاد و چه چیز می تواند در مسیر اشتباه برود؟

دیدگاه شما