صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲ میزان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چهارده سال سرگردانی در مسیر پروسه صلح

-

 چهارده سال سرگردانی در مسیر پروسه صلح

طالبان جز رسیدن به همان خواست ایدئولوژیک شان، به چیزی دیگری قانع نخواهند شد. اگر طالبان قانع شوند، هواداران شان قانع نخواهند شد. طالبان و دولتهای حامی طالبان، تا این اندازه متوجه هستند که با پذیرفتن پروسه صلح و رضایت به خواستههای سیاسی و مادی، پشتوانه عقیدتی تودههای هوادارشان را از دست خواهند داد.  طالبان با از دست دادن هواداران معتقدشان، حتی اگر به عنوان یک حزب قدرتمند مذهبی در افغانستان تبارز پیداکنند بازهم، در نزد هواداران توده و معتقد شان، جایگاه اکنون را نخواهند داشت.
درونمایۀ اصلی صلح به معنای کوتاه آمدن از آن خواست اصلی براثر تعامل مشترک میباشد. اما طالبان هرگز از ایدئولوژی خود کوتاه نخواهند آمد و برسرآن هرگز معامله نخواهند کرد. هم تجربۀ جنبشهای ایدئولوژیک در قرن بیستم و هم تجربۀ مجاهدین و گروه طالبان در تاریخ معاصر افغانستان این واقعیت را ثابت کرده است.
از سال2004  تاکنون برای حضور طالبان بر سر میز مذاکره با دولت افغانستان، هزینههای هنگفت مالی و سیاسی صورت گرفته است. اگر این هزینهها برای تقویت نیروهای نظامی مصرف میگردید هم اکنون نیروهای افغانستان با توانایی تمام می توانست طالبان را مجبور به تسلیم شدن نمایند.
گروههای ایدئولوژیک ذاتا با مفهوم صلح و مصالحه مأنوس نیستند. آنان به پیروزی و حقانیت کاری که میکنند ایمان دارند و دلخوش اند و معتقداند که در عاقبت کار، آنان رستگار و پیروزخواهند بود؛ زیرا آنان خود را برحق و رستگار و غیر از خود را باطل و نابودشدنی می پندارند و این عقیده بخشی اصلی ایمان آنان می باشند که هیچ تردیدی در آن راه ندارند.
به همین سبب است که اکثریت گروه های ایدئولوژیک در طول تاریخ و پهنه گیتی وقتی از جنگ و مبارزه دست برداشته اند که یا کاملا مسلط شده اند یا کاملا تسلیم گردیده اند.
گروه های طالبان از جمله گروه های ایدئولوژیک کاملا مطلق گراست. بر حقانیت آن چه که باوردارند ایمان مطلق دارند و به بطلان آن چه که دیگران می اندیشند نیز باور مطلق دارند. باور مطلق آن وقت برای انسان حاصل میشود که در رفتار دینی خود هیچ شک و تردیدی از خود نشان ندهد و برای عملی شدن آن حتی حاضر باشد جان خود و دیگران را فدا کند هرچه که باداباد!
به همین اصل، انتحار به جز صعود در آخرین پلهی ایمان و میل شدید برای رسیدن به فنا شدن جهت بقای ابدی نیست. در غیر این، پدیده ی انتحار هرگز تصور کردنی و شدنی نمیباشد. با این نگاه، چگونه میتوان از آنان انتظار داشت که ایمان شان را در ترازوی مصالحه بگذارند و برای گذشتن از آن، چانه زنی کنند؟
به همین دلیل است که تمام هزینههای صلح پس از 2004 برای تشویق و کشانیدن طالبان به پای میز مذاکره به هدر رفت و واقعا بیهوده به هدر رفت. با چهارده سال تلاش حکومت افغانستان برای کشیدن طالبان به میز مذاکره، تا هم اکنون طالبان یک ذره و یک لحظه از سخن شان کوتاه نیامده اند و بر ایمان شان تردید وارد نگردیده اند، قربت الی الله می کشند و قربت الی الله کشته می شوند. بر اساس همین اراده قاطع طالبان، هواداران مردمی طالبان در مناطق دور دست افغانستان و دولتهای حامی شان به طالبان بی نهایت باورمند شده اند و دست از حمایت از طالبان بر نمی دارند و به یقین رسیده اند که هزینه های شان برای گروه طالبان به هدر نرفته است.
اما از این سو، حکومت افغانستان به نظر میرسد که در این سالیان دراز، خیلی رنج برده است تا طالبان را به پای میز مصالحه بکشاند، اما به نظر میرسد که حکومت افغانستان بیهوده رنج برده است و بیهوده هزینه کرده است.
اکثریت اعضای شورای عالی صلح افغانستان را در گذشته و امروز اعضای ارشد مجاهدین سابق تشکیل میدهند، آنان می بایست از روانشناسی جهاد این برداشت را کرده باشند، که همانگونه که آنان به فردای پیروزی جهاد مقدس شان ایمان کامل داشتند و مصالحه با حکومت دکتر نجیب اجر و پاداش جهاد را ضایع و آنان را از آرمان واقعی شان باز می داشتند، هم اکنون طالبان نیز در همان حال و هوای معنوی جهاد سیر میکنند و خودشان را با برپایی حکومت اسلامی چندان دور احساس نمیکنند و رجزمی خوانند که نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ!
به همین سبب است که گروههای ایدئولوژیک تا پای جان میرزمند و از کشتن و کشته شدن هیچ باکی ندارند و کشتن و کشته شدن جزء آئینهای ماندگار و حماسی این گروههاست که بدون آن نمی توانند در عرصۀ رزم، ماندگار و پرشور بخروشند. بنابراین غائلۀ کشتن و کشته شدن زمانی پایان مییابد که یا این گروه به کلی نابود و زمینگیر شوند و یا حکومت و مخالفین آنان به کلی زمینگیر گردند.
در تاریخ اسلام نیز، خوارج زمانی دست از کشتکار و مراسمهای آئینی کشتار زنان و کودکان و نمایش ترس و وحشت در میان مردم برداشتند که هسته ی اصلی قدرت شان توسط حکومت وقت نابود گردید و بقایای آن نیز هزیمت شدند.
تلاشهای حکومت افغانستان مبنی بر تنبیه اخلاقی طالبان از طریق صدور فتوا و گردهمایی علما، هیچ تأثیری بر انگیزه طالبان پدید نخواهد آورد. زیرا گروه طالبان تا پای جان و انتحار بر ایمان و رفتار خود باورمند هستند و در ایمان شان خلل ایجاد نخواهند شد. زیرا آنان تنها خودشان را دینداران واقعی و راستین می دانند و دیگران را  مسلمانان ره گم کرده و جاهل می پندارند که به زعم آنان اگر کشته شوند به از آن که همسو با حکومت غیر اسلامی باشند.
انصاف اینست که اصل تلاشهای حکومت افغانستان در راستای صلح ستودنی است، خوب است و می بایست تلاشهای صلح آمیز را در هر شرایطی قدر نهاد و از آن استقبال کرد ولی اصل استراتژی را  نباید از یاد برد که گروههای افراطی ایدئولوژیک به جز مهارکردن دیگر هیچ ضمانتی ندارند.
از این رو دولت افغانستان باید ابتدا صفوف نیروهای رزمی خود را محکم و استوار بگرداند و در سنگرهای گرم و فاتح برای طالبان تعیین تکلیف کنند که مسیر صلح را می پذیرند یا مسیر تسلیم را.
تاوقتی که طالبان در پیروزی خود از راه جنگ امیدوار باشند، هرگز پیروزی خود ر ا روی میز صلح معامله نخواهند کرد و حاضر به مذاکره با دولت افغانستان نخواهند شد.

دیدگاه شما