صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۸ اسد ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جامعه شناسی خشونت از دیدگاه جامعه شناسی

-

 جامعه شناسی خشونت از دیدگاه جامعه شناسی <p dir="RTL"><strong>سابقه موضوع:</strong><br>
از حدود سه دهه قبل پدیده خشونت خانوادگی در کشورهای غربی مورد توجه قرار گرفته و سر آغاز بررسیهای خشونت از چاپ مقاله ای به قلم هنری کمپ(1962) آغاز شد که بر اساس مشاهدات بالینی اواز کودکان که در خانواده کتک خورده و در بیمارستان بستری شده بودند, نوشته شد.<br>
او در این مقاله به توصیف و شرح سوختگی ها, شکستگیها و سایر جراحات پرداخت . این مقاله برای اولین بار بر وجود خشونت والدین تأکید کرد, به تدریج در دهه 70 میلادی افراد مختلفی سعی کردند این پدیده را توصیف کنند. این افراد در آغاز کسانی بودند که در محیط کاری خود با خشونت خانگی مواجه می شوند مانند مددکاران و مشاوران مدارس, پزشکان و پرستاران و افراد پلیس و جرم شناسان که سعی در شناخت و تبیین عوامل موثر در ظهور این پدیده را داشتند و بعد از آن جنبش های حقوقی زنان و کودکان نیز نگاه خود را متوجه این پدیده کردند و با انجام گردهمایی, راهپیمایی و سخنرانی ها سعی در جلب افکار عمومی ایجاد تغییراتی در قوانین به نفع قربانیان خشونت کردند.<br>
تأثیر مهم بررسیهای خشونت, تغییر نگرش جامعه نسبت به پدیده خشونت در خانواده بود. اگر در سال1976 تنها 10% از آمریکاییان این پدیده را در جامعه خود مهم تلقی می کردند, در سال 1982, 90% آنها به نگرش فوق رسیده بودند.<br>
کار بسیار مهمی که در زمینه بررسیهای خشونت انجام شده این بود که تنها بر وجود خشونت در خانواده که در بسیاری از روشهای تربیتی واذدین یا رفتار معمولی زن و شوهر نسبت به یکدیگر تلقی می شود, تأکید شد و جنبه های اعمال خشونت در درون خانواده مشخص گردید, بلکه حتی بر تأثیرات آشکار و پنهان اعمال خشونت در جامعه تأکید گردید و مشخص شد که چگونه رفتاری در محدوده کاملا « خصوصی» مانند خانواده دارای نتایج برای محدوده های «عمومی» است.<br>
در ایران تا چند سال پیش , با اینکه برخی موارد حاد خشونت خانوادگی در مطبوعات انعکاس می یافت, اما به صورت معمول خشونت به عنوان رفتار نابهنجار فردی در نظر گرفته می شدو به مفهوم پدیده ای اجتماعی اصلا در نظر گرفته نمی شد. به تدریج این پدیده مورد توجه سازمانها و محافل علمی قرار گرفت. توجه به خشونت و سعی در مقابله با آن ضرورت انجام بررسیهایی را در مورد خشونت ایجاب می کند, بررسیهایی در زمینه خشونت با مشکلات متعددی روبرو است. در ایران به علت نبود اطلاعات آماری, نامشخص بودن جمعیت, مشکل دستیابی به افراد و همچنین نبود بررسیهای دیگر این مشکلات شدیدترند و این امر ضرورت انجام بررسیها را تشدید می کند.<br>
<strong> تعریف خشونت و انواع آن:</strong> <br>
از آنجا که خشونت بدنی ساده ترین نوع خشونت هستند تا به امروز هم اکثر محققان در این زمینه کار می کنند. تعاریف اولیه ای که برای خشونت ارائه شدند نیز بیشتر در رابطه با خشونت بدنی است. گلز و استراوس دو پژوهشگری که سالها در زمینه خشونت خانگی فعالیت کرده اند, خشونت را به عنوان رفتاری با قصد و نیت آشکار و یا رفتاری با قصد و نیت پوشیده اما قابل درک جهت وارد کردن آسیب بدنی به فرد دیگر تعریف کرده اند. مگارژی محقق دیکر در زمینه خشونت معتقد است تعریف او انواع دیگر خشونت را نیز در بر می گیرد, او از خشونت به عنوان شکل افراطی پرخاشگرانه نام می برد که احتمالا باعث آسیب مشخص به فرد قربانی می گردد.<br>
خانم شهلا اعزازی ؛جامعه شناس؛ خشونت را اینگونه تعریف می کنند: وقتي شخصي در درون خانواده مقتدر است و از اين اقتدار ـ از هر نوعي كه مي خواهد باشد ـ بدني، اجتماعي يا اقتصادي در جهت پيشبرد اميال خود، بدون توجه به تمايل ديگري استفاده مي كند، اين كارخشونت است. فكر مي كنم كه اين تعريف بسيار گسترده است و انواع خشونت را دربرمي گيرد.<br>
<strong> نظریات خشونت:</strong><br>
1-نظریه محرومیت:<br>
بروکویتر معتقد است اعمال منتهی به ایجاد محدودیت همچون محرکی برای بروز رفتارهای تهاجمی عمل می نماید و انگیزه افراد را برای توسل به خشونت و اقدام به تهاجم بالا می برد به عبارت دیگر اگر فردی در نیل به هدف خود با شکست مواجه شود ناکامی حاصل احتمال پاسخ پرخاشگرانه او را افزایش میدهد. در این نظریه افراد به واسطه نیروهای محرومیت ساز بیرونی برای توسل به خشونت و اقدام به هجوم تهییج می شوند. بنابراین چنانچه خشونت در جامعه کنترل شود به واسطه علت اصلی که همان محرومیت است فقط محل آن تغییر می کند و در مواردی که مجال بیشتری دارند(مثلا در خانواده) ظهور می یابد البته واضح است که بروز رفتارهای تهاجمی علاوه بر محرومیت نیاز به زمینه ها و پیش شرطهای دیگری نیز دارد در محرومیت را باید یکی از علل این پدیده دانست.<br>
2- نظریه فراگیری اجتماعی:<br>
عنصر ثابت و مهم کلیه نظریه های جامعه شناختی احتمالا همان است که باندورا تحت عنوان فراگیری اجتماعی از آن نام می برد. باندورا ریشه رفتارهای خشن را در محیط تعلیمی افراد می یابد ولی معتقد است فراگیری معمولا تحت شرایط مستقیم (تنبیه یا تشویق)  مشاهدات فردی صورت می گیرد و می تواند نتیجه تجارب شخصی فرد یا برگرفته از نتایج مرتب با رفتار سایر افراد باشد. برای تبدیل از مشاهده به رفتار لازم است تا آن رفتار در ذهن فرد ثبت شود. آنگاه عناصر ثبت شده ذهنی در مرحله بعدی به رفتار مشهود تبدیل می شود. این فرایند با توجه به میزان مهارت و توانایی افراد تفاوت می کند. ابعاد تنبیهی و تشویقی رفتار در سطح خارجی و وجود انگیزه لازم فاعل برای انجام فعل از دیگر مواردی هستند که بر تعدیل ذهنیت به رفتار و عبور از ذهن به عین تأثیر می گذارند. با توجه به اینکه رفتار افراد در زندگی روزمره متأثر از الگوهای متفاوتی است. باندورا سه الگوی شخصی تأثیر گذار بر رفتار خشن را مورد توجه قرار داده است:خانواده و فرهنگهای فرعی(خرده فرهنگهای مورد قبول افراد مانند گروههای همسن و...) و فرهنگ(در قالب نهادهایی چون تلویزیون و فیلم) بنابراین تعلیم رفتارهای خشونت آمیز ممکن است از طریق القای الگوهای رفتاری در خانواده, در گروههایی که افراد عضو آن هستند یا از طریق رسانه ها صورت می گیرد.<br>
پژوهشهای اجتماعی تأکید کننده نظریه فراگیری اجتماعی هستند. مثلا فرزندان اعمال خشن را از والدین می گیرند در دو تحقیق پاترسون»تحلیل الگوی رفتاری پسران» و تحقیق ارن و همکاران «تحلیل الگوی رفتاری فرزندان» از مهمترین عوامل شکل گیری رفتار تهاجمی فرزندان عدم حمایت پدر و مادر از آنها است. والدین روحیه تهاجمی را به فرزندان خود آموخته و آن را تقویت می کنند, حال اگر این واقعیت با ضعف فنون مدیریتی والدین در خانه و کاربرد روشهایی چون تنبیه بدنی سخت همراه گردد, کودکان متوجه رفتارهای خشن و حتی اموری فراتر از آن می شوند. تجمع عناصر مختلفی چون کاربرد زیاد رفتارهای تند و عدم توجه به اصول تربیتی, رفتار ناشایست والدین در خانه به معنای پیدایش الگویی از تهاجم است که کودکان را به سوی خود جلب می کند. بنارباین قسمتی از خشونتهای بزرگسالان ریشه در دوران کودکی دارد, به این ترتیب خشونت خانوادگی به یک فرد ختم نمی یابد و قربانی در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده همان رفتار فرا گرفته  در خانواده آن را در حل تعارض ها و تنش های خانوادگی به کار می گیرند, پدیده ای که درج از آن به عنوان» گردش خشونت» نام می برد. اروینسون نیز معتقد است که مشاهده رفتار پرخاشگرانه در محیط خانواده, نه تنها موجب تقلید آن می شود, بلکه انواع پرخاشگری جدید و بدیع خلق می کند.( از 18 مطالعه انجام شده در این زمینه, 16 مطالعه نشان دهنده این است که مشاهده خشونت موجب افزایش پرخاشگری است.)<br>
البته در پژوهشهای اخیر که نسبت به شناخت هر چه بیشتر خشونت و تهاجم صورت گرفته نظریه فراگیری اجتماعی تا حدی متحول شده مثلا در نظریه باندورا یک ارتباط سه گانه برای شناخت خشونت طراحی و پیشنهاد شده, این مدل مشتمل بر رفتارها, محیط, باورها و تمام چیزهای مورد علاقه شخص است و هر دو فرایند زیست شناختی و محیطی برای تحلیل خشونت و تهاجم مورد توجه قرار می گیرد, به عبارت دیگر نظریه فراگیری اجتماعی با استفاده از عاومل دیگر تقویت شده است.<br>
تئوریهایی که بیشتر بر ارائه تنبیه های درونی برای تهاجم و خشونت استوارند در نهایت الگویی عملی(تک خطی) برای تحلیل طراحی می کنند که مطابق آن اصول و گرایشهای فردی بر رفتار شخص تأثیر می گذارند. از این منظر, گرایشهای نهادینه شده کودکان در مراحل بدوی زندگی آنان نمود می یابد در حالی که نظریه های جدید همچون پاترسون قایل به وجود روابط پاندولی بین فرد و محیط هستند.<br>
توجه به برداشتهای هر فرد از توانایی و دانش خود و تأثیر این برداشت بر رفتار خود از نکاتی هستند که معمولا در تحلیل خشونت نادیده انگاشته می شوند. به همین علت باندورا معتقد است رفتار فرد نباید بسان یک متغیر ناب و خالص در نظر گرفت, بلکه همیشه باید متوجه روابط ظریف بین فرد و محیط بود. استراوس معتقداست نظریه فراگیری اجتماعی بر رابطه میان خشونت خانوادگی و ساختار اجتماعی تأکید دارد. این نظریه در پژوهشی که توسط کارتر و دیگران(1989) انجام شده نیز تأیید می گردد. کارتر معتقد است مسأله مهم در مقابل تحلیل خشونت توجه به نزدیکی یا دوری تلقی افراد و تلقی جامعه از خشونت و روحیه تهاجمی نیز بسیار حائز اهمیت است.<br>
چنانچه این دو تلقی شبیه به هم و مثبت باشد بدیهی است که افراد تأیید و انگیزه بیشتری برای تهاجم و خشونت می یابند.<br>
3- خشونت بمثابه امری فطری<br>
اريك فروم معتقد است كه انسان داراي نوعي از پرخاشگري بالقوه و ذاتي است كه اساساً در پاسخ به تهديد علايق حياتي او به طور اعم بروز مي كند. اين خشونت براي حفظ زيست، دفاعي ضروري است ولي نوع ديگر آن غريزي نيست بلكه تحت تاثير يادگيري و محيط فرهنگي و اجتماعي انسان است.<br>
فلاسفه و دانشمندان هر يك  به فراخور ديدگاه خود انسان را تعريف كرده اند . براساس اين تعاريف؛ يكي از ويژگيهاي او را در نظر گرفته اند مانند تفكر، نطق، اجتماعي بودن، خنده و... در يكي از تعاريف، اليوت ارنسون مي گويد: انسان، حيوان پرخاشگر و ستيزه جوست.<br>
<strong>خشونت بمثابه امری آموختنی</strong><br>
ژان ژاك روسو مي گويد: انسان در محيط طبيعي، موجودي مهربان، شاد و خوب است. قيود اجتماعي او را مجبور به پرخاشگري و فساد مي كند اين نظريه و نمونه هاي ديگر به جنبه اكتسابي يادگيري پرخاشگري تأكيد دارند همچنانكه فرزند خانواده خشن هرگز مهربان و صبور نخواهد بود.<br>
بسياري از انديشمندان از جمله پروفسور عدل معتقد بوده اند كه انسان در محيط طبيعي خشن و بي رحم است و تنها برقراري نظم و تربيت در جامعه مي تواند او را مهار كند و يا سبب تشديد غرايز طبيعي پرخاشگرانه او بشود.<br>
نوربرت الياس، جامعه شناس آلماني در كتاب فرآيند تمدن (۱۹۳۹) چنين بيان مي كند كه در تمدنهاي ابتدايي بشري، استفاده از زور و اجبار عاملي بود كه افراد در جامعه را مجبور به قبول حقوق و حد و مرز زندگي ديگران مي كرد. اين تعريف از متدين بودن را مي توان تا حد قابل قبولي به مفهوم«تقوا » منطبق دانست كه در اديان الهي نسبت به آن تأكيد بسيار شده است. نتيجه اينكه متدين بودن و تقوا داشتن عامل مهمي در رعايت حقوق، مدارا و پرهيز از رفتار خشونت آميز با ديگران است. واقعيت نيز چنين است كه شخص هنگامي از روشهاي خشونت گرايانه استفاده مي كند كه نتوانسته باشد ديگران را تحمل كند و در مواجه شدن با ديگران براي رعايت و تحمل ديگري، ترمزهاي درونش عمل نكنند. <span dir="LTR">www.migna.ir</span> <br>
نوربرت الياس معتقد است كه خشونت پديده اي است كه در فرآيند اجتماعي شدن آموخته مي شود و از آنجايي كه عدم خشونت ورزي به سطح تمدن جامعه و رشد فرهنگ احترام به شخصيت و عقايد ديگران و روشهاي زندگي و شيوه هاي رفتاري ديگري و شكل گيري فرهنگ دموكراسي در جامعه مربوط است به نظر مي رسد كه محو خشونت ممكن نيست مگر آنكه در همه نهادهاي رسمي و غيررسمي (مانند مدرسه و خانواده) خرد و كلان جامعه تغيير و تحولي بنيادين و مستمر و پايدار صورت گيرد، تنها در اين صورت فرهنگ خشونت ورزي جاي خود را به مداراي اجتماعي خواهد سپرد. </p>

دیدگاه شما