صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳ میزان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

گِرِه پروسه صلح افغانستان در کجاست؟

-

گِرِه پروسه صلح افغانستان در کجاست؟

یکی از پیچیده ترین مسأله منطقهای و بین المللی در چند دهه اخیر، پروسه صلح افغانستان است. پیچیدگی این مسأله بیشتر از این موضوع ناشی میشود که ماهیت این منازعه، قبل از آنکه ریشه در داخل و طرف های رقیب بازی سیاسی بین الافغانی داشته باشد؛ ماهیت منطقۀ و بین المللی دارد. به همین دلیل است که از دید برخی ناظران و تحلیلگران مسایل افغانستان و طرفهای منازعه، مالکیت پروسه صلح همواره با تردید رو به رو بوده است. به گونهای که تاکنون گروه طالبان دولت افغانستان را به عنوان طرف اصلی در منازعه و مذاکرات به رسمیت نشناخته اند. و اگر در بعضی مواقع اذعان به راه حل بحران کشور از طریق مذاکره و گفتگو کرده اند؛ پیشنهاد مذاکره را رسما به دولت و مقامات آمریکایی پیش کش کرده اند نه دولت افغانستان. البته تردیدی نیست که دستیابی به صلح پایدار بدون حضور و توافق جمعی قدرت های منطقهای و بین المللی غیر ممکن به نظر میرسد. اما آنچه که تاکنون امیدها را زنده نگهداشته و تا حدودی افزایش داده استراتژی جدید آمریکا است. که در این استراتژی، ضمن اعلان حمایت از افغانستان در جهت مبارزه باتروریستان؛ از پاکستان به عنوان حامی و پناهگاه ترورستان؛ به صراحت خواسته شده که دست از حمایت تروریستان برداره صادقانه در کنار جامعه بین المللی به وظایف و تعهدات عمل نماید. این مسأله سبب تشدید فشارهای بین المللی (بالاخص آمریکا) برپاکستان در جهت دست کشیدن از حمایت و پناه دادن به طالبان گردید است. اکنون پاکستان به عنوان کشور حامی تروریستان از طرف افکار بین المللی تحت فشار است. و این چیزی است که می توان ادعا کرد؛ یکی از مهمترین دست آوردهای دولت وحدت ملی به نسبت حکومت حامدکرزی است. که توانسته است شرکای بین المللی ( به ویژه ایالات متحده آمریکا) خود را متقاعد سازد که ادعای دولت و مقامات افغانستان مبنی بر اینکه بحران افغانستان ریشه در خارج از افغانستان و مشخصا پاکستان دارد؛ ادعای درست است. و همین مسأله سبب شده است که دولت افغانستان در صحنه بین المللی در مقایسه به طرف مقابل خود( پاکستان) در موقعیت بهتر و دست بالاتر قرارگیرد. و حمایت جامعه جهانی را به طور چشمگیر با خود داشته باشد. ولی آنچه که سبب پیچیدگی پروسه صلح شده است در چند نکته است:
1.مقامات افغانستان و پاکستان تا هنوز فاقد یک فهم مشترک از ماهیت بحران است. دولت و مقامات افغانستان مدعی هستند که پاکستان پناه گاه اصلی تروریستان و هراس افکنان است. فی الواقع پاکستان حامی اصلی شبکه حقانی و دیگر گروههای طالبان است. اما در مقابل طرف پاکستانی تا به اکنون این ادعا را به شدت رد میکنند و حتی مدعی هستند که گروهای تروریستی و طالبان پاکستانی، از خاک افغانستا مناطق مرزی و شهرهای پاکستان را مورد حمله قرار میدهند. و این فاصلههای ذهنی و ادراکی از اصل قضیه، تا به حال سبب عدم شکل گیری یک مذاکره موفق و برد-برد بین دو طرف گردیده است.
2.پاکستان به شدت از گسترش روابط هند و افغانستان عصبانی است. زیرا نگاه مقامات پاکستانی به حضور هند در افغانستان بیشتر نگاه امنیتی محور است. از این رو حتی نخست وزیر پاکستان اظهار داشته: هند هیچ نقشی در افغانستان نداشته باشد. ولی در مقابل مقامات افغانستان حضور هند را سازنده میدانند. و درجهت بستر سازی همگرایی چند جانبه منطقهای توصیف میکنند. ومعتقدند که حضور رو به افزایش هند در افغانستان، سبب توسعه همکاری های منطقهای میگردد. بالاخص این نوع نگاه بعد از اعلان استراتژی جدید آمریکا (از هند خواسته شده که در عرصه های اقتصادی و مبارزه باتروریسم بیشتر سهم بگیرد) درباره افغانستان و جنوب آسیا، اهمیت بیشتری پیداکرده است.
3. قدرت های تأثیر گذارمنطقهای و بین المللی در امور افغانستان، سیاست های متعارضی را دنبال میکنند. این کشورها در قضیه سوریه و خاورمیانه و ... سیاستهای مقابله جویانه دارند. از این زاویه هرکدام، در رابطه به نیات یکدیگر بد بین هستند. آمریکا مدعی است که روسها و متحدین و همکاران منطقۀ شان، طالبان را ازنظر لوجیستکی حمایت میکنند و به آنها پول و سلاح می دهند. و در مقابل روسها آمریکا را متهم میکند که پس از شکست داعش در خاورمیانه ( که روسیه و متحدین منطقه ای شان نقش جدی داشتند)، به صورت برنامه ریزی شده و سازمان یافته، جنگجویان داعش را در مناطق همجوار با مرزهای کشورهایی که به طور سنتی حوزه نفوذ و قلمروی امنیتی روسها به حساب می آیند، جابجا میکند. و با این کارشان درصدد برهم زدن نظم منطقهای و سوریه سازی دیگر در آسیایی میانه است.
در نتیجه می توان گفت که فقدان فهم و درک مشترک قدرت های بین المللی و منطقهای از ماهیت بحران افغانستان؛ و نیز اهداف و سیاستهای متعارض آنان، باعث شده است که منازعه افغانستان ( باوجود تلاشهای زیاد از آدرسهای مختلف) همچون کلاف سردرگم لاینحل بماند. زیرا هریک از کشورهای دخیل در بحران افغانستان؛ با نگاه بدبینانه، نسبت به نقش گیری و حضور همدیگر، برداشت متضادی از ماهیت بحران و راه حل آن دارد. ولی درعین حال آنچه که میتوان از او به عنوان یک اتفاق خوب نام برد، آغاز مذاکرات رو در روی و سفر نخست وزیر پاکستان (شاهدخاقان عباسی)، به کابل است. این اتفاق، اکنون امیدواریهای را در میان طبقات مختلف مردم به وجود آورده است. اما تردیدی نیست همانطور، که شروع مذاکرات بین سران حکومت دو کشور،محصول فشار های بین المللی است؛ نتیجه این مذاکرات، نیز منوط به حفظ فشار جامعه جهانی بر بالای پاکستان خواهد بود. البته در نتیجه بخش بودن این مذاکرات، همچنان تردیدهای وجود دارد. زیرا مراجع تصمیم گیری در کشورپاکستان، پیچیدگیهای خود را دارد. به این معنا که آیا نخست وزیر پاکستان، از اقتدار و توانایی و حمایت لازم، در جهت پیش برد یک مذاکرۀ جدی را در نزد بخشهای امنیتی پاکستان برخوردار است؟ پاسخ این پرسش بسیاری از تردیدها را در نتیجه بخش بودن گفتگوهای رو در روی مقامات دو کشور برطرف خواهد کرد.

دیدگاه شما