صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۸ قوس ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رابطه متضاد خشونت و توسعه

-

رابطه متضاد خشونت و توسعه

افغانستان برای رسیدن به توسعه پایدار، نیاز مبرم به صلح پایدار دارد. صلح را اگر بخواهیم به صورت محسوس درک کنیم می توان گفت صلح یعنی احساس آرامش شهروندان در زندگی روزمره شان. مشخص است که آرامش زمانی در زندگی شهروندان کشور قابل احساس می باشد که خشونت وجود نداشته باشد. خشونت را در زندگی روزمره انسان ها می توان به دو صورت تصور کرد که عبارتند از خشونت عینی و خشونت ساختاری. شهروندان افغانستان به همان اندازه که از خشونت عینی رنج می برند از خشونت ساختاری بیشتر آسیب می بینند. خشونت عینی خشونتی است که عوامل و پیامدهای آن به صورت عینی قابل درک و نشانه گیری است. جنگ و انفجار و دیگر خشونت های فیزیکی از جمله خشونت های عینی محسوب می شوند که قابل دید می باشند. اما به همان اندازه که شهروندان افغانستان از خشونت فیزیکی رنج برده اند بیشتر از آن از ساختارهای رنج برده اند که هرچند قابل آدرس دهی دقیق و دید عینی نیستند، آسیب دیده اند. وجود قوانین غیرعادلانه، رسم و عرف های ظالمانه و نگاه های تبعیض آلود و شرایط غیرعادلانه  مخصوصا درمورد زنان از جمله ساختارهای خشونت آمیز هستند که آرامش را از زندگی شهروندان سلب می کنند.
در افغانستان هردو خشونت به صورت بسیار قدرتمند وجود دارند. حتی شهروندانی که از خشونت فیزیکی به دور است از خشونت های ساختاری رنج می برند. نگاه های تبعیض آمیز در روابط اجتماعی و اداری از جمله خشونت های حاکم اند که روان شهروندان کشور را می آزارد و بدترین خشونتی است که در برابر تعاملات اجتماعی شهروندان افغانستان قرار دارد.
گذشته از خشونت ساختاری، هم اکنون تمام خواسته مشترک مردم و حکومت افغانستان رهایی از خشونتی است که به صورت عینی برروان و زندگی مردم افغانستان سایه انداخته است. نزدیک به چهل سال است که شهروندان افغانستان با این خشونت زندگی را سپری می کنند. تقریبا یک نسل از مردم افغانستان در آرزوی رهایی از خشونت جنگ زندگی را به فرزندان خود به میراث گذاشته اند. نسل امروز در سایه هراس انگیز جنگ و خشونت تمام هستی موجود را برباد رفته احساس می کنند و هیچ افق روشن را برای رشد جوانه های امید فردای شان نمی بینند.
در سایه سنگین ترس و هراس جنگ، امید به زندگی و سرمایه گذاری برای فردای افغانستان به صفر تنزل پیدا می کنند. در چنین حالتی هیچ خشتی روی خشتی گذاشته نخواهد شد. درون مایۀ توسعه و رفاه کشورهای پیشرفته امید به زندگی و سرمایه گذاری مطمئن برای رفاه فردای شان بوده است.  متأسفانه این احساس در افغانستان آن چنان که باید رشد نکرده است. در صورتی که این احساس در کشور رشد نکند و مردم به فردای مطمئن ایمان نیاورد، حتی با بزرگترین حرکت های تشویقی از جانب حکومت، حاضر به سرمایه گذاری در افغانستان نخواهد شد. در زمان حکومت حامدکرزی تشویق های خوبی برای انگیزه بخشی جهت سرمایه گذاری در افغانستان روی دست گرفته شد ولی چون امید به فردای مطمئن خیلی کمرنگ بود به همین لحاظ سرمایه گذاری خوب در افغانستان صورت نگرفت.
از این رو می توان گفت در صورتی که احساس آرامش در افغانستان گسترش پیدا نکند هیچ کسی حاضر به سرمایه گذاری و کار برای افغانستان نخواهد شد. این احساس زمانی پدید می آید که عوامل خشونت به صورت یقینی در افغانستان حذف شود.
واقعیت اینست که تلاش های زیادی برای حاکم شدن آرامش و حذف خشونت در افغانستان صورت گرفت ولی آن چنان که باید مؤثر واقع نشد. حکومت برای حذف خشونت های ساختاری اقداماتی چون حاکمیت قانون و حمایت از ارزش های مدنی و حقوق بشر را در افغانستان روی دست گرفت و در این زمینه در برابر جامعه جهانی نیز تعهدات مشخص را مطرح کرد. ولی با این هم، آن گونه که باید تاهنوز در زندگی روزمره مردم آرامش محسوس و مطمئن به وجود نیامده است. اما بازهم پالیسی های حکومت در این موارد قابل قدر است و بعنوان یک سنگ بنایی با ارزش برای فردای افغانستان یک گام موفق ارزیابی می گردد ولی سخن این جاست که در بعد عملیاتی تاکنون نتایج آن گونه که انتظار می رود وجود ندارد.
در کنفرانس بین المللی جینوا برای افغانستان، دقیقا حکومت افغانستان در همین مورد کارنامه خود را بعنوان سنگ بنایی ارزش های مدنی برای فردای افغانستان گزارش داد و تقریبا کامیاب ظاهر شد.
حکومت افغانستان اما علاوه بر گزارش از کار کرد های خود در زمینه حذف خشونت های ساختاری بیشتر به مسئله جنگ و صلح پرداخت. این سخن به این معناست که حکومت افغانستان از تلاش های خود در راستای حذف خشونت های ساختاری به صورت نسبی احساس موفقیت می کند و اکنون در تلاش است که در بخش مبارزه با خشونت عینی بیشتر تلاش کند.
واقعیت هم اینست که جنگ و خشونت های برخاسته از جنگ یکی از موانع بسیار مهم در راه نهادینه شدن حاکمیت قانون و رشد ارزش های مدنی  در افغانستان است. حکومت افغانستان طرحی را که بعنوان نقشه راه صلح برای مدت زمانی پنج سال در افغانستان مطرح کرده است اگر با جدیت و حمایت احزاب سیاسی و جامعه جهانی به پیش برود انتظار حکومت اینست که با حذف خشونت های عینی و گرم، خشونت های ساختاری برخاسته از خشونت جنگی نیز در افغانستان از بین برود و جایش را به جامعه آرام و قانونمدار بسپارد.
به نظر می رسد که هم جامعه جهانی و هم حکومت افغانستان دقیقا به این نتجه رسیده است که بدون حذف خشونت و در نبود یک فضای آرام، هیچ زمینۀ مناسب برای نهادینه شدن ارزش های دموکراتیک، حاکمیت قانون و سرمایه گذاری لازم برای توسعه افغانستان شکل نخواهد گرفت.
به همین سبب است که تمام سرمایه ها و کمک های انبوه کشور های حمایت کننده افغانستان در سال های گذشته بدون نتیجه مؤثر به پایان رسید و حتی سرمایه گذاری های صورت گرفته در افغانستان هیچ بهره ی مؤثر برجای نگذاشت و ازمیزان فقر و بیکاری افغانستان کاهش نداد. به همین سبب است که اکنون دیده می شود که کاش جامعه جهانی به جای تمام کمک های مالی اش در افغانستان از همان ابتدا مسئله طالبان و خشنونت های سیاسی را در افغانستان به صورت دوامدار حل می کرد. اگر چنین می شد حتی اگر یک خشت در افغانستان گذاشته می شد به صورت مطمئن گذاشته شده بود و مطمئنا باقی هم میماند.

دیدگاه شما